-اهریمن سوار برموج انقلاب - خمینی،از سکوت تا انزوا و فرصت‌طلبی برای سرقت انقلاب

اهریمن سوار برموج انقلاب - قسمت سوم 

این بخش از تحلیل تاریخی، به بررسی سیر تحولات سیاسی خمینی از اواخر سال ۱۳۴۱ تا آستانه انقلاب ۱۳۵۷ می‌پردازد. در این دوره، ایران شاهد اوج‌گیری اعتراضات مردمی علیه رژیم شاه و سیاست‌های "انقلاب سفید" بود. خمینی، در ابتدا با لحنی تند به این اعتراضات پیوست، اما همواره مراقب بود که از خط قرمزهای رژیم عبور نکند.


سرکوب خونین فیضیه و قیام ۱۵ خرداد: فرصتی برای خمینی

حادثه خونین مدرسه فیضیه در فروردین ۱۳۴۲ و کشتار قیام ۱۵ خرداد، که واکنش مردم به تنگناهای اقتصادی و سیاسی بود، نقطه عطفی در مبارزات مردمی ایران محسوب می‌شود. در حالی که مردم شعارهایی رادیکال علیه شاه سر می‌دادند، خمینی در سخنرانی عاشورای خود، با وجود انتقاد از شاه، از درخواست سرنگونی او اجتناب کرد و حتی از احتمال توطئه ساواک علیه شاه سخن گفت. دستگیری کوتاه‌مدت خمینی پس از ۱۵ خرداد و آزادی زودهنگام او، در مقایسه با حبس طولانی‌مدت مصدق، نشان‌دهنده رویکرد متفاوت رژیم با وی بود.


تبعید به ترکیه و نجف: دوران انزوا و بازگشت به سیاست

تبعید خمینی به ترکیه و سپس نجف، اگرچه در ابتدا با سکوت و بی‌عملی سیاسی همراه بود، اما در این دوران خمینی مشغول تدوین "تحریرالوسیله" شد؛ کتابی که بعدها به عنوان منبع اصلی قوانین مجازات در حکومت او مورد استفاده قرار گرفت. در این دوره، خمینی در برابر جنایت‌های رژیم شاه و کودتای ۲۸ مرداد سکوت اختیار کرد، اما در برابر مسائلی مانند انجمن‌های ایالتی و ولایتی و حق رأی زنان واکنش نشان داد. این تناقض رفتاری، نشان‌دهنده فرصت‌طلبی خمینی و درک او از "تعادل قوا" بود که همواره سعی در تنظیم خود با قدرت‌های غالب داشت. اسنادی از کتابخانه جیمی کارتر نیز نشان می‌دهد که خمینی به آمریکا اطمینان داده بود که مخالفتش با کاپیتولاسیون به معنای مخالفت با منافع آمریکا نیست و حضور آمریکا را برای توازن با شوروی ضروری می‌دانست.


ظهور مجاهدین خلق و انزوای خمینی

با تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران در سال ۱۳۴۴، موج جدیدی از مبارزات انقلابی در ایران آغاز شد که به سرعت مورد استقبال جوانان و دانشجویان قرار گرفت. مجاهدین، با رویکردی انقلابی و مسلحانه، به پیشتازان جنبش تبدیل شدند و خمینی را به حاشیه راندند. حتی هنگامی که بنیانگذاران مجاهدین به دست رژیم شاه اعدام شدند، خمینی با وجود درخواست‌های مکرر روحانیون سرشناس، از حمایت صریح از آنها خودداری کرد. این عدم حمایت، به دلیل تعارض ماهیت و مواضع خمینی با مبارزه مسلحانه و بیم از دست دادن جایگاه رهبری بود. در نهایت، با ضربه "اپورتونیست‌های چپ‌نما" به سازمان مجاهدین در سال ۱۳۵۴، راه برای بازگشت خمینی به صحنه سیاسی هموار شد.

 


فرصت "فضای باز سیاسی" و خیزش خمینی

با روی کار آمدن جیمی کارتر و سیاست "حقوق بشر" آمریکا در سال ۱۳۵۵، رژیم شاه مجبور به ایجاد "فضای باز سیاسی" شد. خمینی که تا این زمان در انتظار تحولات بود، با مشاهده این تغییرات، به آخوندها فراخوان داد تا از این "فرصت" برای افزایش فعالیت‌ها و اعتراضات خود استفاده کنند. او با وجود تأخیر در واکنش به حوادث مهمی مانند کشتار مردم قم و تبریز، با احتیاط و "پشت سر مردم" حرکت می‌کرد تا مبادا "بی‌گدار به آب بزند". این دوره، زمینه‌ساز سرقت انقلاب توسط خمینی بود که بعدها با نظریه "ولایت فقیه" به اوج خود رسید.

ادامه دارد ...

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط