بحران در ایران و راه‌حل دموکراتیک؛ در کنفرانس آلمان چه گذشت؟

از انتقاد به اعطای جایزه آزادی به پسر شاه تا تأکید بر مقاومت سازمان‌یافته؛ آیا آینده ایران از مسیر دیکتاتوری موروثی و مذهبی می‌گذرد یا استقرار یک نظم دموکراتیک؟

در آلمان، کنفرانسی با عنوان «بحران در ایران و راه‌حل دموکراتیک» با سخنرانی شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی برگزار شد.

مارتین پاتسلت، عضو هیئت‌رئیسه کمیته آلمانی همبستگی برای ایران آزاد و نماینده پیشین پارلمان آلمان، در سخنان خود گفت: گماردن پسر شاه برای سپردن جایزه آزادی، صرفاً یک اشتباه تشریفاتی نیست، بلکه یک خطای فاحش سیاسی است.

مارتین پاتسلت: چرا گماردن پسر شاه برای دریافت جایزه آزادی یک خطای سیاسی است؟

مارتین پاتسلت، عضو هیئت‌رئیسه کمیته آلمانی همبستگی برای ایران آزاد و نماینده پیشین پارلمان آلمان، گفت:

«خانم‌ها، دوستان عزیز،

اکثر شما مرا می‌شناسید. پیوند عمیق من با مردم ایران و جنبش آزادی‌خواهی مردم ایران، حاصل هشت سال عضویت من در کمیسیون حقوق بشر پارلمان فدرال آلمان (بوندستاگ) است.

من در آنجا گزارشگر ویژه در امور ایران بودم و می‌بایست به‌طور ویژه به وقایع و تحولات ایران می‌پرداختم.

آنچه اکنون در اینجا، در آلمان، اتفاق افتاده، مرا در بهت و حیرتی وصف‌ناپذیر و در واقع در خشم و انزجار فرو برده است. در حالی که امروز در اینجا نشسته‌ام، هنوز نمی‌توانم آنچه را رخ داده باور کنم. بنیاد وابسته به حزب دموکرات آزاد (FDP)، حزبی که در آلمان خود را حزب آزادی می‌داند، قصد دارد «جایزه آزادی ۲۰۲۶» را به مردم ایران اهدا کند. این فوق‌العاده است؛

پسر شاه نه به‌طور صریح و روشن، نه در گذشته و نه اکنون، از اقدامات پدرش فاصله نگرفته است؛

و حال، در لحظه‌ای ظاهر می‌شود که در میان مردم ایران، خواست آزادی با خون‌های بسیار، جان‌باختگان فراوان و تصمیم‌های شجاعانه نسل جوان مهر تأیید خورده است؛

در برهه‌ای که مبارزه مردم ایران ناگهان در سراسر جهان تا این حد به چشم می‌آید و بسیاری دیگر به تجدیدنظر در دیدگاه‌های خود پرداخته و می‌گویند: بله، ما باید در کنار این مردم بایستیم؛ درست در همین هنگام، ناگهان پسر شاه سر برمی‌آورد.

شاید ساده‌لوحانه باشد اگر به نیات شوم پشت این ماجرا شک نکنیم، اما ما در کمیته مقاومت یا کمیته همبستگی آلمان، طبیعتاً این پرسش را مطرح می‌کنیم که آیا این وضعیت نیز از سوی فعالیت‌های پیچیده و گسترده سرویس‌های اطلاعاتی ایران در سطح جهان پشتیبانی نمی‌شود تا توجهات را از مبارزان واقعی مقاومت منحرف سازد؟

همان مبارزانی که با وفاداری و تقدیم قربانیان بی‌شمار، طی دهه‌ها رهایی مردم ایران را پیگیری کرده‌اند؛ پس از آنکه سرنگونی رژیم شاه نیز با مشارکت و فداکاری آنان ممکن شد.

این موضوع به‌سادگی فراموش می‌شود؛ مجاهدین خلق کسانی بودند که در آن روزگار، دوشادوش همه آنانی که خواهان آزادی توأم با کرامت برای مردم ایران بودند، جنگیدند و شاه را از کشور بیرون راندند.

انتخاب یا گماردن پسر شاه به‌عنوان پیام‌آور این جایزه صلح، صرفاً یک اشتباه تشریفاتی نیست، بلکه یک خطای فاحش سیاسی است.

هر کس که به نماد دیکتاتوری گذشته اعتبار و وجاهت ببخشد، در واقع هدیه‌ای به دیکتاتوری کنونی تقدیم کرده است.

امروز ایران در کشتار زندانیان، به‌ویژه زندانیان سیاسی، در صدر جهان ایستاده است. هر کس کمترین حرکتی کند و ندای آزادی سر دهد، بی‌درنگ از عرصه عمومی محو می‌شود. و این به‌روشنی نشان می‌دهد که رژیم ملایان حقیقتاً در موضع تدافعی قرار دارد؛ نشان می‌دهد که بیش از هر چیز دیگری از آزادی در هراس است.

خانم‌ها و آقایان،

رضا پهلوی امروز نماد وحدت اپوزیسیون نیست؛ او چهره‌ای بحث‌برانگیز و تفرقه‌افکن است.

ایران نه نیازمند سلطنت موروثی است و نه به دیکتاتوری مذهبی سرکوبگران مردم نیازی دارد. ایران نیازمند یک نظم دموکراتیک است و پیش‌تر نیز به طرح ۱۰ ماده‌ای اشاره شد؛ اگر این طرح یک ضمانت است، پس ما عملاً تنها باید از چنین جنبشی پشتیبانی کنیم.»

معصومه بلورچی: آیا راه‌حل ایران در مقاومت سازمان‌یافته مردم نهفته است؟

دکتر معصومه بلورچی، نماینده شورای ملی مقاومت ایران در آلمان، در سخنان خود گفت:

«می‌خواهم بر یک حقیقت آشکار تأکید کنم: راه‌حل واقعی و عملی برای ایران در مقاومت سازمان‌یافته‌ای نهفته است که در درون خود کشور جریان دارد.

یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این واقعیت را امروز در زندان‌های ایران شاهد هستیم.

زندانیان می‌دانند که به‌خاطر تصمیم و موضع خود ممکن است به حکم اعدام و چوبه‌دار نزدیک‌تر شوند، با این حال عقب‌نشینی نمی‌کنند. برعکس، آن‌ها مقاومت خود را به جنبشی مشترک و فراگیر تبدیل کرده‌اند.

اهمیت این جنبش تنها در مخالفت با مجازات اعدام خلاصه نمی‌شود؛ این حرکت نشان می‌دهد که حتی در زندان و زیر سایه چوبه‌دار نیز مقاومت ادامه دارد و گسترش می‌یابد.

این مقاومت نه به مذاکره با جلادان چشم دوخته است و نه به جنگ و مداخله خارجی؛ بلکه بر ایستادگی خود مردم در برابر یک رژیم سرکوبگر تکیه دارد.

در نقطه مقابل، آلترناتیو قلابیِ بازمانده سلطنت قرار دارد؛ او با تأیید جنایات پدرش و حتی افتخار به آن‌ها، تنها بذر تفرقه می‌پاشد و مروج خشونت علیه مخالفان رژیم است. این رویکرد مانعی در مسیر تغییر واقعی است.

ما از مقاومتی سخن می‌گوییم که بیش از چهار دهه در برابر زندان، شکنجه و اعدام تاب آورده و ایستادگی کرده است. آنچه امروز از زندان‌ها می‌بینیم، صرفاً اعتراض به اعدام‌ها نیست، بلکه جلوه‌ای از همان مقاومت برای دستیابی به آزادی و تغییر است.

از شما سپاسگزارم.»

 
لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط