-اهریمن سوار برموج انقلاب - خمینی: دزد بزرگ انقلاب ایران؛ روایتی ناگفته از به قدرت رسیدن یک دجال

 اهریمن سوار بر موج انقلاب -قسمت پنجم و آخر

 

خمینی، دزد بزرگ قرن؛ چگونه انقلاب ایران ربوده شد؟

این بخش نهایی از سلسله مقالات «خمینی، دجال ضد بشر»، به افشای حقایق پنهان درباره به قدرت رسیدن خمینی در ایران می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه ورود او به کشور نه یک حرکت خودجوش مردمی، بلکه حاصل یک توطئه پیچیده بین‌المللی و زدوبندهای پشت پرده بوده است.

برخلاف روایت‌های رسمی، اسناد و خاطراتی از جمله نوشته‌های ژنرال هایزر، معاون سرفرماندهی ناتو، و ارتشبد قره‌باغی، رئیس ستاد وقت ارتش شاه، فاش می‌کنند که ورود خمینی به تهران با یک پرواز اختصاصی، تحت نظارت و هماهنگی کامل آمریکا و فرانسه صورت گرفته است. هایزر، عملاً ستاد هدایت کننده این عملیات را در ستاد مشترک ارتش شاه رهبری می‌کرد و حتی تدابیر امنیتی و انتقال خمینی در تهران را نیز هدایت می‌نمود.

بختیار، آخرین نخست‌وزیر شاه، و امرای ارتش نیز در این پروژه همکاری داشتند. قره‌باغی صراحتاً در کتاب خود می‌نویسد که ورود خمینی "در اجرای دستور خارجی‌ها و بر طبق برنامه حساب‌شده برای تغییر رژیم و به قدرت رسیدن مخالفین تنظیم گردیده بود."

خمینی در روز ورود خود به تهران، کاملاً به توافقات پشت پرده پایبند بود. او حتی در انتخاب مهدی بازرگان به عنوان نخست‌وزیر دولت موقت، به گفته سولیوان، سفیر وقت آمریکا، نقشه‌هایی برای حفظ ارتش دست‌نخورده و انتقال آرام قدرت را دنبال می‌کرد. این در حالی است که خمینی بعدها، بازرگان را با سناریوی گروگان‌گیری از صحنه حذف کرد و او را "لجن‌مال" نمود.

نکته قابل توجه دیگر این است که خمینی در مصاحبه روز ۱۶ بهمن ۱۳۵۷، حتی قانون اساسی رژیم شاه را تا زمانی که "ملت رأی مخالف به آن نداده است"، معتبر دانست و در مقابل قیام مسلحانه مردم برای سرنگونی شاه، به جای حمایت، هشدار داد و گفت: "ملت باید از او اتباع کند، مخالفت با این حکومت مخالفت با شرع است؛ قیام برعلیه حکومت شرع جزایش در قانون ما هست."

این تناقضات در رفتار خمینی، به وضوح نشان می‌دهد که او هرگز به دنبال یک انقلاب واقعی نبود، بلکه هدفش ربودن انقلاب مردمی و به قدرت رسیدن با حمایت قدرت‌های خارجی بود. در نهایت، این قیام مسلحانه مردم در روز ۲۲ بهمن بود که رژیم شاه را سرنگون کرد، در حالی که خمینی تا آخرین لحظه از اتخاذ "تصمیم آخر" خودداری می‌کرد. این سرقت انقلاب، نتیجه قلع و قمع احزاب و فعالیت‌های سیاسی در دوران پهلوی و همچنین ضرباتی بود که از سوی فرصت‌طلبان به جنبش مسلحانه وارد شده بود، و فرصت را به یک "مرتجع دجال و قرون وسطایی" داد تا در غیاب یک رهبری ذیصلاح، قدرت را قبضه کند.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط