شعر و ادب در آینه؛ ویسلاوا شیمبورسکا و راینر ماریا ریلکه
۱۴۰۵/۸/۲
آیا چیزهایی که هر روز میبینیم، واقعاً معمولی و بیاهمیتاند؟ نگاهی به یک مهمانی، تصاویر طبیعت و شعر ویسواوا شیمبورسکا، شاعر لهستانی و برنده جایزه نوبل ادبیات، ما را به این پرسش میرساند که چگونه میتوان از سادهترین پدیدههای زندگی، به درک عمیقتری از انسان و جهان رسید.
دوستان عزیز، سلام. خیلی خوشحالم که در این برنامه در خدمت شما هستم.
یک سؤال بهظاهر بیاهمیت هم دارم که بعداً متوجه میشوید چرا بیاهمیت است. اما سؤال این است: آیا میشود به یک چیز بیاهمیت نگاه کنیم؛ بیاهمیت، البته به قول خودمان، یا به یک چیز ساده و معمولی نگاه کنیم، اما از آن نتایج بزرگ فلسفی، انسانشناسانه و عمیقی بگیریم؟
خب، یک مثال بزنم.
چند روز پیش، خودم به یک مهمانی رفته بودم. مهمانی در سالنی برگزار میشد. همه نشسته بودند و در جمعهای اطراف سالن با هم صحبت میکردند. روی دیوارهای سالن، موسیقی آرامبخشی پخش میشد و در کنار آن، تصاویری نمایش داده میشد که هیچکس به آنها نگاه نمیکرد.
تصاویر چه بودند؟ گل، بلبل، آب رودخانه، درخت، جنگل، ابر و فوج پرندگانی که از آسمان عبور میکردند. موسیقی الهامبخش و آرامبخشی هم پخش میشد.
اما اغلب حاضران مشغول صحبت بودند و کسی به تصاویر نگاه نمیکرد.
اصلاً انگار پذیرفتهایم که نگاه کردن به این تصاویر باید زمانی باشد که یک خبر سیاسی پخش میشود، یک خبر اقتصادی مطرح است، نویسنده بزرگی صحبت میکند یا رئیسجمهوری سخنرانی میکند. بنابراین، وقتی تصاویر گل و بلبل نمایش داده میشوند، کمتر کسی به آنها توجه میکند.
امروز سراغ دو شاعر رفتم؛ یکی از لهستان و دیگری شاعری آلمانیزبان از جمهوری چک. دو موضوع هم پیدا کردم که در نگاه اول بسیار بیاهمیت به نظر میرسند.
الان متوجه شدید منظورم از بیاهمیت چیست؟ یکی از این موضوعها شعری درباره پیاز است؛ پیاز! شاید یکی از معمولیترین چیزهایی که ممکن است در زندگی به آن نگاه کنیم.
ویسواوا شیمبورسکا؛ چگونه شعر درباره پیاز به فلسفه زندگی میرسد؟
این شاعر لهستانی، ویسواوا شیمبورسکا، در سال ۱۹۹۶ برنده جایزه نوبل ادبیات شد. او متولد سال ۱۹۲۳ بود و بهعنوان شاعر، مقالهنویس و مترجم لهستانی شناخته میشد.
داوران کمیته نوبل در توصیف او، بر ظرافتهای زبانی شعرش و درهمآمیختن آنها با شور و هیجانهای فکری تأکید کرده بودند.
اشعار او به زبان انگلیسی و بسیاری از زبانهای اروپایی، چینی، فارسی، عبری و عربی ترجمه شدهاند. چندین مجموعه شعر و کتاب نیز که ترجمه او از زبان فرانسه به زبان لهستانی هستند، در کنار دهها مقاله ادبی از او به جا مانده است.
آکادمی نوبل هنگام اعطای جایزه به ویسواوا شیمبورسکا، از دقت طنزآمیز او در شعرهایش و تواناییاش در آشکار کردن حقایق فلسفی و انسانشناسانه یاد کرد.
خود شیمبورسکا نیز در سخنرانی ویژه نوبل خود گفت که در زبان شعر، هیچ چیز واقعاً معمولی نیست.
معمولی یعنی چه؟ یعنی تکراری؛ یعنی چیزی که دیگر توجه ما را جلب نمیکند.
مثلاً آدمی در پیادهرو راه میرود. دیگر آدمهایی که در پیادهرو حرکت میکنند، برایمان تماشایی نیستند. آدمها را میبینیم، اما شاید دیگر به آنها توجه نمیکنیم.
یا درختی را در کنار خیابان در نظر بگیرید. از کنار آن رد میشویم، بیآنکه توجه کنیم جلوی خانهمان، در پیادهرو، چه درختی قرار دارد و اصلاً اسم آن چیست.
اما شیمبورسکا به پیاز نگاه میکند؛ به پیاز!
او درباره آن شعری بسیار زیبا میگوید و از همین چیز بهظاهر معمولی، دریچهای به سوی اندیشه باز میکند.
پیاز چیز دیگری است؛ دل و روده ندارد. از بیرون تا مغز، مغزِ پیاز است.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
