نه به اعدام؛ کارزاری تا سرنگونی رژیم آخوندی؛ ارتباط مستقیم
۱۴۰۵/۸/۴
آیا گسترش کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» میتواند سلاح سرکوب و ارعاب را از دست رژیم خارج کند؟
میهمان برنامه: بهزاد نظیری
برنامه «ارتباط مستقیم» در حالی پخش میشود که ماشین اعدام در ایران همچنان قربانی میگیرد و هر روز صبح، با شنیدن خبر اعدامها، قلب همه ما جریحهدار میشود؛ اما صدای مخالفت با اعدام هر روز بلندتر و بلندتر میشود. از زندانهایی که قرار بود محل خاموش کردن صدای معترضان باشند تا تجمعات بازنشستگان، خانوادههای زندانیان و فعالیتهای ایرانیان در خارج از کشور.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» حالا به یکی از نمادهای ایستادگی تبدیل شده است؛ حرکتی که از درون زندانها آغاز شد و دامنه آن به دهها زندان گسترش یافت. اما در ورای این تحولات، یک پرسش سیاسی مهم وجود دارد.
چرا حکومتی که با بحرانهای فزاینده داخلی و خارجی روبهرو است، همچنان بر اعدام تکیه میکند؟ و چرا با وجود این اعدامها، مخالفت و مقاومت نهتنها خاموش نشده، بلکه ابعاد تازهای پیدا کرده است؟
امشب میخواهیم درباره همین موضوع، درباره مقاومت زندانیان سیاسی، همچنین گسترش کارزار «نه به اعدام» در داخل و خارج کشور و پیامدهای اجتماعی و سیاسی آن گفتوگو کنیم. مهمان برنامه، آقای بهزاد نظیری هستند که خودشان سالها زندانهای رژیم ایران را تجربه کردهاند و از نزدیک با شرایط زندانیان سیاسی آشنا هستند.
آقای نظیری، اگر موافق باشید، نگاهی به شرایط کنونی بیندازیم. بههرحال، رژیم ایران در حال حاضر درگیریهای زیادی دارد؛ چه درگیریهای نظامی و بحرانهای خارجی و چه وضعیت اقتصادی وحشتناکی که در آن قرار دارد. اما با وجود این، همچنان بر شدت سرکوب و اعدام افزوده میشود. کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل نیز در مرداد امسال از استفاده از اعدامها، مشخصاً برای ارعاب جامعه و سرکوب مخالفتها، ابراز نگرانی کرد.
سؤال این است که چرا در این شرایط بحرانی، جنگ، گرانی و بدبختی، رژیم باز هم این مسئله را در اولویت قرار میدهد؟ مگر چیزی جدیتر از جنگ خارجی هم وجود دارد؟
بهزاد نظیری: بله، صحبت از اعدام در ایران، صحبت بیپایانی است.
یادی کنیم از یک حقوقدان و وکیل دادگستری، یکی از برادران مجاهدمان که اتفاقاً کارشناس این موضوعات بود؛ زندهیاد نادر رفیعینژاد که کتابی درباره اعدام نوشت و این موضوع را بررسی میکرد. او این بحث را با این عبارت شروع میکند: «اشتیاق سیریناپذیر رژیم آخوندی در اعدامها».
توصیف جالبی است. چرا اشتهای سیریناپذیر؟ چرا رژیم کماکان اعدام را بهعنوان یک ضرورت به کار میگیرد؟
فراتر از مسئله قضایی یا حقوقی، این را وقتی بهتر میتوانیم بفهمیم و درک کنیم که ببینیم سیر تکامل جامعه بشری در مورد اعدام به چه سمتی میرود.
خب، این مسیر به سمت لغو حکم اعدام است. شما همین ۲۰ سال گذشته را بررسی کنید؛ مثلاً تعداد کشورهایی که حکم اعدام را لغو کردهاند، از حدود ۱۰۰ کشور به ۱۱۵ کشور رسیده است. از ۱۹۳ کشور عضو ملل متحد، حدود ۴۷ کشور باقی ماندهاند که کماکان اعدام در آنها وجود دارد.
در بعضی از این کشورها، اعدام عملاً اجرا نمیشود. ۲۸ کشور هستند که این مجازات را در قانون دارند، ولی در عمل اجرای آن را تعلیق کردهاند.
حتی بعضی کشورها در همین روند جهانی و مسیر تاریخ، قوانین خود را محدود کردهاند؛ مثلاً گفتهاند که اعدام فقط برای جرایمی خاص، مانند جرایم امنیتی، اعمال شود. به این ترتیب، سمتوسوی نظام جهانی به سمت لغو حکم اعدام است.
چرا رژیم برخلاف روند جهانی، به اعدامهای بیشتر روی آورده است؟
سمتوسوی رژیم آخوندی، وقتی میگوییم ضدبشری است، همین است؛ درست عکس روند جهانی. شما فقط همین سه سال گذشته را نگاه کنید تا حدودی جواب این سؤال را بگیرید.
مثلاً در سال ۲۰۲۶ که اکنون در آن هستیم، بنا بر برآوردهای مختلف، شمار اعدامها از ابتدای سال به بیش از ۱۲۰۰ مورد رسیده است. سال گذشته، عفو بینالملل در سال ۲۰۲۵ از ۲۱۹۵ اعدام خبر داد و سال قبل از آن نیز ۹۷۲ اعدام ثبت شده بود. این آمارهایی که عفو بینالملل ارائه میدهد، با کموبیش تفاوت، در همین حدود است که سازمان ملل هم گزارش میکند.
خب، این روند کاملاً برعکس است.
ثانیاً، در همین کشورهایی که اعدام را اعمال میکنند، این مجازات در چارچوب یک نظام قضایی تعریف میشود.
شما ببینید در ایران، بنا بر آماری که خودتان هم در سؤالتان به آن اشاره کردید، کمیسر عالی حقوق بشر، آقای والتر ترک، در ماه اوت گذشته گفت که ۵۶ اعدام به دلیل جرایم امنیتی بوده است؛ اعدامهای سیاسی که ۲۷ مورد از آنها مربوط به تظاهرکنندگان در ژانویه، یعنی قیام دیماه اخیر، بوده است که بازداشت و اعدام شدند.
این آمار و ارقام تازه مربوط به پایان ماه اوت است؛ یعنی اکنون که در آخر ماه اکتبر هستیم، شمار اعدامهایی که خود رژیم به دلایل سیاسی انجام داده، از ۶۵ مورد گذشته است.
پس این موضوع معنایی دارد؛ یعنی در مورد ایران، با یک مورد خاص روبهرو هستیم. شما اعدام را بهعنوان یک...
چگونه اعدام از مجازات قضایی به سلاحی سیاسی برای سرکوب تبدیل میشود؟
بهزاد نظیری: ...موضوع حقوق بشری در دنیا در نظر بگیرید. اکنون افراد زیادی در سراسر جهان علیه حکم اعدام هستند. مخالفت با این حکم به شعاری فراگیر در دنیا تبدیل شده است؛ زیرا این مجازات، مجازاتی ضدانسانی است. ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر، حق حیات، آزادی و امنیت را برای هر انسانی به رسمیت میشناسد و از دولتها میخواهد این حقوق را به رسمیت بشناسند.
اما وقتی این موضوع به ایران میرسد، جنبه دیگری پیدا میکند؛ یعنی اعدام به یک سلاح تبدیل میشود، یک سلاح سیاسی.
سلاحی که رژیم میخواهد با آن جامعه را ساکت کند، جامعه را خفه کند و مانع از آن شود که آحاد جامعه در برابر این حکم ایستادگی کنند. رژیم همیشه بر این سیاست پافشاری و تأکید کرده است.
همین پریروز در اخبار بود که غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه قضاییه، به دیدار مجتبی خامنهای رفته بود. در اظهاراتی که مطرح کرده بود، مشخصاً بر «رسیدگی سریع و توأم با دقت و قاطعیت و اجرای بهموقع و بازدارنده احکام» تأکید کرده بود.
بازدارنده از چه چیزی؟ میخواهند جلوی چه چیزی را بگیرند؟
کسی که با فرهنگ رژیم آشنا باشد، میداند اجرای احکام در ادبیات آنها به معنای شکنجه یا اعدام است. اجرای بازدارنده احکام یعنی همان اعدامها را بیشتر و با قاطعیت بیشتری اجرا کردن؛ به زبان خودشان، برای جلوگیری از وقوع چیزی.
پس برمیگردیم به ابتدای صحبت شما: وقتی میگوییم «نه به اعدام» فراگیر شده است، معنایش این است که...
آیا گسترش «نه به اعدام» میتواند سلاح استراتژیک رژیم را خنثی کند؟
بهزاد نظیری: ...وقتی بر «نه به اعدام» تأکید میکنیم، یعنی داریم رژیم را خلع سلاح میکنیم.
رژیم از اعدام بهعنوان سلاحی استفاده میکند تا در برابر قیام بازدارندگی ایجاد کند. پس گسترش شعار «نه به اعدام» یعنی خلع سلاح رژیم؛ گرفتن یک سلاح استراتژیک از رژیم.
ارتباط مستقیم ـ نه به اعدام؛ کارزاری تا سرنگونی رژیم آخوندی ـ قسمت دوم
ارتباط مستقیم ـ نه به اعدام؛ کارزاری تا سرنگونی رژیم آخوندی ـ قسمت سوم
ارتباط مستقیم ـ نه به اعدام؛ کارزاری تا سرنگونی رژیم آخوندی ـ قسمت چهارم
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
