سالگرد قیام پیروزمند اشرف و کارزار جهانی برای آزاد کردن گروگانهای مجاهد خلق

۱۴۰۵/۷/۱۵

۱۵ مهر سالگرد قیام پیروزمند اشرف و کارزار جهانی برای آزاد کردن گروگانهای مجاهد خلق پس از حملات ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸

سخنان برادر مجاهد مسعود رجوی

اشرف-۱۷ مهر ۱۳۸۸

بسم الله الرحمان رحیم

وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِیینَ مِیثَاقَهُمْ وَمِنک وَمِن نُّوحٍ وَإِبْرَاهِیمَ وَمُوسَی وَعِیسَی ابْنِ مَرْیمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّیثَاقاً غَلِیظاً {۷}

و آنگاه که از پیامبران و رسولان عهد و پیمان گرفتیم و از تو از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم و چه میثاق محکم و تعهد بی‌شکافی گرفتیم

لِیسألَ الصَّادِقِینَ عَن صِدْقِهِمْ وَأَعَدَّ لِلْکافِرِینَ عَذَاباً أَلِیماً {۸}

تا بپرسد و بیازماید صدق صادقان را و آماده کرده است برای حق ستیزان و مرتجعان فرجامی دردناک

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیکمْ إِذْ جَاءتْکمْ جُنُود ا

ای آنان که ایمان آورده‌اید به یاد آورید نعمت خدا را آنگاه که لشکریانی شما را محاصره کردند

فَأَرْسَلْنَا عَلَیهِمْ رِیحاً وَجُنُوداً لَّمْ تَرَوْهَا

پس بر ایشان بادها و توفان و امواجی فرستادیم و نیروها و لشکریانی که شما نمی‌دیدشان

وَکانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیراً {۹}

و خدا به آنچه که می‌کنید و می‌کردید بینا و هوشیار بود

إِذْ جَاؤُوکم مِّن فَوْقِکمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنکمْ

وقتی از بالا و پایین و از شمال و جنوب و از فراز و از زیر شما را فرا گرفتند

وَإِذْ زَاغَتْ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوب الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا {۱۰}

و آنگاه که از هول و هراس دیدگان به گردش افتاد و قلبها به حنجره‌ها رسید و چه گمانها که به خدا می‌کردید

هُنَالِک ابْتُلِی الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالاً شَدِیداً {۱۱}

این‌چنین آزمایش می‌شوند مومنان و مجاهدان و لرزانیده می‌شوند لرزشی سخت و شدید

وَإِذْ یقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَض مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً {۱۲}

آنگاه است که دوگانگان و فرصت‌طلبان و آنان که در قلبهایشان بیماری است و کم و کسر دارند می‌گویند که خدا و پیامبرش ما را فریفتند به راهی آوردندمان که آنچه انتظار داشتیم در آن محقق نشد

وَإِذْ قَالَت طَّائِفَة مِّنْهُمْ یا أَهْلَ یثْرِبَ لَا مُقَامَ لَکمْ فَارْجِعُوا

و گروهی از آنان که می‌گفتند ای مردم یثرب ای مردم مدینه

لَا مُقَامَ لَکمْ دیگر در اینجا جایی برای شما نیست

فَارْجِعُوا پس باز گردید و از این راه دست بکشید

وَیسْتَأْذِنُ فَرِیق مِّنْهُمُ النَّبِی و آنان که از پیامبر اجازه می‌خواستند

یقُولُونَ إِنَّ بُیوتَنَا عَوْرَة

و بهانه‌ها می‌آوردند از جمله این‌که خانواده‌های ما بی‌سرپرست هستند

وَمَا هِی بِعَوْرَةٍ چنین نیست خانواده‌ها و فامیل آنها بی‌سرپرست نیست

إِن یرِیدُونَ إِلَّا فِرَاراً {۱۳} قصدی جز فرار از صحنه نبرد ندارند

وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَیهِم مِّنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلَّا یسِیراً {۱۴}

چنین کسانی اگر از هر سوی دشمن بر آنها نازل می‌شد و از آنان فتنه و فتنه‌گری می‌طلبید درنگی کوتاه بود و سپس دست در دست دشمن می‌گذاشتند

وَلَقَدْ کانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِن قَبْلُ لَا یوَلُّونَ الْأَدْبَارَ وَکانَ عَهْدُ اللَّهِ مسئولا{۱۵}

حال آن که از این پیش‌تر عهد بسته بودند که پشت نکنند و اکنون زمان پرسش و آزمایش عهد خدا فرا رسیده بود

قُل لَّن ینفَعَکمُ الْفِرَارُ

بگو که از گریز و فرار سودی نخواهید جست

إِن فَرَرْتُم مِّنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَإِذاً لَّا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِیلاً {۱۶}

اگر که پشت کنید و بگریزید از مرگ یا کشته شدن آنگاه جز تمتعی اندک نصیبی از هستی خود نخواهید برد

قُلْ مَن ذَا الَّذِی یعْصِمُکم مِّنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِکمْ سُوءاً أَوْ أَرَادَ بِکمْ رَحْمَةً

بگو کیست آنکس که نگهدارنده شماست اگر که خدا رنج و سختی برایتان اراده کرده باشد و یا آن‌که رحمتی

وَلَا یجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِیاً وَلَا نَصِیراً {۱۷}

و جز او یار و یاور و سرپرستی برای خود نخواهید یافت

قَدْ یعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِینَ مِنکمْ وَالْقَائِلِینَ لِإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَینَا

بسا می‌داند خدا آنان را که از نبرد و پیکار باز می‌دارند و به بهانه‌های مختلف ایستادگی شما را برنمی تابند

وَالْقَائِلِینَ لِإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَینَا

و به شما می‌گویند باز گردید و بیایید بسوی ما و شما را بجانب خود و زندگی ننگین خود فرامی‌خوانند

وَلَا یأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِیلاً {۱۸}

هرگز رزمنده و جنگاور نبوده و نیستند مگر اندکی

أَشِحَّةً عَلَیکمْ بر شما بخل می‌ورزند

فَإِذَا جَاء الْخَوْفُ رَأَیتَهُمْ ینظُرُونَ إِلَیک تَدُورُ أَعْینُهُمْ کالَّذِی یغْشَی عَلَیهِ مِنَ الْمَوْتِ

آنگاه که ترس بیاید آنان را می‌بینی که در تو می‌نگرند و چشمانشان آن‌چنان در کاسه چشم می‌چرخد که گویا هم‌اکنون مرگ بر آنها تالی شده است

فَإِذَا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوکم بِأَلْسِنَةٍ حِدَادٍ

اما وقتی که ترس و روزگار نبرد به پایان می‌رسد همان جبونان ذلیل را می‌نگری که با تیزترین زبان بر شما می‌تازند

سَلَقُوکم بِأَلْسِنَةٍ حِدَادٍ با تیزترین زبان شما را می‌آزارند

أَشِحَّةً عَلَی الْخَیرِبخیلان نیکی و پیروزی

أُوْلَئِک لَمْ یؤْمِنُوا هرگز ایمان نیاورده‌اند

فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ چنین است که خدا کار و کردار ایشان را تباه می‌سازد

وَکانَ ذَلِک عَلَی اللَّهِ یسِیراً و این بر خداوند میسر و سهل و آسان است

یحْسَبُونَ الْأَحْزَابَ لَمْ یذْهَبُوا گاه گمان می‌دارند که مهاجمان هنوز نرفته‌اند

وَإِن یأْتِ الْأَحْزَابُ یوَدُّوا لَوْ أَنَّهُم بَادُونَ فِی الْأَعْرَابِ یسْأَلُونَ عَنْ أَنبَائِکمْ

و اگر همان شرایط تجدید شود و دوباره هنگامه کارزار به‌پا گردد، دوست می‌دارند که کاش در دور دستها خیمه می‌زدند و تنها اخبار شما را پی می‌گرفتند

وَلَوْ کانُوا فِیکم مَّا قَاتَلُوا إِلَّا قَلِیلاً اگر در میان شما می‌بودند جز اندکی نمی‌جنگیدند

لَقَدْ کانَ لَکمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَة حَسَنَة شما راست اکنون در برابرتان رسول خدا شاخص و نیکوترین الگو

لِّمَن کانَ یرْجُو اللَّهَ وَالْیوْمَ الْآخِرَ وَذَکرَ اللَّهَ کثِیراً البته برای آن کس که به روز بازپسین و فرجام نهایی گرویده باشد و خدا را بسیار یاد کند و در دل داشته باشد

وَلَمَّا رَأَی الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ

اما در برابر دورویان و فرصت‌طلبان آنگاه که مؤمنان و مجاهدان لشکریان مهاجم را دیدند فریاد بر آوردند این است آنچه خدا و رسولش به ما وعده دادند بیا بیا بیا

قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِیمَاناً وَتَسْلِیماً

این همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده بود و بر آنها جز ایمان و پذیرش نیفزود

مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَال صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَی نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن ینتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلاً

و از مؤمنان آنان که راست آوردند و صدق ورزیدند بر آنچه بر آن پیمان بسته بودند و در میان ایشان آنان که به صدق درگذشتند و عهد خود به جای آوردند و آنانکه به‌شهادت رسیدند و آنانکه انتظار می‌کشند و ما بدلوا تبدیلا و هرگز پشت نکرده و نمی‌کنند و ارزشهای خود را تبدیل به چیز دیگری نمی‌کنند و بر پاشنه پا نمی‌چرخند

لِیجْزِی اللَّهُ الصَّادِقِینَ بِصِدْقِهِمْ

باشد که خدا پاداش دهد صادقان را به صدقشان

وَ یعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ و دوگانگان و فرصت‌طلبان و دورویان را عذاب کند

إِن شَاء أَوْ یتُوبَ عَلَیهِمْ و یا بر برخی که بخواهند و بخواهد بازگردد و توبه پذیرد

إِنَّ اللَّهَ کانَ غَفُوراً رَّحِیماً

........

این سوره احزاب است که لابد یادتون هست بارها و بارها و بارها در مقاطع مختلف خوانده‌ایم با تفسیرش و با جزییاتش اما هر بار که می‌خوانیم پس از هر فصل و سرفصلی ابعاد و اعماق جدیدی برامون روشن می‌شود منظور از احزاب جنگ خندق است در سال پنجم هجری اگر به تاریخ قمری حساب کنیم ۱۴۲۵ سال پیش و اگر به تاریخ شمسی خودمون الآن که ۱۳۸۸ هستیم می‌شود ۱۳۸۳ سال پیش خندق در اصل کلمه فارسی است کلمه گندک بوده که بعد معرب و عربی شده و می‌خوانیم خندق داستان این بود که در جنگ احد که ارتجاع عرب به سرکردگی ابوسفیان که طرف پیروز بود میعادگاه بدر رو وعده کرده بود اما نیامد. این در سال سوم بود، سال سوم هجری.

واقعیت این بود که پیامبر خدا و مسلمانان و مجاهدانش در احد به‌لحاظ نظامی شکست‌خورده بودند و طرف پیروز ارتجاع بود. چنین نیست که خدا در هر جنگ و درگیری حتی برای رحمه للعالمین و پیامبر خاتم پیروزی را مقرر و مقدر کرده باشه. انگار که جنگ احد فروغی بود که به پایان مورد نظر نرسیده بود. در این فاصله ارتجاع عرب بالاترین بسیج را انجام داد. برای این‌که با یک اتحادی از قبائل مختلف بتواند این انقلاب نوپا، انقلابی را که در مدینه اردو زده بود، محمد و مسلمین و مجاهدین را از ریشه برکند. در بحث قبلی بهتون گفتم که دلیل رو سفیدی و سرفرازی را در قیام اشرف خواهم گفت. دلیلش از جهاتی شباهتی است که با اون الگوی تاریخی ما، یعنی جنگ خندق داره.

در اونجا هم تمامیت ارتجاع دست‌اندرکار شده بود برای این‌که تمامیت انقلاب را از ریشه برکند. ده‌هزار مرد جنگی آماده شدند از قبایل مختلف، از نیروهای مختلف همراه با ابوسفیان که خودش از قریش و شعبه‌های مختلفش، چهار هزار مرد، ۱۵۰۰ شتر و ۳۰۰ اسب همراه آورده بود، یعنی بالاترین قدرت جنگی در ابعاد و آمار و ارقام آن روزگار. سواره و پیاده. قرار بود که این ده‌هزار تن از بنی سلیم، از اشجع، از بنی سعد و امثالهم، در یک اتحاد عمل داخلی و بین‌المللی طوایف وحشی، مجاهدین و پیامبر رو از پا در بیاورند. همون پیامبری که با رزم‌آورانش در احد دو سال قبل از این از سه هزار نفر شکست‌خورده بود، و حالا در مدینه خشکسالی هم بود و گرسنگی، و مهمتر از همه این‌که بنی قریضه که هم در داخل شهر بودند، خیانت بزرگی کرده بودند که مسلمانان ازش خبر نداشتند و بعد روشن شد. مخفیانه با ابوسفیان توافق دوجانبه بسته بودند که وقتی لشکریان ارتجاع عرب رسیدند، به دروازه مدینه اونها هم از داخل خنجر و تیغ بکشند. به این ترتیب بود که تمامیت ارتجاع در برابر تمامیت انقلاب صف‌آرایی کرده بود، و جای، و نقطه تعیین‌کننده‌یی بود.

........

چه خوب که در این جریان دیدیم که هر چه هست توانستن است ناتوانی بر رژیم باد ناتوانی ارزانی رژیم باد در این سو هر چه هست توانستن است می‌توان و باید هم‌چنان که در بحث قبلی صحبتش رو کردیم مدارج تکامل به اونجا رسیده که مدار تکامل این مبارزه که فرد رو با خودش می‌بره به بالا و بالاتر در تکامل ایدئولوژیکی و تشکیلاتی هم همین منطق حاکم است برای انقلابیون اون زمان زمان شاه رو میگم شکنجه دیگه یک چیزی بود که گویا نمی‌شه از پسش بر آمد سالهای قبل از ۵۰ رو میگم بعد فداییها و مجاهدین رفتند و دیدند بعد بعد دیدند که می‌توان و باید دیدند که می شه بر اون هم غلبه کرد بعد از ۳۰ خرداد به اونجا رسیدیم که برخی از مجاهدان برخی از قهرمانان یک نمونه‌اش خواهر کوچکتر مریم مجاهد شهید معصومه عضدانلو، منم می‌زد و پایش هم ایستاد گفت سیانور هم نداشته باشم روی من مطمئن باشید و پا سفت کنید در زیر شکنجه و چنین شد.

بشرط پرداختگری، به شرط این‌که دریافت رو بتونیم پیش خودمون تو جیب خودمون نگه نداریم، تلنبار نکنیم که بگندد و فاسد شود، به شرط این‌که بتونیم از خودمون بیرونش ببریم و جاریش کنیم به این شرط که اشکال نداره اون دریافتگری که آدمی را غیرمسئول می‌کند، اونی که جیبش رو پر می‌کنه و خلاصه رودل می‌کنه، اون بد است و حرام اگر بتونه هضم و جذب کنه، تبدیلش بکنه به قدرت و انرژی و بده به بیرون خودش، بپردازد.

پس با شرطی که گفتم و مطمئن هستم که همه شما بهش باور دارید، غم مدارید برای فرازهای بالاتر و نبردهای بالاتر و کارزارهای بالاتر آماده بشوید و اونجا به وظیفه خودتون عمل کنید و اونجا بپردازید و جبران کنید،

......

یک دعا می‌گویم از آیات قرآن، با من تکرار کنید، اگر بپذیرید خوب است که همین دعا و همین دو آیه اگر توانستید در نماز صبح و یا در هر ۲۴ ساعت در یکی از قنوت‌ها آن را تکرار کنید،

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنک رَحْمَةً إِنَّک أَنتَ الْوَهَّابُ {۸} رَبَّنَا إِنَّک جَامِعُ النَّاسِ لِیوْمٍ لاَّ رَیبَ فِیهِ، رَبَّنَا إِنَّک جَامِعُ النَّاسِ لِیوْمٍ لاَّ رَیبَ فِیهِ إِنَّ اللّهَ لاَ یخْلِفُ الْمِیعَادَ {۹}

از آل عمران خواندم:

از سوره آل عمران از قرآن که خدا خودش یادمون می‌ده که: پروردگارا قلبهای ما رو بعد از این‌که هدایتمون کردی نلغزان و این البته که رحمتی است از جانب خدا برای همین می‌گوید که از جانب خودت این رحمت رو به من ببخش که قلبم نلغزه، و تو وهابی یعنی بسیار بخشنده، بلافاصله هم وصلش می‌کنه به قیام و قیامت و می‌گوید که پروردگارا تو جمع کننده همه مردمان هستی، گرد آورنده همه مردمان هستی، در آن روزی که شکی در آن نیست، همانا که خدا خلف وعده نمی‌کند، زیر قرارش نمی‌زنه، سر قرارش می‌آد،

.......

ها، این راهشه، که هر روز به‌شرطی که با صدق و خلوص بخوانیم، اگر هر روز این را با صدق و خلوص بخوانیم، حتماً که خدا جواب خواهد داد، برای چی ما رو بلغزاند؟ چرا که بلغزیم؟ اگر هر روز هر بامداد یا هر شامگاه، با صدق و خلوص از خدا بخواهیم که فراتر از خودمون، قلب‌هایمان را رحمتی بکند و نگاه دارد چرا که نه، حتماً که خواهد پذیرفت.

.......

و حالا با همه جمع می‌خوانیم:

خوب این بار هر کدام که می‌توانید بایستید اگه نمی‌توانید که هیچی، روی تختها و چرخهای خود بنشینید اگر می‌توانید همه بر می‌خیزیم و با هم می‌خوانیم باشه؟

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنک رَحْمَةً إِنَّک أَنتَ الْوَهَّابُ {۸} رَبَّنَا إِنَّک جَامِعُ النَّاسِ لِیوْمٍ لاَّ رَیبَ فِیهِ إِنَّ اللّهَ لاَ یخْلِفُ الْمِیعَادَ {۹}

بله بله هر کس که این را با خلوص بخواند معلوم است که در مواضعش در هر شرایطی استوار می‌ماند و تضمین می‌شود. قلب او از لغزش بیمه و تضمین می‌شود.

......

حالا می‌پردازیم به یک سؤال اساسی، که‌ ای خواهران و ای برادران، پیروزی از آن کیست؟

این پیروزی بزرگ مال کیست؟ آخه همین الآن خوندیم همه با هم که خدایا قلبهای ما را نلغزان که فکر کنیم نمیدونم من بودم و ما بودیم و فقط… نه نه!

قارون که خیلی ثروتمند بود و گنج‌ها داشت و کلید گنج‌هاش رو یک دسته‌ای از افراد زورمند حمل می‌کردند، وقتی که می‌خواستند مشفقان و ناصحان زمان، پیام انبیا را به او برسانند که به منشأ و مبدأ این ثروت‌ها فکر کن!

تکیه کلامی داشت که می‌گفت: «انما اوتیته علی علم عندی»

می‌گفت دستاورد منه، مال منه! خودم به دست آوردم!

کلاً بنی بشر خود بخودی، یعنی که اسیر جهل و آیین فردیت، عادت دارد که ابر و باد و مه و خورشید و فلک رو نادیده بگیرد و نان یا پیروزی‌ای رو که به دست آورده، صرفاً از خودش و از آن خودش بداند. نفس امارهش انحصارطلب است. می‌گوید که: « «انما اوتیته علی علم» می‌گوید که از پیش خودم، از فکر خودم از فهم خودم و خط و خطوط خودم و الی آخر.

لکن قرآن می‌گوید که «بل هی فتنه».

ولی این هم یک آزمایشه، فقط شکست نیست که آزمایشه. پیروزی هم آزمایش است.

حالا ما هم باید برگردیم به محیط، و بستر و جامعه و در یک‌کلام مجموعه عوامل و نیروها و قوایی که در این عالم، این پیروزی رو محقق کردند.

چه مثال خوبی زد، یکی از برادران که: اون پرندگان در دام افتاده بودند، حلقات دام و توطئه سنگین بود. اگر تن واحد نمی‌شدند، اگر هر کس حلقه‌یی رو نمی‌گرفت، از این سلسه زنجیر، زنجیر که در هم نمی‌شکست. برای همین تو اون پیام مریم همه‌مون شنیدیم که ابراز سپاس و قدردانی و تشکر کرده بود از همه، قبل از همه از هموطنان و خلق قهرمان تا این سو و آن سوی جهان و احزاب و جریانها و شخصیتهای مختلف.

یادتون باشه که پیروزی اولش و آخرش، از صدر تا ذیل، از گذشته و حال و آینده، از آن خلق قهرمان ایران است. برای خلق قهرمان ایران است، نثار خلق قهرمان ایران است، ارزانی خلق قهرمان ایران است.

مال مردم ایران است که می‌بینید در هر فرصتی ندای مرگ بر دیکتاتور و فریاد آزادی سر می‌دهند.

داخل ایران خارج ایران و همه جای جهان

بخصوص که این بار ابعاد این پیروزی و دست‌اندرکارانش، بسا فراتر از این است که در یک سازمان حتی سازمان مجاهدین خلق ایران بگنجه و حتی در کل مقاومت ایران و شورای ملی مقاومت، ابعادش گسترده تره جلوه‌یی است از همبستگی ملی مردم ایران الا رژیم پلید ولایت مجاهدین گفتند تا پای جان می‌ایستیم و ایستادند به عهدشون وفا کردند. و مردم ایران در داخل و خارج کشور شمه‌یی از آمارش رو خوندم. این‌که کار یک گروه و یک سازمان نمی‌تونه باشه به تنهایی. برخاستند و جواب دادند.

پس پیروزی نه مال من و شما و سازمان و یا شورا بلکه، هر چند شمایان در کانونش اما از آن خلق قهرمان و مردم ایران است برای ما همین افتخار کافی است که گفتیم تا پای جان می‌ایستیم و ایستادیم

بنظر می‌رسد تا چنین قیمتی و ذبح عظیمی نمی‌دادیم از شهدا تا مجروحان تا گروگانها تا عوارض مربوط به اعتصاب مثل همیشه در خور دیدار نمی‌شدیم. یادتون هست که آن شعر رو که ما بدادیم سرو حلقه مرد خدا حیدر کرار شدیم

.......

خوشبختانه که قیام اشرف پاسخی بود به یاوه‌گویی بی‌مغزانی که ما رو به مغزشویی متهم می‌کردند.

نقطه عطفی در برچسبهای تروریستی و سکت که از هر کجا که در بیاید بی‌گمان منشأش، دهان کثیف آخوندهاست، بی‌گمان. یا خط آخوندهاست، یا پول آخوندهاست یا معامله آخوندهاست.

شما ثابت کردید که ارزشهایی در جهان هست که می‌شه براش ایستاد و جان داد و فدا کرد.

قیام اشرف، آن روی سکه قیام ایران است. شما در جنگ اراده‌ها پیروز شدید.

.........

می‌خواهم بگویم که هر جا که رژیم هست البته که مجاهد خلق هم هست و مقاومت ایران هم هست. اون نعره جنگ جنگ اختناق می‌کشد و می‌کشید، ما فریاد صلح، صلح، آزادی.

عاقبت دیدیم چه کسی جام‌زهر آتش‌بس رو به حلقوم او ریخت.

او دنبال سلاح اتمی است. بفرمایید این لیست کشاف افشاگریهای مقاومت ایران.

با افتخار گل می‌گیریم درب تنور جنگ و کوره اتمی این رژیم رو با افتخار

ما با فدای خودمون ضد بقای او هستیم چرا که سرفرازی خلق قهرمان ایران رو بهش عزم جزم کرده‌ایم.

اگر که شما اهلش نبودید، اگر که شما توانش رو نداشتید، اگر که این نسل نمی‌کشید هرگز چنین ادعایی نمی‌کردم. چرا چنین ادعاهایی رو بکنیم که از پسش بر نمی‌آییم. به چه کسی مگر بدهکاریم؟

خوب اگر این خلق قهرمان چنین فرزندانی دارد که برگی بالاتر از اورانیوم غنی شده رژیم و سلاح هسته‌یی او رو کرده‌اند، پس باید رفت. بر ماست که برویم و می‌توانیم برویم.

حاضرهای شما مبارک مردم ایران و انقلاب دموکراتیک مردم ایران باد.

آهای مردم ایران هرکجا که هستید بشنوید، خروش و فریاد فرزندان رشیدتون رو بشنوید.

آی جوونهای تهران و سراسر ایران این پیام قیام اشرف است.

این پیام مریم است که می‌توان و باید بر این رژیم غلبه کرد.

بله بله نترسید، ما همه با هم هستیم.

بله این است، بله این است شعار اشرفیان و اشرف‌نشان در سراسر ایران و با همین می‌توان و باید این رژیم را واژگون کرد، سرنگون کرد و به زباله‌دان تاریخ انداخت و انشاالله چنین مقدر است.

بار خدایا، بار خدایا دعای مردم ایران و ندای فرزندان رشید و نمونه آنان و فرزاندان اشرف‌نشان آنها را در سراسر جهان برای آزادی این خلق و این میهن اجابت کن.

الهی امین

به شهیدان زنده در سرزمین امام حسین می‌گویم. به اعضای دستهٔ سوگند وفا عباس می‌گویم:

السلام علیکم یا انصار ابی عبدالله و تمام!

و برای همه اونها دعا می‌کنم. دعا می‌کنم که تا آخرین نفس زندگی، این شرف و افتخار رو داشته باشند که بر عهد و مسئولیت و مجاهدت خودشون پایدار بمانند.

جای شهیدان خالی، نه نه نه، درست نگفتم. فکر نمی‌کنم که از حنیف کبیر تا حنیف آخرین و فردین و سیاوش، جای آنها در این نشست خالی باشد.

نگاه کن من از ستاره سوختم.

از قهرمان گرد دلیری مثل اصغر یعقوب و دیگر دلاوران ارتش آزادی، محمدرضا بختیاری، مهرداد نیکسیر، مهرداد رضا زاده، امیر خیری، حسین محمودی، علیرضا احمدخواه، شعبان، شعبان سوری، سیاوش و فردین و حنیف رو هم که گفتم. مجروحان‌مون رو جز اندکی، وقتی نیست که یک به یک نام ببرم. بیش از ۵۰۰ نفر، از جمله خواهر مجاهد زهره قائمی از معاونان مسئول اول. درود درود درود!

بیشتر بدانیم:

سخنان سه شهید قهرمان از گروگان های مجاهد در نشست مجاهدین در اشرف ـ ۱۷مهر۱۳۸۸

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط