طرح ترور عباس آخوندی؛ آیا درگیری باندهای رژیم وارد مرحله تازهای شده است؟
۱۴۰۵/۷/۲۵
چرا خبر سوءقصد به عباس آخوندی، وزیر پیشین راه، در رسانههای حکومتی جنجال به پا کرده است؟ حمید اسماعیلزاده در گفتوگو با این برنامه، از تشدید تضادهای درونی رژیم و نگرانی از عبور این درگیریها به مرحله حذف فیزیکی میگوید.
گفتگو با حمید اسماعیلزاده
امروزه اغلب رسانههای حکومتی به موضوع طرح ترور عباس آخوندی، وزیر راه در دولت آخوند روحانی و وزیر در دولتهای قبلی رژیم آخوندی، پرداختهاند. همراه هستیم با آقای حمید اسماعیلزاده تا به این موضوع بپردازیم.
آقای اسماعیلزاده، موضوع سرقت، سوءقصد یا طرح ترور عباس آخوندی اکنون سر و صدای زیادی در رژیم به پا کرده است. موضوع از چه قرار است؟
حمید اسماعیلزاده: خود موضوع، از مجموعه واکنشها و اخباری که منتشر شده، نشان میدهد که به هر حال اتفاقی رخ داده است؛ یعنی کسی رفته و خواسته او را بکشد، بزند یا بترساند. حالا هرچه بوده، موضوعی است که همین الان شما هم اشاره کردید و در واقع باعث واکنشهای زیادی بین افراد مختلف رژیم شده است.
آیا درگیریهای درونی رژیم از مرزهای معمول عبور کرده است؟
ببینید، در بسیاری از این مطالب، از عباراتی مثل «یکسری آدمهای خودسر» و امثال آن استفاده کردهاند؛ اما واکنشهایی که خودشان نشان میدهند، ناشی از وجود سابقهای در این رژیم است. یادتان باشد داستان حجاریان هم پیش آمد. وقتی تضادها به نقطهای میرسند که طرفها میخواهند یکدیگر را حذف فیزیکی کنند، دیگر موضوع متفاوت میشود.
این اقدام نمیتواند صرفاً کار یک نفر باشد؛ سازمانیافته است. خودشان این را میدانند و متوجه هستند. بهخصوص وقتی گفته میشود که فرد موردنظر گفته است: «فرض کنیم شما حالا من را گرفتید، آدمهای دیگری میآیند و کار را تمام میکنند»، یا اینکه گفته شده تعدادی هستیم که فهرستی داریم و قرار نیست با آن برخورد کنیم.
این موضوع باعث وحشت بسیاری از افراد مختلف شده است. مثلاً مرعشی، از چهرههای مرتبط با کارگزاران، مقالهای نوشته بود که خلاصه حرفش این بود که اوضاع از قواعد بازی خارج شده است و باید مراقب بود. او هشدار داده بود که ممکن است کسی با حرف یا موضعی مخالفت کند، اما وقتی موضوع به حذف فیزیکی و کشتن کشیده میشود، دیگر با مسئلهای متفاوت روبهرو هستیم.
از ترور شخصیت تا حذف فیزیکی؛ چرا نگرانیها بالا گرفته است؟
نکته جالب دیگری هم در یکی از این مقالهها مطرح شده بود. نویسنده اشاره کرده بود که وقتی شعارهایی علیه روحانی، ظریف و قالیباف داده میشود، برخی از اصطلاح «ترور شخصیت» استفاده میکنند؛ اما به اعتقاد او، در ادامه چنین اقداماتی ممکن است حذف فیزیکی و ترور واقعی هم مطرح شود.
چرا چنین حرفهایی میزنند؟ چون خودشان تجربه دارند و در گذشته چنین اقداماتی کردهاند. به همین دلیل، میفهمند که تضادها از یک حدی عبور کرده است. منظور، تضادهای درونی خود رژیم و باندهای آن است؛ تضادهایی که اکنون به نقطه متفاوتی رسیدهاند.
در اینجا مسئله آشکارتر شده است. یکی دیگر از آنها نیز در مقالهای به این موضوع اشاره کرده بود که وقتی درباره برخی افراد صحبت میشود، ممکن است موضوع در حد حرف باقی بماند؛ اما وقتی اختلافها به مسائل مالی و پروندههایی مانند موضوع رسایی و موضعگیری درباره رئیس قوه قضاییه میرسد، بحث تغییر ساختار هم مطرح میشود. همه میفهمند که مسائل رژیم به نقطه تقابل جدی میان دو باند رسیده است و بحران بالا گرفته است.
ببینید، اختلاف و درگیری در رژیم همیشه وجود داشته است. در شرایط بحرانی، با تظاهرات و دیگر تحولات، افراد و باندهای رژیم با یکدیگر جنگ و دعوا میکردند؛ اما معمولاً کار به نقطه حذف فیزیکی نمیرسید. وقتی به این نقطه میرسد، یعنی ماهیت درگیری تغییر میکند.
بحران و ترس رژیم؛ آیا تضادها از کنترل خارج شدهاند؟
نخست، این وضعیت نشاندهنده ترس ناشی از بحران و نگرانی رژیم از تضادهای واقعی درون خودش است. آنها میدانند که دیگر نمیتوانند بهسادگی این شرایط را کنترل کنند.
این اتفاق، یک واقعیت را برجسته کرده است. البته خود عباس آخوندی هم فردی است که در طول سالیان گذشته، از ابتدای شکلگیری رژیم، در آن حضور داشته و ظاهراً از ابتدا نیز در همین باندها بوده است. با این حال، در بیرون از این مجموعه، آنطور که باید، چیزی از او دیده نمیشود؛ برای مثال، سخنران اصلی همان برنامه هم ظاهراً او نبود.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
