بزرگترین تهاجم موشکی رژیم آخوندی به‌اشرف و قرارگاههای ارتش آزادیبخش در ۲۹فروردین۱۳۸۰

۱۴۰۴/۱/۲۹

در آغاز دهه هشتاد، عملیات مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی، رژیم ولایت‌فقیه را بستوه آورده بود. در آن زمان رژیم ولایت‌فقیه درگیر زهر سه سرگی و یک بحران درونی در دوره آخوند خاتمی بود و خامنه‌ای برای برقراری تعادل رژیمش، حذف مجاهدین و ارتش آزادی را به‌عنوان تهدید اصلی نظام ضروری میدانست. از اینرو اشرف و تمامی قرارگاههای مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی ایران در سراسر نوار مرزی را از اشرف تا قرارگاه حبیب در حوالی شهر بصره در ۲۹‌فروردین‌۱۳۸۰ در بزرگترین تهاجم موشکی که در طول جنگ ۸ساله هم هرگز سابقه نداشت، موشکباران کرد.  
ابتدا نگاهی داریم به‌سابقه نامگذاری روز ۲۹ فروردین به‌نام روز ارتش در رژیم خمینی 
مجاهدین در اواخر فروردین‌۵۸ در پی اعتراض پدر طالقانی به خودسری کمیته‌ها و پاسداران خمینی که پدر طالقانی دفاتر خود را تعطیل و به عنوان اعتراض تهران را ترک کرد، اعلام کردند نیروهای خود را تحت فرماندهی ایشان برای جلوگیری از هرگونه تعرض قرار میدهند. خمینی وحشت‌زده به بقایای ارتش شاه آویخت و روز ۲۹‌فروردین را روز ارتش نامگذاری کرد تا بدینوسیله بقایای ارتش شاه را در برابر پدر طالقانی و مجاهدین قرار دهد اما پرسنل مردمی ارتش نقشه او را خنثی کردند.  
روحانی – ۲۷فروردین ۹۹
و آن کار بزرگی که امام در ۲۹‌فروردین سال‌۵۸ انجام داد. آن روز روزی بود که توطئه بزرگی علیه ارتش مطرح بود و آن ایام ما خوب یعنی من در خدمت مقام معظم رهبری ما در ستاد مشترک ارتش آن جا برای ساماندهی ارتش مسئولیت به عهده داشتیم. من همه سال‌۵۸ را تقریباً تا آخرش در همین مسئولیت بودم. بعد سال نه (توضیح: منظور ۵۹) آمدم مجلس شورای اسلامی این مسئولیت را داشتم و این کار یعنی من با همه وجودم الان لمس می‌کنم که این تصمیم امام چقدر تصمیم مهمی بود. عده‌ای می‌خواستند ارتش را نابود کنند، از بین ببرند. گروهک‌ها دنبال این بودند. گروهکها هم نفوذ کرده بودند تو داخل ارتش هم از بیرون فشار می‌آوردند و امام کار بزرگی را انجام داد… 
هموطنان عزیز سلام بر شما.  
در برنامه‌ای که بیننده‌ش هستین، نگاهی داریم به بزرگترین تهاجم موشکی حکومت ولایت فقیه در سرتاسر نوار مرزی ایران و عراق برای نابودکردن مجاهدین و ارتش آزادیبخش که در تمامی دوران ۸ساله جنگ ضد میهنی خمینی سابقه نداشته.  
صحبتمون راجع به شلیک هزار موشک به‌پایگاههای مجاهدین در سال‌۱۳۸۰ هست. اون سال رقم موشکهای شلیک شده به پایگاههای مجاهدین ۷۷‌موشک اعلام شده بود.
اما سرکردهٔ پیشین سپاه پاسداران، پاسدار رحیم صفوی که ۱۰‌سال فرماندهی کل سپاه خامنه‌ای را بعهده داشت، ۸‌سال بعد از اون حمله، اعتراف کرد که سپاه پاسداران در یک حملهٔ چند ساعته در بهار سال۸۰ اشرف و دیگر پایگاههای مجاهدین رو در سرتاسر نوار مرزی عراق با شلیک ۱۰۰۰‌موشک از برد بلند تا کاتیوشا هدف قرار داده.
مشرق وابسته به اطلاعات سپاه پاسداران – اردیبهشت ۱۴۰۳:
رحیم‌صفوی فرمانده کل وقت سپاه در سال‌۱۳۸۰ گفت با گرفتن مصوبه‎ از شورای امنیت ملی در یک روز از ساعت ۴ تا ۷ صبح از غرب کشور یعنی از قصرشیرین تا بصره همه پایگا‎ههای مجاهدین را بیش از هزار موشک زدیم.
مشرق وابسته به اطلاعات سپاه پاسداران (اول اردیبهشت ۱۴۰۳) نوشت:  
حضور مسعود رجوی در عراق در سال‌۱۳۶۵ برگ دیگری از مجاهدین خلق در بحبوحه جنگ تحمیلی بود.  از همان ابتدای استقرار مجاهدین در اشرف به دلیل استقرار این پادگان در عمق خاک عراق، دسترسی به آن از طریق نبرد زمینی ممکن نبود.  
نخستین حمله به این مقر در سال‌۱۳۶۶ رخ داد که طی آن، ۲ فروند جنگنده بمب‌افکن F-4 (فانتوم) با پرواز از پایگاه سوم شکاری همدان محل تجمع سالیانه فرماندهان این گروه را مورد هجوم قرار دادند.  
پس از آن در مرداد ۱۳۶۷ عملیات فروغ جاویدان مجاهدین به مرصاد تبدیل شد.
سه سال بعد، در سال ۱۳۷۰ بنابر تصمیم مقامات جمهوری اسلامی، دستور حمله به مقر مجاهدین در اردوگاه اشرف صادر شد
این طرح‌ها در زمانی اجرا شد که عراق به واسطه جنگ اول خلیج فارس در سال‌۱۹۹۱ میلادی، تحت نظارت شدید ائتلاف بین‌المللی به رهبری ایالات متحده قرار داشت و عملا اجرای هر یک از این عملیات‌ها نیاز به برنامه ریزی‌هایی به مراتب خاص داشت تا از ایجاد مشکلات موازی جلوگیری به عمل آید.  
با ابلاغ دستور توسط منصور ستاری فرمانده وقت نیروی هوایی ارتش، طرح حمله به کمپ اشرف برنامه‌ریزی شد تا پاسخی به اقدامات خرابکارانه مجاهدین در غرب کشور باشد.  
طی دستورالعمل عملیاتی، ۹ فروند جنگنده بمب افکن F۵ از پایگاه چهارم شکاری دزفول به صورت دسته‌های ۳ فروندی و با فاصله زمانی ۵ دقیقه اردوگاه اشرف را مورد آماج بمب‌های خود قرار دادند.
بار دیگر در ۱۸ آبان ماه ۱۳۷۳ نیروی هوایی ارتش عملیات هوایی دیگری علیه مجاهدین انجام داد.  
اما پایگاه هوایی تبریز طبق دستور ستاری آماده اجرای عملیات شد.
خلبان بالا زاده فرماندهی این عملیات ر ا بر عهده گرفت. ۴ فروند جنگده بمب افکن F۵ تایگر به همراه یک فروند جنگنده دوکابین F۵F به سمت هدف رهسپار شدند.  
این عملیات نسبت به نمونه مشابه خود در سالهای قبل تفاوتی شگرف داشت و آن هم حضور در منطقه‌ای بود که این بار تحت عنوان ناحیه پرواز ممنوع توسط نیروهای ائتلاف بین المللی به شدت محافظت میشد. شمال و جنوب عراق منطقه پرواز ممنوع بود و همین مسأله حساسیت عملیات را بیش از بیش میکرد.  
شامگاه ۲۰ خرداد ماه ۱۳۷۸ و دو ماه پس از ترور صیاد شیرازی، نیروی هوایی سپاه پاسداران با همکاری وزارت اطلاعات عملیات موشکی «رضوان» را علیه مجاهدین اجرا کرد. سردار حاجی‌زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه طی گفت‌وگویی در سال‌های اخیر این موضوع را رسانه‌ای کرد و گفت: «ماموریت انتقام خون صیاد را به نیروی هوایی سپاه آن زمان واگذار کردند که فرمانده نیرو احمد کاظمی و بنده هم مدیر موشکی عملیات نیرو بودم. در آن زمان چون سیستم هدایت و کنترل دقیقی نداشتیم، تعداد زیادی موشک را شلیک کردیم تا بتوانیم اهداف را بزنیم در آن زمان باید تعداد زیادی شلیک می‌کردیم تا احتمال اصابت بالاتر برود.» 
اما چند ماه بعد در ۲۹ فروردین ۱۳۸۰ و همزمان با روز ارتش مرحله دوم عملیات اجرا می‌شود. سرلشگر رحیم‌صفوی فرمانده کل وقت سپاه، در گفت‌وگویی به حملات موشکی در سال ۱۳۸۰ اشاره کرد و گفت: «با گرفتن مصوبه‎ای از شورای امنیت ملی در یک روز از ساعت ۴ تا ۷ صبح از غرب کشور یعنی از قصرشیرین تا بصره همه پایگاه‎های مجاهدین را بیش از هزار موشک از برد بلند تا کاتیوشا زدیم.» 
حالا در مناسبت سالگرد اون حمله موشکی با شما هستیم تا راجع به اون صحبت کنیم. در این برنامه از آقای حسن نظام الملکی برای تحلیل و توضیح قضایا کمک می‌گیریم، تا برامون ابتدا در مورد علت اون حمله بگن:  
آقای نظام الملکی ضمن سلام به شما اگه ممکنه در ابتدا برامون درباره علت اون حمله توضیح بدید.  
اصل مساله، احساس خطر سرنگونی از مجاهدین و ارتش آزادیبخش در آن زمان بود. چون از آذر ماه سال ۱۳۷۹ عملیات ارتش آزادیبخش و مجاهدین در داخل ایران خیز برداشته بود. اگر به نشریات آن موقع نگاه بکنید از کثرت این عملیات و از شدتش و گسترش این عملیات و ضرباتی که رژیم دریافت کرده بود، آدم تعجب میکنه:
واقعاً مجاهدین و ارتش آزادیبخش در آن زمان برای انجام عملیات سر از پا نمی‌شناختند و این هم دستور روز انقلاب آنها بود: یعنی سرنگونی به اختصار ما آن موقع بهش میگفتیم «بند سین» که برای مجاهدین کاکل انقلاب درونی آنها، یعنی انقلاب خواهر مریم بود. از طرف دیگر انتخابات ریاست‌جمهوری رژیم و دور دوم آخوند خاتمی هم در پیش بود و یک شرایط حساسی ما درش قرار داشتیم.  
فرماندهی ارتش آزادیبخش، مقرر کرده بود که همه امکانات و همه توانمندیها در داخل ایران و در قرارگاههای مرزی در خدمت عملیات قرار بگیرد. و به ما هم ابلاغ شده بود که یک پروژه ششماهه‌ای در پیش داریم که بهش می‌گفتیم
«پروژه سین-۱۸۰». برای همین بود که گفتم کسی سر از پا نمی‌شناخت و همه در خیز این عملیات شرکت داشتند
اما از این پروژه ششماهه هنوز به نیمه راه نرسیده بودیم یعنی بعد از سلسله عملیات ماههای آذر و دی و سه هفته اول بهمن دیگر خامنه‌ای طاقتش طاق شد کارد ارتش آزادیبخش به استخوانش رسیده بود و در ۲۵ بهمن همه سران و مقامات بالای نظامی و امنیتی را از ۲۸ استان جمع کرده بود تا چاره‌ای در مقابل این عملیات بیندیشند.
شما اجازه بدید از این نقطه من رشته کلام را بدهم به اطلاعیه ۲۵ بهمن ماه ۱۳۷۹ برادر مسعود چون همه چیز رو در آن به روشنی گفته:  
هشدار خامنه‌ای به سران رژیم و مسئولان امنیتی سراسر کشور:
عمده آن چیزی که باید آماج ذهن و فکر و عمل شما قرار بگیرد، مساله براندازی است
اطلاعیهٌ مسئول شورای ملی مقاومت[۲۵بهمن۱۳۷۹]
سرانجام کارد به استخوان ولی‌فقیه رسید و امروز با تصریح بر اوج‌گیری عملیات نظامی مجاهدین در داخل کشور و ضربات سیاسی مقاومت ایران در عرصه بین‌المللی، نسبت به خطر سرنگونی که تمام موجودیت رژیم را تهدید می‌کند، هشدار داد.
خامنه‌ای که با مقامات بالای رژیم آخوندی و مسئولان امنیتی ۲۸استان کشور در «همایش امنیت عمومی» صحبت می‌کرد با برآشفتگی گفت «عمدهٌ آن چیزی که باید آماج ذهن و فکر و عمل شما قرار بگیرد، مسأله براندازی است». به گفتهٌ منابع رسمی حکومتی این گردهمایی «برای اولین بار در تاریخ انقلاب اسلامی برگزار می‌شود».
خامنه‌ای تصریح کرد که هم اکنون مشغلهٌ وزارت اطلاعات «عبارت است از همین نفوذهایی که از خارج می‌شود و خمپاره و مواد منفجره و اینها می‌آورند داخل. از آن طرف هم توی کنگرهٌ آمریکا و تو فلان بخش دولتی اروپا براشون امضاء می‌دهند نمایندگانشان. خوب معنای این کارها چیست؟ اینها به هم ربط ندارد؟ اینها به هم متصل نیست؟ همان کسانی که اینها را راه می‌اندازند می‌فرستند داخل، همانهایند که در کنگرهٌ آمریکا در فلان کشور اروپایی از رئیس‌جمهور، از نخست‌وزیر، از نماینده‌های مجلس، از فلان تأیید می‌گیرند».
ولی‌فقیه ارتجاع آنگاه بر تشدید بحران درونی رژیم انگشت گذاشت و باندهای مختلف را از اختلافات داخلی برحذر داشت و پرسید «اگر دشمن خودمان را نبینیم و به فکر مقابله با او نباشیم» و «جناحها همدیگر را عمده کنند» و «اینها بشوند دشمن عمده، این عقلایی است؟» 
ترس و وحشت ولی‌فقیه از ۱۲۰رشته عملیات و درگیریهای مجاهدین در سال جاری که ۲۲فقرهٌ آن مربوط به سه هفته اخیر است،
… به‌خصوص که انتخابات ریاست جمهوری آخوندها هم مزید بر علت شده و بر تشدید جنگ گرگها کیفاً افزوده است. طبق خبرهای موثق، سرکردگان نیروی انتظامی گزارش کرده‌اند «دو هفته است بدون اغراق پوتین از پا درنیاورده‌ایم چون وضعیت مناسب نبود و هر آن احتمال بهم ریختگی اوضاع می‌رفت». همین سرکردگان می‌گویند «هر سال در دههٌ فجر کشور به معنی مطلق دست حکومت بود اما امسال حتی در روزهای ۲۱و۲۲بهمن هم درگیری و ناآرامی به‌وجود آمد».
… دیروز خاتمی هم در «همایش امنیت عمومی» روضهٌ امنیت می‌خواند و به سرکردگان رژیم می‌گفت «تأمین امنیت… مهمترین وظیفه‌ای است که دولت و مجموعهٌ نظام حکومتی به عهده دارد» و «ما باید نگران آن باشیم که خدای ناکرده روزی این مردم احساس بکنند» ما «تأمین کننده خواستها و مطالبات واقعی آنها نیستیم و دستهای پلیدی که برای مأیوس کردن آنان در کار است، کارگر بیفتد» و «آنگاه برای حفظ این کشور هیچ نیروی نظامی و امنیتی و قضایی توانا نخواهد بود».
… مجیز گوییهای مشمئزکننده خاتمی از آدمکشان و شکنجه‌گران وزارت اطلاعات و از سرکوبگران نیروی انتظامی نیز قبل از هرچیز حاکی از عجز و درماندگی و نیاز حیاتی به امنیت رژیم بود. او شکنجه‌گران و دژخیمان اطلاعات را بار دیگر «بهترین نیروهای فداکار» و «ارزشمند» و «پشتوانهٌ استوار امنیت و سربلندی کشور» که «امروز از افتخارات» و «نقطهٌ درخشان نظام جمهوری اسلامی» است توصیف نمود و مزدوران سرکوبگر انتظامی را هم «عزیز» و «فداکار» و «سخت‌کوش» و «البته مظلوم» خواند و گفت از اینکه پاسدار قالیباف سرکرده این نیرو دستگاه خبرچینی‌«اطلاعات‌۱۱۰» را دایر کرده است «واقعاً من حظ کردم»!
دیروز آخوند یونسی، وزیر جاسوسی و آدمکشی حکومت آخوندی، در همین «همایش امنیت عمومی» بر ضرورت سانسور اخبار مقاومت در رسانه‌ها و مطبوعات رژیم تأکید می‌کرد و به طعنه می‌گفت «دشمنان نظام یک اقدام تخریبی و حرکت تروریستی در یک گوشهٌ کشور انجام می‌دهند و ما با بودجهٌ بیت‌المال، با انعکاس خبری آن، برای آنان تبلیغ می‌کنیم» در حالی که «نباید مسائل را از حد خودش بزرگتر نشان دهیم» و «ناامنی و اضطراب ایجاد کنیم».
وزیر اطلاعات رژیم، که مدعی بود تازه «امسال بیش از ۷۰ درصد تحرکات» مجاهدین را «خنثی» کرده است به مخاطبان خود وعده داد که «با برنامه‌ریزیهایی که صورت گرفته است» عملیات مجاهدین «در سال آینده به حداقل خواهد رسید»! که لازمه آن استفاده از «فرصتهای خارجی» و «موقعیتهای اطراف ایران» است و «باید از آنها به‌عنوان ابزارهای ممکن برای حفظ امنیت خود استفاده کنیم». لیکن از آنجا که دعای توسل به «فرصتهای خارجی» و «موقعیتهای اطراف ایران» خیلی روباز است، وزیر اطلاعات یک عمامه «ایران بزرگ» هم بر سر این فرصتها گذاشت و گفت «باید از وجود اقوام در حاشیه ایران برای ایجاد ایران بزرگ استفاده کرد»!
 
مسعود رجوی
مسئول شورای ملی مقاومت
۲۵‌بهمن ماه ۱۳۷۹

حسن نظام: خوب، فکر میکنم علت اصلی حمله روشنه که حفظ نظام در برابرضربات و تهاجمات مجاهدین و ارتش آزادیبخش بود. تصمیمی که خامنه‌ای و سرکردگان رژیم در روز ۲۵ بهمن ۷۹ گرفتند در روز ۲۹ فروردین یعنی تقریباً دو ماه بعد با فرمان خامنه‌ای با شلیک ۱۰۰۰ موشک و گلوله‌های سنگین توپ به اجرا در آمد.  
در حقیقت ولی فقیه میخواست اون شقه‌ای که تو نظامش پیش اومده بود بتونه به اون غلبه بکنه
لازمه‌اش این بود که یه جوری بتونه دشمن اصلی خودش که مجاهدین بودن رو از میون برداره و الا همین بحران درونی وقتی میافتاد دست مجاهدین تو سرش خودش خراب میشد. کما اینکه شما همین الان هم نگاه کنید هرچی وضع رژیم خرابتر میشه اعتراضات مردم بیشتر میشه ترس این رژیم از مقاومت و مجاهدین بیشتر میشه مثلا تو داستان کرونا نگاه کنید هرچی وضعیت پنهانکارهایش و خرابکارهایش و افتضاحاتی که در مدیریت این داستان در داخل ایران داره رو می‌شود، مجاهدین آنرا بیشتر عنوان میکنند، ترسش از سرنگونی بیشتر میشه.  
حالا تو همین بیانیه شورای همون سال هم این موضوع رو نگاه کنید 
تصریح شده بود یعنی میگه که تصمیم این حمله رو در حقیقت رژیم تو بهمن ماه سال ۷۹ یعنی همون موقع که همایش امنیت رژیم تو شورا عالی امنیتش بود که خود خاتمی ریاستش رو داشت اون موقع برای مقابله با عملیات مجاهدین و خنثی کردن خطر براندازی از جانب مجاهدین تصمیم به این حمله گرفته بودند چرا چون قبل از اون تو سال ۷۸ 
یعنی یک سال قبلش شما نگاه کنید یک سلسله عملیات علیه مجاهدین از طرف رژیم شده بود از عملیاتهایی که بعضی هاش خیلی عملیاتهای سنگینی بود مثلا منجمله تو خرداد ماه ماشین انفجاری اوردند کنار اتوبوس مجاهدین تو جاده بغداد خالص ماشین مملو از مواد انفجاری و اتوبوس مجاهدین رو هدف قرار دادند روز بعدش امدند موشکهای اسکاد بی‌شلیک کردند به قرارگاه اشرف یا بعد از اون حتی عملیاتهای دیگه مثل کامیون انفجاری به قرارگاه حبیب ارتش آزادیبخش بود تو شمال بصره و به اصطلاح منفجر کردند یعنی همه این حملات سنگین و انواع عملیات دیگه‌ای که انجام داده بود خواسته بود که یک ضربه کمرشکنی به مجاهدین بزنه ولی هیچکدومش به نتیجه نرسیده بود یعنی نتونسته بود به اون هدفش که میخواسته برسه. بهمین دلیل وقتی عملیات مجاهدین هم گسترش پیدا کرده بود حالا می‌خواست با این تصمیم رو تو بهمن۷۹ بگیره که یک ضربه‌ای بزنه منتهی همان موقع هم خامنه‌ای با تردستی اومد چه کار کرد یعنی همان موشک بارانی که می‌خواست اون موقع بکنه از موضع فرمانده کل قوا این رو انداخت یک مقدار عقب‌تر یعنی می‌خواست زمانی این کار رو بکنه که باهاش مقوله انتخابات ریاست جمهوریش رو هم تعیین تکلیف کنه یعنی نامزدی انتخابات ریاست جمهوری خاتمی رو هم موکول کرد به اون زمانی که این عملیات رو چیکار کنه، انجام بده و بعد تصمیمش رو بگیره و ابلاغ کنه
شلیک هزار موشک به قرارگاههای ارتش آزادی – ۲۹فروردین ۱۳۸۰
قرارگاههای ارتش آزادیبخش درشهرهای مختلف عراق از جلولا در شمال تا بصره در جنوب صحنهٔ فرودآمدن این موشکها بود. یگانهای موشکی زمین به زمین نیروی هوایی سپاه آن روز صبح بشدت مشغول جنایتی بودند که در جنگ هشت سالهشان هم انجام نداده بودند.  
تصویر نشریهٔ جینز دفاعی: «شون بوین» در نشریه جینز دفاعی در آوریل ۲۰۰۱:  
«طی جنگ ۱۹۸۸-۱۹۸۰ (جنگ هشت سالهٴ) ایران-عراق، رژیم ایران تنها حدود ۱۴ موشک اسکاد شلیک کرد.  

حسن نظام: حالا جالب اینه که روز ۲۸ فروردین فرماندهان ارتش و سپاه رو خود شخص خامنه‌ای برای همین عملیات موشکباران توجیه مستقیم کرده بود.  
شلیک هزار موشک به قرارگاههای ارتش آزادی – ۲۹فروردین ۱۳۸۰
همزمان با برگزاری رژه روز ارتش رژیم آخوندی در تهران که همه سران سیاسی و نظامی رژیم در آن شرکت داشتند، گردانندگان یکان موشکی رژیم شامل سرتیپ پاسدار احمد کاظمی فرمانده نیروی هوایی سپاه و سرتیپ پاسدار حسن مقدم تهرانی فرمانده یگان موشکی سپاه به مناطق مرزی از جمله کرمانشاه رفته و پرتاپ موشک‌ها را فرماندهی و هدایت کردند.  

حالا علاوه بر این، یگانهای تاکتیکی موشکی رژیم برای اجرای این عملیات اومده بودند تو سراسر استانهای مرزی همجواربا عراق یعنی کرمانشاه، ایلام و خوزستان مستقر شده بودند. از یک هفته قبل از این عملیات و بعد از این تا یک ماه بعد از این عملیات هم شما نگاه بکنید عناصر باند خاتمی با تمام قوا حمایت میکنند از این جنایتی که انجام داده بود سپاه و تصریح هم میکردند که اصلا سیاستهای خاتمی به عنوان ریاست جمهوری رژیم زمینه‌های سیاسی و بین المللی این موشک باران رو براشون فراهم کرده. یعنی شما نگاه کنید رژیم آخوندی بعداز این موشکباران رسما مسئولیت این رو بعهده گرفت کما اینکه همه جای دیگه هم وقتی که می‌بینید این رژیم دست به تجاوز میزنه به کشور دیگه بعد سیاست رسمی‌اش هم میشه حمایت از اون عملیات.  
خبرگزاری رژیم ۳۱/۰۱/۸۰ نامهٔ نژاد حسینیان نماینده رژیم به رئیس شورای امنیت
در «این عملیات که از ساعت ۴ و ۵۱ دقیقه تا ۷ و ۰۳ دقیقه بامداد چهارشنبه به طول انجامید پایگاه اشرف در شمال بغداد، پایگاه انزلی در جلولا، پایگاه فائزه در کوت، پایگاه حبیب در بصره، پایگاه همایون در عماره و پایگاه بنیاد علوی در منصوریه هدف قرار گرفتند”
لاریجانی، که بارها به عراق آمده بود تا فشار بیاره به دولت وقت عراق که به اصطلاح علیه اشرف و توطئه بکنه علیه مجاهدین اون زمان ریاست رادیو تلویزیون رژیم رو داشت خود اون لاریجانی هم بعد از این موشک باران قرارگاه ارتش آزادیبخش شروع میکنه به تجلیل از این عملیات و این مسأله رو رسما بیان میکنه 
شلیک هزار موشک به قرارگاههای ارتش آزادی – ۲۹فروردین ۱۳۸۰
« اقدام غافلگیرانه و بسیار جدی نیروی زبده و ارزشمند سپاه پاسداران مثل صاعقه در ۶ پادگان نظامی مجاهدین همان مشت آهنین است که رئیس جمهوری محترم چندی پیش در مقابل شرارتها اعلام کرد» 
اینطور به نظر میرسه که موشکها برای قرارگاههای ارتش آزادی بخش سهمیه بندی شده بودن و در طول مرز از چندین نقطه شلیک شدن.
بله بله قبلا هم گفتیم که گرداننده‌های این یکانهای موشکی رژیم به مناطق مرزی از جمله کرمانشاه رفته بودند تا این پرتابهای موشکها را از سایتهاشون تو همون محل فرماندهی هدایت کنن تازه علاوه بر اونها یکانهای تاکتیکی موشکی رژیم که مال لشکرهاش هم بودن برای اجرای این عملیات تو همین استانهای مرزی کرمانشاه ایلام خوزستان مستقر شده بودند
شلیک هزار موشک به قرارگاههای ارتش آزادی – ۲۹فروردین ۱۳۸۰
دراین موشکباران، شماری از شهروندان بیگناه عراقی و ساکنان غیر نظامی، کشته و زخمی شدند. همچنین یک مجاهد خلق بنام رضا زحمتکش ۳۸ ساله فرزند دلیر مردم مشهد به شهادت رسید.
پنج موشک نیز به قریه شَهیله اصابت کردند. بقیه موشک‌ها نیز درمناطق اطراف قرارگاه و اطراف خانه‌های روستائیان اصابت نمود که مجموعا پنج کشته، هفت مجروح که یک زن وکودک در بینشان بود برجا گذاشت.
یگانهای سپاه که این موشک‌ها را شلیک کرد از یکی از مناطق نزدیک به مرز مقابل طلائیه استفاده کرده بودند.
شلیک هزار موشک به قرارگاههای ارتش آزادی – ۲۹فروردین ۱۳۸۰
قرارگاههای همایون و موزرمی ارتش آزادیبخش در نزدیکی شهرالعماره هدف یک فروند موشک زمین به زمین قرار گرفت.  
قرارگاه فائزه، در حوالی شهر کوت مورد اصابت ۷ فروند موشک اسکاد قرار گرفت. هر موشک حفره یی به قطر ۱۲متر و عمق چند متر ایجاد کرده بود.  
یکی از موشکهای شلیک شده از استان ایلام و منطقه مرزی دهلران در شهر کوت فرود آمده و باعث شهادت دو نفر از شهروندان بیدفاع و ساکنان غیر نظامی شهر شد. همچنین ۱۷نفر مجروح و ۸ منزل مسکونی نیز بطور کامل تخریب و ساختمان انستیتوی فنی استان دچار خسارات زیادی گشت. علاوه براین به تیرهای چراغ برق عمومی و تلفن و مسجد عبدالله الجمیلی خساراتی وارد آمد.
الان تو این تصاویری که نشون دادین، می‌بینید که این رژیم که همیشه سنگ شیعیان رو به اصطلاح خودش برای کل عالم به سینه میزنه، هیچ ابایی نداشت که تو اون موشکباران تو شهر کوت موشکها سر مردم شهر کوت که شیعه هم بودند فرود میاد. کما اینکه شما نگاه کنید تو همین سالهای گذشته همه جهان شاهد بوده که همین سپاه پاسداران همین قدس و سردمدارش که قاسم سلیمانی بود با نیروهای شبه نظامی و نیروهای نیابتیش چی بر سر مردم عراق و شهرهای اون شهرهای شیعه‌اش شهرهای سنی و کشتار این مردم آوردن و همه جا رو به خاک و خون کشوندن جنگ طائفی راه انداختند مردم رو کشتند و اصلا تمام جاها این موشکهای سپاه و این حضور قاسم سلیمانی و تمام این فرماندهان سپاه بود که نابود میکرد مردم اینها رو در حقیقت اگه شما نگاه کنید تو یک جمله بخواهیم بگیم این رژیم آخوندی تو عراق واقعا چکار کرده اگه شما بخواهید شاخص پیداکنید اولین شاخصش استفاده از سلاحهای کشتار جمعی، استفاده از موشک، استفاده از شبه نظامیها و کشتار مردم بوده. اون موقع هم هزارتا موشکی که به مجاهدین و به قرارگاههاشون شلیک کرد بعد از اون هم تازه انواع موشکها با کلاهکهای انفجاری مختلف برای نابودی و تخریب شهرها و کشتار مردم عراق به کار گرفته 

اطلاعیهٔ مسئول شورای ملی مقاومت 
و فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی
۳۰فروردین ۱۳۸۰


«به کار گرفتن گستردهٔ سلاحهای کشتارجمعی علیه شهروندان بی‌دفاع و ساکنان غیرنظامی، یک بار دیگر به وضوح ثابت می‌کند که رژیم آخوندی مهمترین تهدید صلح و ثبات و آرامش در این قسمت از جهان است و کسانی که به عهد و پیمانها و توافقهای سیاسی و امنیتی این رژیم دل خوش کرده‌اند، آب در هاون می‌کوبند.
اکنون جهان به خوبی می‌تواند قضاوت کند که چه کسی تروریست است؟
مقاومتی که در صدها رشته عملیات نظامی در قلب حاکمیت دشمن، از هر گونه آسیبی به مردم بیگناه جلوگیری می‌کند یا بربریت افسارگسیختهٔ آخوندی که این چنین بی‌محابا، مناطق مسکونی و مساجد و مدارس را با موشکهای ممنوعهٔ‌کشتار جمعی هدف قرار می‌دهد؟  
… 
این است رفتار رژیمی که در داخل ایران، شلاق و شکنجه و تقتیل و تمام‌کش کردن مجروحان را در شمار قوانین رسمی خود به ثبت می‌دهد و در تروریسم لجام‌گسیختهٔ دولتی تا قتلهای زنجیره‌ای و ترورهای خارج کشوری و انفجار در حرم امام رضا و ربودن و قتل کشیشان مسیحی و نسبت دادن جنایات بی‌حساب خود به مجاهدین و مقاومت ایران پیش می‌رود.
… 
آری، جنگ انقلاب با ارتجاع، نبرد آزادی با استبداد و پیکار ما با شب‌پرستان، لاینقطع، تا سرنگونی شجرهٔ خبیثهٔ آخوندی و پیروزی ملت ایران ادامه دارد.
حالا اجازه بدهید ببینیم که بقیه موشکها به کدام نقاط اصابت کردند.  
شلیک هزار موشک به قرارگاههای ارتش آزادی – ۲۹فروردین ۱۳۸۰
قرارگاه علوی ارتش آزادیبخش ملی ایران- واقع درحوالی شهر مقدادیه مورد اصابت ۵ موشک زمین به زمین قرارگرفت  
۲۴ موشک زمین به زمین اسکاد ب، سهم قرارگاه انزلی و شهر جلولا بود. به دلیل شلیک کور این موشکها، دو فروند از موشکها به نزدیک مسجد شهر و باقی بر روی خانه‌های اهالی فرود آمد.
چند موشک نیز در مدرسه قتال، روستای شمبوخ و روستای سیدجابر فرودآمد وتعداد زیادی کشته و مجروح از شهروندان بجا گذاشت. یک مادر ودختر بچه شش سالهاش جزو کشته شدگان یک خانه بودند. موشک درست روی سقف آن فرود آمده بود موشک‌های شلیک شده از حد فاصل قصرشیرین تا سرپل ذهاب شلیک شده بود.
در اعتراض به این موشکبارانها مردم خشمگین جلولا به خیابان‌ها ریختند و تظاهرات گسترده‌ای علیه این جنایت رژیم برگزار شد.
روزنامه العراق- ۳۱فروردین ۱۳۸۰
روزنامهٔ العراق در ۳۱فرودین ۱۳۸۰ نوشت: اهالی خشمگین جلولا عمل جنایتکارانه و خبیثانه رژیم علیه مردم بی‌سلاح را که منجر به شهادت یک زن و دختر بچه خردسالش و همچنین مجروح شدن ۱۹شهروند دیگر گردید، محکوم کردند. . آنها گفتند که این عمل جنایتکارانه دلیل دیگری است بر عدم رعایت قوانین همجواری و آیین دین اسلام و قوانین بین المللی توسط رژیم ایران.  
اما برغم خواست آخوندها، که حتما محاسبه کرده بودند این ۱۰۰۰ موشک، کار تمامی قرارگاههای مجاهدین رو تمام می‌کند این تهاجم تنها یک شهید در صفوف مجاهدین برجای گذاشت.
 تلویزیون سی ان ان – ۳۰فروردین ۱۳۸۰
یک زن عراقی: این خانه به کلی تخریب شد و خانهٔ من هم آسیب دید، من شروع به دویدن کردم و از مردم خواستم تا کمک کنند و یک مادر و دختر خردسالش را از زیر آوار و خرابه‌های ساختمان خارج کنند، وی و دخترش در اثر انفجارها کشته شدند و شماری دیگر نیز به شدت مجروح شده و به بیمارستان منتقل شدند.  
رژیم آخوندی از تهاجم با هزار موشک به قرارگاههای مجاهدین چه نتیجه‌ای گرفت پاسخ رو از آقای حسن نظام الملکی میشنویم.  
اولین نتیجه که میشه گرفت اینکه این رژیم همیشه تو تمامی این سالیان از گذشته تا حال تهدید اصلی خودش رو دقیقا تو وجود مقاومت و مجاهدین میدونسته و الان هم همین میدونه همیشه هم بزرگترین دستور کارش یعنی دستور کار اصلیش به طور دائمی نابود کردن این مقاومته برای اینکه خلاص بشه از کابوس سرنگونی الان دیگه خیلی خوب میشه به این صحنه نگاه کرد چون بعد از سال هشتاد رژیم تقلاهای خیلی خیلی زیادی کرد تهاجمات مختلف کرد جنایتهای زیادی کرد تمام این دوران پایداری مجاهدین رو از اون سال تا به امروز تو اشرف تو لیبرتی محاصره حمله و هجوم کشتارها موشک بارانها توطئه‌های مختلف بعد حتی وقتی اون موقع دستش کوتاه شد حملات با موشک و عملیات نظامی بکنه حتی تو خارج تو آلبانی تو اروپا تلاش برای اینکه تروریستهاش رو به کار بگیره سفارتخونه هاش رو به کار بگیره دیپلماتهاش رو به کار بگیره حتی بمب ببره توی اجتماع مجاهدین توی پاریس توی به اصطلاح گردهماییشون یا تلاش کنه توی آلبانی عملیات تروریستی انجام بده آیا تونست و مقاومت مجاهدین رو که بی‌سلاح و بی‌دفاع هم بودند از بین ببره؟ تازه سیاست مماشات بین المللی هم همدست رژیم بود خب این خودش یک درس خیلی خیلی بزرگ تاریخی داره که جا داره مطالعه و بررسی بشه.

پاریس – اور سوراواز 
۲۰شهریور ۱۳۹۵


۱۴سال بمباران، خلع سلاح، حبس خانگی، محاصره، تیغ و تبر، حملهٔ زرهی و حملات موشکی همراه با شکنجه روانی و۳۲۰بلندگو، اثر نکرد. هم‌چنان‌که به خدمت گرفتن امکانات ۱۲دولت و ماجرای ۱۷ژوئن، برچسب تروریستی، پرونده‌سازی و بیش از ۲۰دادگاهی که پیروزمندانه از آنها عبور کردیم، به‌جایی راه نبرد.
در سال۲۰۰۳ جک استرا به گفتهٔ خاتمی و خرازی به‌دارآویختن ۲۰تن از ۶۵نفر از رهبران و مسئولان مجاهدین را که قرار بود از اشرف اشغال‌شده به رژیم ایران استرداد شوند، «قابل قبول» خوانده بود.  
بله، در آن زمان آخوند خاتمی بر طبل استرداد می‌کوبید. هم استرداد مجاهدین از اشرف و هم استرداد دستگیرشدگان ۱۷ژوئن در پاریس. و بعد خامنه‌ای مهرهٔ دست‌نشاندهٔ خودش مالکی را در عراق آشکارا و جلو دوربین تلویزیون رژیم، مکلف و موظف به نابودی مجاهدین و اجرای قرارداد دوجانبه در این رابطه کرد. و بعد، انواع و اقسام حمله‌ها، پرونده‌سازیها، شیطان‌سازی و محاصره و لجن‌پراکنی، که همه از آن خبر دارید.  
می‌خواهم بگویم همان رژیمی که از قتل عام زندانیان دست‌بسته ما فروگذار نکرد، معلوم بود که فرصت اشغال عراق را غنیمت شمرده برای از بین‌بردن مجاهدینی که پایداری می‌کنند و به قول خمینی بر سر موضع خود هستند، می‌خواست که حداکثر استفاده را به هر قیمت به‌عمل آورد. این، مضمون رویارویی ۱۴ساله در عراق، بین ما و رژیم ولایت فقیه بود. نبرد بود و نبود،
حالا اگر تمام این ۱۴سال را از نظر بگذرانیم، با شهیدانش، با مجروحانش و کسانی که نقص عضو شده‌اند، و با یارانش و پشتیبانانش، آن وقت، به روشنی می‌توان دید که این انتقال که دیروز تکمیل شد، یک شکست استراتژیک برای رژیم ملاها و آغاز پیشروی مقاومت برای آزادی و دمکراسی و طلایه‌دار دوران تغییر و دوران جدید است.
پس پس شادباش به‌مردم ایران!  
تبریک به مسعود که این کارزار ۱۴ساله را به‌طور شبانه‌روزی آن هم در بغرنج‌ترین شرایط، در میان توفانها و بحرانها، با حداکثر ریسک‌پذیری، هدایت کرد.  
و چنین بود و چنین بود که قطعا قطعا پیروزی از آن شماست
و چنین بود که اشرفیها در منتهای فداکاری و هوشیاری انقلابی ایستادند و جهانی را به ایستادگی در برابر تاخت و تاز ولایت فقیه برانگیختند. و حالا به یقین می‌توان به زبان قرآن گفت: انا فتحنا لک فتحا مبینا

و در آخر، روی سخن‌ام با جوانان و اشرف‌نشان‌ها در داخل ایران است: این، به‌صدا درآمدن زنگ‌های دوران تغییر و دوران تهاجم و پیشروی است. پیام، هزار اشرف است. تکرار می‌کنم: هزار اشرف، هم نقشه‌مسیر آزادی است، هم نیروی خیزش عمومی و هم آن پتک گرانی که بر سر ولایت فقیه فرود می‌آید.  
قطعا، قطعا؛ قطعا جنبش دادخواهی قتل عام شدگان
و جنبشهایی که رژیم را به لرزه در بیاورد یکی بعد از دیگری در راهست و هزار اشرف آماده است که هزار جبههٔ جدید را علیه رژیم ولایت فقیه بگشاید.

 

مطالب مرتبط


اشرف-بزرگترین تهاجم موشکی رژیم آخوندی با۱۰۰۰موشک در۲۹فروردین۱۳۸۰

موشک‌باران قرارگاههای ارتش آزادی در فروردین ۱۳۸۰

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط