راه دشوار آزادی ـ قسمت سوم ـ تجارب قیامهای اخیر

سلام، سومین قسمت برنامه «راه دشوار آزادی» را تقدیمتان می‌کنیم

در قسمت‌های پیشین درباره راه‌حل‌های مختلف مسأله ایران در این ایام صحبت کردیم

و گفتیم می‌خواهیم ببینیم بالاخره راه درست کدومه؟

برای همین رفتیم و از سال ۵۸ شروع کردیم و راه‌حل‌های مختلف رو در اون مقطع مرور کردیم.

بعد رفتیم سراغ جنگ ۸ ساله و راه‌حل‌های مختلف اون روزگار

و امروز می‌خواهیم نگاهی کنیم به قیامهای سال‌های اخیر

یه تقسیم کار ساده داریم؛

نقل وقایع با ما

نتیجه‌گیری و درست و غلط قضایا با شما!

اگه موافقید بفرمایید بریم سراغ قیامهای این چند سال اخیر و تجربه و درسی که میشه از اون قیام‌ها گرفت.

خب ما توی این سال‌های اخیر چندتا قیام حسابی و جون‌دار داشتیم

شاید بهتر باشه از ۷۸ حساب کنیم و بیاییم جلو

بعدش ۸۸، ۹۶ و آبان و دی ۹۸ تا قیامهای کازرون در ۱۴۰۰ و قیام سراسری ۱۴۰۱

پس بریم به قیام دانشجویی ۷۸ و از اونجا شروع کنیم بیاییم جلو

قیام ۱۸ تیر هفتاد و هشت که یادتونه.

داستان خاتمی و اصلاحات و گفتگوی تمدنها و یاعلی همینطوری شعر و شعار بود که می‌ریخت کف خیابون. بعضیا هم بودن که دامن از کف دادن و تصور کردن از اون آخوند عباشکلاتی، آبی برای مردم ایران گرم میشه.

اما طولی نکشید که طرف نقاب از چهره کنار زد و همین‌که دانشجوها خواستن یک کلمه از خواستهاشون حرف بزنن ناگهان اون روی پدر اصلاحات! بالا اومد

خب دیگه ادامه نمیدم

بحثش روشنه و چوب زدن به مرده موضوعیتی نداره!

فقط یادآوری می‌کنم که مجاهدین از همون اول مدره‌بازیهای رفسنجانی و بعد هم ادا و اطوارهای اصلاح‌طلبانه خاتمی یه جمله رو مرتب تکرار می‌کردند و می‌گفتند:

«افعی کبوتر نمی‌زاید» یعنی از افعی ولایت، کبوتر اصلاحات در نمیاد

خب اینم یه تئوری ساده و همه‌کس فهم بود که حالا خودتون می‌توانید درست و غلطی آنرا قضاوت کنید

بله بگذریم و بریم سراغ قیام ۸۸

فقط لطفاً اون جمله «افعی کبوتر نمی‌زاید» رو یه گوشه یادداشت کنید. چون

در تمام پیچ و خم سال‌های بعد و قیامهای بعدی باهاش کار داریم

خب بریم به سال ۸۸

قیام هشتاد و هشت یادتونه؟ قیام عظیمی بود که چند ماه به درازا کشید و خود رژیمی‌ها گفتن تا یک‌قدمی سقوط رفتن.

توی اون قیام مردم، رادیکال‌تر از هر وقت دیگه‌ای حتی سنگشان رو با اوباما و حمایت خارجی از رژیم هم حق کردن. یادتونه؟

اما متأسفانه قیامی با آن همه پشتوانه مردمی، با سازشکاری از بالا، دریایی بود که به مرداب فرو رفت.

خب مجاهدین چکار کردن؟

مجاهدین در اوج استقلال سیاسی، تلاش کردن قیامو زنده نگه‌دارن.

اون رو تقویت کنند و ازش پشتیبانی کنند

از همون اول، فارغ از هر رنگ و لعابی، روی شعار مرگ بر خامنه‌ای ایستادن و مثل همیشه روی سرنگونی تمامیت رژیم تأکید کردن.

حاصلشو حتماً در عاشورای همون سال دیدید منظورم قیام ۶ دی هشتادو هشته. که البته بهاش رو مجاهدین با خون هوادارنشان در ایران دادند.

تا جایی‌که رژیم مجبور شد اسم ممنوعه و سرخ مجاهدین و رجوی رو ببره و بگه که قیام زیرسر اینا بود.

بگذریم و بریم سراغ قیام بعدی یعنی قیام دی ۹۶

قیام ۹۶ بزرگ‌ترین دستاوردش درسی بود که از قیام قبلی گرفت و با یه شعار همه‌جانبه،

یک درس رو توی انقلاب مردم ایران، سراسری کرد

اون شعار چی بود؟

بعله!

خب مردم در قیام ۹۶ نشون دادن که هیچی از چشمشون پنهون نمی‌مونه

و با این شعار روی بازی الاکلنگی بین اصلاح‌طلب و اصول‌گرا برای حفظ نظام، ضربدر «باطل شد» کشیدن و نشون دادن که تغییر رو باید در بیرون نظام و سرنگونی ولایت فقیه جستجو کرد.

شعارهاشون یادتونه؟ هر شعار خودش یه درسه که هنوزم به‌روزه

توی همین سال‌ها بود که مجاهدین پس از قتل‌عام اشرف و هجرت بزرگشون. خط کانون شورشی رو در داخل ایران گسترش دادن و پیش بردن و همون خط یعنی خط آتش جواب آتش، تو جامعه جواب گرفت.

دفاتر ۶۰ امام جمعه، ۲۰ حوزه جهل و جنایت و صدها مرکز بسیج و سپاه مورد حمله جوونای شورشگر قرار گرفت و فعالیت کانون شورشی سراسری شد.

توی اون قیام راه از چاه به‌روشنی نشون داده شد که تغییر در بیرون نظام و با کانون شورشی جواب داره.

حالا اینجا زیاد صحبت نمی‌کنیم تا برسیم به قیامهای بعدی

قیام‌های آتشین کازرون و شهرهای دیگه در سال بعد نشون داد که مردم راهشان را برای سرنگون کردن دیکتاتوری به‌خوبی پیدا کردن و میدونن وظیفه‌شان چیه.

پس بریم به قیام آبان ۹۸

قیام آبان ۹۸ روز ۲۴ آبان ۹۸ شروع شد و در نزدیک به ۲۰۰ شهر ایران آتشش گسترش پیدا کرد

اونجا دیگه بین مردم و پاسدارها فقط و فقط آتش بود که حکم می‌کرد.

بانک‌ها و خیلی از مراکز غارت و سرکوب رژیم آتش بلعید!

گرچه سرکوب سنگین بود، اما مردم درس شگفت‌انگیزی به رژیم دادند

اونم درست بعد از دجال‌بازیهای رژیم پس از هلاکت قاسم سلیمانی

منظورم قیام کوبنده و ضربتی دی نود و هشته

در حقیقت توی قیام ۹۸ بود که استراتژی مجاهدین کف خیابون توسط کانون‌ها در محله‌ها و شهرهای شورشی به آزمایش کشیده شد و پاسخ گرفت و در سراسر ایران شعله کشید

حالا بگذریم که در همه این سال‌ها از ۹۶ تا ۹۹ که بعدش کرونا اومد و خامنه‌ای با استفاده از کرونا که ورود واکسن را ممنوع کرد و در نتیجه به مرگ و میر ناشی از آن دامن زد و جامعه رو منجمد کرد، دهها قیام و خیزش دیگه هم داشتیم

اما به‌هرحال با یه خلاصی دو ساله ناشی از کرونا و جنایت خامنه‌ای در کرونا، قیام رفت تا سال ۴۰۱

و در قیام ۴۰۱ بود که پس از یک فترت تقریباً دو ساله، دوباره کوره انقلاب داغ شد

روز ۲۵ شهریور ۴۰۱ و با شهادت مهسا امینی در بیمارستان کسرای تهران، اولین شعارهای مرگ بر خامنه‌ای توسط جوانان شورشگر در همان‌جا سر داده شد و راه قیامی بزرگ دوباره باز شد

اما اون قیام که ارکان رژیم به لرزه درآورده بود اونم پس از قیامهای ۹۶ و ۹۸ و خیزش‌های بزرگ سال ۹۹ و ۱۴۰۰ باعث شد که استعمار و عواملش هم به حساسیت شرایط پی ببرن و درصدد میوه‌چینی ضدانقلابی و سرقت انقلاب بر بیان. خب شعارهای انحرافی و آلترناتیوسازیهای پوشالی و توطئه‌های ساواکی –سپاهی و خلاصه نیرنگهای شاهی و شیخی هم که دیگه نگو و نپرس!

البته رژیم هم سعی کرد با دجال‌بازی افزوده بر سرکوب و کشتار با قیام مقابله کنه. یه نمونهٔ دجال‌بازی این بود:

البته مجاهدین می‌گفتند که آلترناتیو سازی مجازی راه به جایی نمیبره، مسعود رجوی رهبر مقاومت گفت آلترناتیو مثل یک ساختمان، آجرها و مصالح خودش رو میخواد و قانونمندی خاص خودش رو داره. با دود و دم و ادعا ساخته نمیشه. کتاب قطور شهیدان آزادی سخن میگه.

از دیماه سال ۹۶ با عبور از سلسله قیامهای سال ۹۷ و آبان ۹۸ و شهریور ۱۴۰۱ تا امروز، نسل شورش و انقلاب در خیزش‌های بی‌وقفه در بیش از ۳۰۰ شهر، عزم قاطع خود را با انبوه شهیدان و زندانیان، برای سرنگونی این رژیم نشان داده است.
عملکرد این نسل و اعتلا و ارتقای آن را هر روز در جانبازی‌ها و پاکبازیهای کانون‌های شورشی در سراسر میهن اشغال‌شده می‌بینیم.

حرف مجاهدین در تمام قیامهای مردم ایران تغییر نکرده. حرف مجاهدین همون بوده که از سی خرداد سال ۱۳۶۰ زدن. آتش جواب آتش. ارتش آزادی و سرنگونی تمامیت رژیم ولایت فقیه. این تنها راه برقراری جمهوری دموکراتیک در ایرانه.

مجاهدین پای راه‌حلش ایستادن و قیمتش رو هم دادن. قیمتش چی بود؟ زندان و اعدام و شکنجه. که تا همین امروز هم ادامه داره.

دیگه چی؟‌آماج شیطان‌سازی و سانسور قرن.

خب حالا چند سالی از اون قضایا گذشته و به‌راحتی میشه قضاوت کرد که درست چی بود، غلط چی بود؟ و خط درست کدوم بود؟

به پایان این قسمت از برنامه‌ رسیدیم و این پرسش پایانی:

راستی شما چی‌می‌گید؟

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط