ادای شهادت مجاهد خلق اکبر صمدی از شاکیان پرونده و از شاهدان قتل عام زندانیان سیاسی
۱۴۰۰/۸/۲۴
ادای شهادت مجاهد خلق اکبر صمدی از شاکیان پرونده و از شاهدان قتل عام زندانیان سیاسی ـ ۲۴آبان۱۴۰۰
دادگاه دورس در آلبانی ـجلسات محاکمه حمید نوری از دژخیمان قتلعام ۶۷ برای استماع مجاهدین ثبت شده بهعنوان شاکی در اشرف۳
ادای شهادت مجاهد خلق اکبر صمدی از شاکیان پرونده و از شاهدان قتلعام زندانیان سیاسی دوشنبه ۲۴آبان ۱۴۰۰
مجاهدین در اشرف۳همزمان با برگزاری دادگاه در دورس
محاکمه حمید نوری از دژخیمان قتلعام ۶۷روز دوشنبه با حضور رئیس دادگاه و قضات، دادستانها، وکلا و شاکیان در دادگاه دورس در آلبانی ادامه یافت و با دادگاه استکهلم در سوئد که دژخیم حمید نوری و وکلای او در آنجا بودند بهصورت آنلاین در ارتباط بود.
در جلسه صبح دادگاه که از ساعت ۸صبح آغاز شد مجاهد خلق اکبر صمدی بهعنوان شاکی پرونده و از شاهدان قتلعام ۶۷ در گوهردشت به ادای شهادت پرداخت.
اکبر صمدی ۱۰سال در زندانها و شکنجهگاههای رژیم قرونوسطایی آخوندی در اسارت بهسر برده و از شاهدان قتلعام مجاهدان سربهدار و سر موضع در سال۶۷ در زندان گوهردشت بوده است.
اکبر صمدی در مرداد ۶۰ در حالیکه ۱۵سال داشت بهدلیل هواداری از سازمان مجاهدین دستگیر شد و تا خرداد ۱۳۷۰ در زندانهای قزلحصار، اوین و گوهردشت در اسارت بهسر برد. وی بعد از آزادی از زندان در سال۱۳۷۵ به یکانهای رزمی ارتش آزادیبخش پیوست
جلسه محاکمه دژخیم حمید نوری روز دوشنبه از ساعت ۸صبح در دادگاه دورس در آلبانی ادامه یافت این جلسه به استماع مجاهد خلق اکبر صمدی از شاکیان پرونده و از شاهدان قتلعام زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت اختصاص داشت.
بعد از توضیحات اولیه رئیس دادگاه وکیل شاکی شرحی از مختصری از جریان دستگیری و دوران زندان اکبر صمدی ارائه کرد.
سپس اکبر صمدی که شش بار در راهروی مرگ بوده و سه بار در مقابل هیأت مرگ قرار گرفته مشاهدات خود را از حضور در راهرو مرگ و مشاهده صفوف مختلف زندانیان مجاهد و انتقال آنها به سالن مرگ برای اعدام توسط دژخیم حمید نوری را تشریح کرد.
او گفت: از یک ماه و نیم پیش از قتلعامها در سلولهای انفرادی بودم روز ۸مرداد برای اولین بار از بند انفرای من را همراه با طاهر بزاز حقیقت طلب، شهریار فیضی، فرامرز جمشیدی، حیدر صادقی کی آبادی علیرضا سپاسی و دو نفر دیگر به راهروی هیأت مرگ منتقل کردن. همه این زندانیان مجاهد در روزهای بعد در جریان قتلعام زندانیان سیاسی سرفرازانه اعدام شدند.
اکبر صمدی در قسمت دیگری از اظهاراتش گفت:
وقتی که وارد بند شدم بچهها استقبال کردن و اخبار وقایع اخیر را بما گفتن از آنجا که جنگ تمام شده بود و خمینی جامزهر آتش را سرکشیده بود نظر این بود که رژیم بخواهد اصلاحات انجام بدهد. از طرفی بهخاطر ماهیت رژیم امکان رفرم نداره امکان قتلعام زندانیان خیلی جدی هست.
اخباری که منتقل میکنند و وقایعی که میگویند از جمله تغییر و تحولاتی که در مجموعه زندانها صورت گرفته تعدادی از بچهها در اتاق تلویزیون بند که حسینیه خوانده میشد از اینجا داود لشکری و چند تا پاسداران را دیده بودن که فرقون با طنابهای دار منتقل میکنند اما خودم این را ندیدم بهدلیل اینکه این واقعه قبل از ورود ما به بند صورت گرفته بود.
دوباره خبر میآید تعدادی از بچهها را بردن در سوله. بچهها نزدیکیهای غروب یک فرقون دم پایی هم دیده بودن.
بعد از چند ساعت محمدرضا شریف افتخار گفت بروم در یکی از سلولهای وسط آنجا عادل نوری یک پیام داره میخونه عادل نوری قبلاً همراه با محمود آرنیان به بند انفرادی منتقل شده بود. عادل در سلول انفرادی از طریق مورس یک پیام دریافت کرده بود بچهها میرفتن توی این سلول مینشستن و عادل این پیام را میخواند. این پیام مقداری بلند بود من بهدقت پیام شک کردم وقتی بچهها خارج شدن که بقیه بیایند من نشستم که دوباره گوش کنم وقتی پیام را دوباره خواند دیدم خیلی دقیق جملات قبلی را دارد تکرار میکند. این پیام در رابطه با تعادلقوای بین مقاومت ایران و رژیم و جمعبندی و پیام مسعود رجوی بود.
من برگشتم به سلول. در این میان تعداد دیگری از بچههای بند را منتقل میکنند به بیرون بین هشتم و نهم مرداد. روز هشتم غلامحسین اسکندری حسین سبحانی منصور قهرمانی رضا
زند منصور غباری از بند خارج میشوند. غلامحسین در قزلحصار مسئول من بود با حسین سبحانی در بخش دانش آموزی در سال۵۸-۵۹ فعالیت میکردیم.
لشکری دهم مرداد آمد به بند ما و گفت محکومین دهسالهها و دهسال ببالا بیایند بیرون من که تازه از انفرادی آمده بودم اعتراض کردم میخواستم ببینم واکنشش چیه. گفت دست من نیست باید برید ما چند نفر که نشسته بودیم بلند شدیم کنار دستم ایرج مصداقی نشسته بود بهش گفت تو نمیخواد بشین. همه ما را برد بیرون موارد قبلی هم وجود داشت که داود لشکری هوای ایرج مصداقی را داشت ما نزدیک بیش از هفتاد نفر بودیم که آمدیم بیرون داود لشکری بعد از چند سؤال و جواب ما را دو قسمت کرد من باتفاق ۲۰-۳۰ نفر دیگر به فرعی یک طبقه هم کف منتقل شدم. بقیه به انفرادی یا جاهای دیگر منتقل شدند.
اکبر صمدی در بخش دیگری از اظهارات خود در دادگاه دورس در آلبانی درباره راهروی مرگ و برخوردش با رئیسی جلاد رئیسجمهور کنونی رژیم که در آن مقطع بهعنوان معاون دادستان عضو هیأت مرگ در زندان گوهردشت بود را تشریح کرد.
روز ۱۲ چندتا پاسدار آمدند در فرعی پایین و اسمها را خواندن یک یا دو سری اسامی را خواندن و بردن بیرون. من جزو سری اول بودم آمدیم در راهروی مرگ نشستیم.
هنوز از قطعیت اعدامها اطلاعی نداشتم فقط میدونستیم که تعدادی از بچهها دارن اعدام میشن کنار دست من رضا فلانیک نشسته بود قبلاً با او در بند ۴ قزلحصار هم بند بودم رضا بعد از آزادی موقع خروج از مرز برای پیوستن به مجاهدین دوباره دستگیر شده بود و به همراه رضا ثابت رفتار، محمود میمنت جواد ناظری و بچههای دوبار دستگیر شده به اوین منتقل شده بودن.
رضا فلانیک از من پرسید چه خبر است گفتم یا همه را میخواهند اعدام کنند یا همه را آزاد کنند. گفت چرا این را میگویی گفتم چون من مشابه همین شرایط را در سال۶۰ پشت سر گذاشتم. پنج مهر وقتی به اوین منتقل شدن وقتی وسایلم را خواستم گفتن نیاز نداری وقتی غذا خواستم گفتن نیاز نداری.
همینها را به رضا میگفتم نهایتاً گفت تو چی فکر میکنی گفتم میخواهند همه را اعدام کنند ولی مطمئن نیستم اما این نظر منه. رئیسی آمد دنبال من و صدا کرد ابراهیم رئیسی اونموقع جانشین دادستان بود که الآن رئیسجمهور ایران هست من را برد در یک اتاق تکی با من برخورد کرد. دوباره سؤال و مشخصات و اتهام را پرسید گفت مبارزه مسلحانه را محکوم کن. گفتم من وقتی دستگیر شدم یک سلاح ژ۳ قدش از من بلندتر بود عصبانی شد من را از اتاق بیرون کرد دوباره توی راهروی مرگ برگشتم بچههای قبلی نبودن و نفرات جدید آمده بودند و رضا فلانیک را هم برده بودن عباس افغان نشسته بود. تعادل روحی و روانی نداشت در فشارهای زندان تعادلش را از دست داده بود. عباس تنها نفری نبود که اینطور شده بود احمد نعلبندی مرتضی رغبتی وقتی در قزلحصار در بند ۴ بودیم اینها هم تعادلشون رو از دست داده بودن عباس افغان را چند دقیقه بعد بردن با فاصله زمانی بچهها در سریهای ۱۰-۱۵ نفره میخواندند و می برند ته کریدور مرگ از این قسمت به آنطرف چراغها تقریباً خاموش بود ولی هرازگاهی که در سالن مرگ باز می شد انعکاس نور را می دیدم فقط بچهها را می دیدم در تاریکی محو می شوند مستمراً در این راهرو پاسداران در حرکت بودن.
اکبر صمدی در ادامه اظهاراتش نمونههایی از روحیه رزمنده زندانیان سرفراز مجاهد را بازگو کرد و
در راهروی مرگ که نشسته بودیم محمدرضا شهید افتخار مقابل من نشسته بود گفت ما باید اعدام شویم چون انقلاب خون میخواهد و خونش را ما باید بدهیم. دقایقی بعد محمدرضا را به بهمراه شمار دیگری به سالن مرگ برای اعدام منتقل کردند. سپس بهزاد فتح زنجانی گفت انقلاب هر بار بارش روی دوش یکنفر حمل میشود و این بار روی دوش ما افتاده است و بعد هادی عزیزی را در حالیکه با بچهها شوخی و خداحافظی میکرد برای اعدام بردند.
من به ناصریان اعتراض کردم که چرا اینقدر ما را اینجا در این راهرو نگه داشتهای ناصریان رو کرد بمن گفت برو خدا را شکر کن که هنوز نفس میکشی وقتی برای بار دوم اعتراض کردم گفت نگران نباش خودم لگد آخر را به صندلی ات میزنم. اسامی زندانیان برای بردن به سالن مرگ را در آن روز غالباً حمید نوری میخواند.
وقتی به سلول انفرادی منتقل شدیم غلامرضا کیاکجوری که سلولهای روبهروی من بود گفت من دیگر بدون بچهها نمیتوانم زندگی کنم و منوچهر بزرگ بشر که در سلول کناری قرار گفت منهم امروز میروم اعلام موضع میکنم. هر دوی این قهرمانان روز ۲۵مرداد بهشهادت رسیدند.
اکبر صمدی افزود: من اسامی ۱۷۷نفر را که در گوهردشت اعدام شدن با خودم دارم البته لیستی که در اختیار دارم ۳۷۷نفر هست که تعدادی از آنها در اوین و شمار دیگری در شهر
گرگان و حتی تعدادی در استان خوزستان اعدام شدند مثل محمود کرامتی.
اکبر صمدی در توضیحات خود تعداد دفعاتی که دژخیم حمید نوری را در راهروی مرگ دیده و اقدامات او برای بردن زندانیان به سالن مرگ را تشریح کرد و گفت مأموریت حمید نوری خواندن اسامی زندانیان محکوم به اعدام و انتقال آنها از راهروی مرگ به سالن مرگ برای اعدام آنها بود.
از جمله کسانی که اعدام شدند رضا فلانیک، محمود آرمیان غلامرضا کیاکجوری و منوچهر بزرگ. حیدرصادقی، بهزاد فتح زنجانی و حسین نیاکان که همکلاسی من بود. حسین سال۶۵ از زندان آزاد شده بود و به اتفاق خواهرش میخواستند به مجاهدین بپیوندند که هنگام خروج از مرز دستگیر میشوند و هر دو در جریان قتلعام ۶۷ اعدام شدند، همچنین عبدالرضا اکبری منفرد که دو برادر او در سالهای ۶۰ و ۶۲ اعدام شده بودند او قبل از ۳۰خرداد ۶۰ دستگیر شده بود.
دادگاه محاکمه دژخیم حمید نوری تا ساعت ۱۶ بعدازظهر ادامه یافت
اکبر صمدی پس از پایان جلسه بعدازظهر دادگاه آلبانی در دورس در مقابل دادگاه گفت:
من امروز در دادگاه تونستم از شش جلسه حضورم در راهروهای مرگ برای دادگاه بگم و نقش حمید نوری در قتلعام سال۶۷ البته این دادگاه مقدمهیی هستش بر محاکمه سران رژیم از خامنهای تا رئیسی و امیدوارم که هر چه زودتر این اتفاق بیفته.
مطالب مرتبط
آلبانی ـ تلویزیون تاپ چنل ـ دادگاه محاکمه حمید نوری شهادت دادن ساکنان اشرف۳ را استماع می کند
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
