۴خرداد ـ سنت درخشان ایستادن بر سرموضع
تردیدی نیست که راز و رمز عبور دادن سازمان از سرفصلها و گردنههای خطرناک که هر کدام برای نابودی یک جنبش کافی بود، همان اندیشه توحیدی و راهگشای محمد حنیفنژاد بود که مسعود رجوی در تمامی میدانهای سنگین نبرد با دشمن، آن را در مداری بالاتر به کار گرفت. در میدانهای عبور دادن سازمان از خیانت اپورتونیستی، چنگ در چنگ شدن با غول ارتجاع خمینی تا ۳۰خرداد و فاز نظامی و پرواز خطیر سرنوشتساز و تشکیل شورا و شکل دهی آلترناتیو و تشکیل ارتش آزادی... و بمبارانهای مهیب ارتش آزادی در عراق و کودتای ۱۷ژوئن در پاریس... تا به هجرت بزرگ و شکست سیاستهای تروریستی و اتمی و منطقهیی رژیم همه و همه با همان روح فدای بیچشمداشت ۴خردادی صورت گرفت.
مریم رجوی در پنجاه و دومین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ـ شهریور ۱۳۹۶ـ در توصیف نقش بنیانگذاران و اهمیت ۴خرداد گفت:
«سه رادمرد بزرگ تاریخ معاصر ایران، محمد حنیفنژاد، سعید محسن و اصغر بدیع زادگان در تأسیس سازمان مجاهدین آنچه را که میرا و منسوخ و استثماری بود به دور انداختند و بهجای آن ایدهها و راه و روشهای پیشرو و آزادکننده و بالنده را خلق یا احیا کردند. بدینسان سازمان مجاهدین در شورش علیه کهنگی و بنبست و خلق دنیای نو بنیانگذاری شد.
آنها به قیمت جان خود، سنت درخشان ایستادن بر سر موضع یعنی وفای بهعهد را بنا گذاشتند. پس سلامهای بیپایان ما به بنیانگذاران کبیر مجاهدین که آغاز کنندگان راهی بودند که جنبش آزادیخواهی ایران هنوز مدیون آن است.
و سلامها و تبریکهای بسیار به مسعود رجوی که این جنبش را از گردنههای سخت و هولناک عبور داده، مبانی نظری و سیاسی این مبارزه را تدوین کرده، و برای تربیت نسلی که عهدهدار و پیشتاز این مبارزه است، قیمت سنگینی پرداخته است. کما اینکه مؤسس و احیا کننده یک نبرد تمامعیار علیه ارتجاع، استبداد و استثمار بوده و ارزشهای مبارزاتی و آرمانی این مقاومت را مرحله بهمرحله فراگیرتر و نافذتر کرده است.
اگر تمام این ۵۲سال را از نظر بگذرانیم، چکیده تاریخ مجاهدین این است که این سازمان دژ استوار آزادی ایران و سازنده و الهامبخش ارزشهای پیشرو مبارزاتی و آرمانی است. مبارزهیی که تا سرنگونی استبداد مذهبی و نفی هر جنسی از بهرهکشی و تبعیض ادامه دارد».
۴خرداد ـ سرفصل و مرزبندی تاریخی
تجربه ۵دهه پیکار با شیخ و شاه نشان میدهد که هرگز ذرهیی از صداقتها، فداکاریها و ایستادگیها گم و فراموش نمیشود. فدای بیچشمداشت و جانانه ایستادن بر سر موضع آزادی، مرز بین ایدئولوژی فدا و نثار یک طرفه با نگرش دریافت و بیهزینگی است. این مرزبندی تاریخی اول بار در ۴خرداد ۵۱در صحنه سیاسی ایران ترسیم شد و در دهه شصت با فدای همهچیز مجاهدین خلق به اوج رسید. بیعلت نبود که خمینی با همین منطق در جنگی تمامعیار با مجاهدین سرموضع نوشت «کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع خود پافشاری میکنند محکوم به اعدام هستند» و ۳۰هزار زندانی سیاسی را بهجرم ایستادن بر سرموضع آزادی حلقآویز کردند.
بدین ترتیب ۴خرداد در تاریخ ایران به یک سرفصل و مرزبندی تاریخی تبدیل شد. همان که مریم رجوی ۴خرداد را سرفصلی خوانده است که مرز دو ایدئولوژی، دو اسلام و دو دنیای متفاوت در رهبری مبارزات مردمی را ترسیم کرده است؛ «مرز بین اسلام شاه و شیخ و دیگر اسلامهای استثماری با اسلام مجاهدین که از زمین تا آسمان تفاوت دارد».
