راه دشوار آزادی ـ قسمت چهارم ـ راهحل سوم
۱۴۰۴/۸/۲۲
از چهارمین قسمت برنامه راه دشوار آزادی به شما سلام میکنم.
این بار میخواهیم درباره راهحل سوم صحبت کنیم. همان راهحلی که مجاهدین از سالها پیش روی آن پافشاری میکنند و میگویند تنها راهحل مسأله ایران، راهحل سوم است.
میخواهیم ببینیم این راهحل سوم چیست و تفاوتش با سایر راهحلهایی که در مورد دیکتاتوری آخوندها مطرح میشود چیست؟ و کدام یک درست است و چرا؟
در برنامههای قبلی چند مقطع مهم و پرابهام در ۴۰سال اخیر میهنمون را مرور کردیم، تا ببینیم در هر کدام از این مقاطع، چه راهحلهایی مطرح بود و در هر بزنگاه، مجاهدین چه راهحلی را مطرح میکردند؟
اول دوره دو و نیم ساله فعالیت سیاسی مسالمتآمیز تا ۳۰ خرداد شصت که معروف به «فاز سیاسی» هست بررسی کردیم و از عاقبت داستان «ارتجاع و لیبرال» بهعنوان دو راهحل اونموقع سر درآوردیم.
ماجرای جنگ ضدمیهنی و مواضع مختلفی که درباره آن مطرح میشد را هم مرور کردیم
تا رسیدیم به داستان اصلاحات از درون رژیم
خلاصه. در هر مقطع، راهکارهای مختلف دیدیم،
همینطور مواضع و راهکارهای مجاهدینو دیدیم که چه کردند و چه گفتند و چه راهی را انتخاب کردند.
این سلسله برنامهها را میتونین در یوتوب سیمای آزادی دنبال کنین.
حالا و در این برنامه رسیدیم به سؤال اصلی که در اولین برنامه مطرح کردیم
در شرایط فعلی که بر اثر قیامهای پیدرپی مردم ایران و ضرباتی که رژیم دریافت کرده بحث سرنگونی آخوندها روی میز اومده
در شرایطی که سرنگونی رژیم بیشتر از هر زمان دیگهای در دسترسه
و در شرایطی که تقریباً با انواع و اقسام راهحلها روبهرو هستیم
با تکیه به تجربه مراحل قبل، میخواهیم ببینیم هر راهکاری چه وزنی داره و چقدر واقعیه؟
این روزها برای سرنگونی دیکتاتوری آخوندها سه تا راهحل مطرح میشه
یعنی اگه از اونایی که خیال میکنن این رژیم یه روز خودش از درون فرو میپاشد بگذریم
اما در صحنه داغ سیاستها و گرایشهای مختلف اجتماعی به سه راهحل بر میخوریم
یک راهحل اینه که میگویند با این رژیم مماشات کنیم، یعنی به این رژیم امتیاز بدیم و باهاش کنار بیایم تا یه جناح مدرهیی در درون رژیم تقویت بشه و آن بیاید و رژیم را تغییر بده! یعنی بازم یه راهحلی از درون خودش پیدا بشه
یکی دیگه میگه چشم بدوزیم به جنگ خارجی که شاید این رژیم توسط یه کشور خارجی سرنگون بشه
و البته یه راهحل دیگهای هم هست که میگه سرنگونی این رژیم فقط به دست مردم و مقاومت سازمانیافته اونها با کانونهای شورشی امکان پذیره
بیایین از مماشات شروع کنیم
خب اینم یه راهحله! گرچه که این راهحل چند ده ساله که آزمایش شده و امتحانش را پس داده
اما بههرحال هنوز از اینطرف و اونطرف بازم مطرح میشه و میگویند که ما میخواهیم با همین رژیم کنار بیاییم! و با همین رژیم کار کنیم و از این قبیل تعارفات!
یادمه کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا تو زمان جنگ با عراق سخت دنبال کنار اومدن با آخوندها بود که در عراق دخالت نکنن آخرش مجبور شد بگه آقاجون ما اصلاً از خیر مدره و اصلاحاتی پیدا کردن در این رژیم گذشتیم. گشتیم یافت نشد!
بذارید همینجا یادآوری کنم که خیلی خیلی قبل از خانم رایس، مقاومت ایران مستمراً تأکید میکرد که این رژیم با مماشات، جریتر میشود، اهلیتر نمیشود! مماشات با این رژیم مثل غذا دادن به تمساح است.
خانم رجوی بارها و بارها در نقد سیاست مماشات در پارلمانهای مختلف غرب سخنرانی کرد و این نکته را تکرار کرد.
حالا رسیدیم به نکته بعدی
جنگ خارجی را کمی باز کنیم ببینیم چیه؟
جنگ خارجی یعنی یک کشور خارجی بیاد این رژیم را سرنگون کنه
اینم البته خیالات محضه و هیچ وقت هم جدیتی نداشته و سیاستها و قدرتهای خارجی همیشه دنبال منافع خودشون و مماشات با رژیم بودن،
بنا بر این ماده این طور حرفها یعنی چشم دوختن به وابستگی و این یا آن قدرت خارجیه که هیچ نیروی واقعاً ملی و مردمی و ایرانی سراغش نمیره.
البته رژیم خودش به اشکال مختلف از این حرفها میزنه که گویا این یا آن قدرت خارجی دنبال سرنگونیش هستند تا به این وسیله به مبارزان واقعی مارک و انگ بزنه که عامل خارجی هستند.
دوتا مثال بزنم و بگذریم
دخالت خارجی در ایران هم بوده!
یکی زمان روی کار آوردن رضا شاه بود که انگلیسیها برای مقاصد خودشون آوردنش و بعد هم در شهریور ۲۰ خودشون بردنش! یعنی سوار کشتیش کردند و فرستادنش جزیره موریس!
یه نمونه دیگه هم کودتای استعماری ارتجاعی ۲۸مرداد بود علیه دولت ملی دکتر مصدق. که نتیجهاش روشنه و دیگه توضیح نمیدم
خب اینها دخالتهای خارجی در ایران بوده که مردم ایران در حافظه جمعی همین صد سال اخیر دارند.
حالا و با این تجارب، اینجاست که راهحل سوم مطرح میشه
راهحلی که مردم و مقاومت ایران در رویارویی با ارتجاع و استبداد دینی در پیش گرفته و بهای آن را هم با ایستادگی بر سر آرمان آزادی و استقلال وطن، با رنج و رزم و فداکاریهای دورانساز پرداخت کرده و میکنن.
تو یککلام،
این راهحل میگه:
دست مردم ایران و مقاومت انقلابی و کانونهای شورشی شونو باز بذارید،
اقداماتشان را بهرسمیت بشناسید و مانع حرکت و عملیاتشان نشوید.
خود مردم ایران و مقاومتشان توانایی سرنگون کردن این دیکتاتوری وحشی را دارند.
اما بازم سؤال هست
اینجاست که میرسیم به سؤالهای بعدی که برخیها مطرح میکنن و میگویند:
حالا آمدیم و جامعه جهانی، مقاومت انقلابی مردم ایران و راهکارش را بهرسمیت شناخت
اما آیا واقعاً این مقاومت میتونه یه همچین هیولایی را سرنگون کنه؟
چون بعضیها میگویند:
مگر مردم، سال ۹۶ و ۹۸ و ۴۰۱ قیام نکردند؟
خب دیدیم که رژیم سرنگون نشد؟
اینا میپرسن: مگه اصلاً قیام جواب داره؟ چطوری؟
بذارید همینجا روی همین نکته توقف کنیم و ببینیم اساساً این رژیم، سرنگون شدنی هست؟
یا نه؟!
جوابو از خود رژیمیها بشنویم. موافقید؟
سعید قاسمی: «پسرم کار تموم بود من اینو در قلب پایتخت درک کردم مثل روزهای اول انقلاب که میگفتن بیا کف خیابون چهارراه انقلاب مسعود رجوی و. دارن جمع میکنن تموم بود پسرم آدم و بسیجی بودن که در این شرکت نفت التماس میکردن که اسم ما را بهعنوان بسیجی پاک کن دیگه تمومه امر بر خیلیها مسجل شده بود که دیگه تمومه آن سید اولاد پیغمبر تا لب پرتگاه رفت»
اینم جهان آبادی عضو مجلس ارتجاعه که داره هشدار میده نسبت به احتمال تکه پاره شدن نظام!
اینم تجربه یه سرکرده سپاه که خودش تا یک قدمی سرنگونی در قیام رفته و حالا داره هشدار میده
از این اعترافها میشود ده عدد دیگر آورد که میگذریم
چون روشنه آن نیرویی که میتونه این نظامو چندین بار تا پای سقوط ببره و تا لبه پرتگاه سرنگونی بکشوندش، همین نیروست که حرفی برای گفتن داره.
وقتی یکی میگه: سرنگونی دیکتاتور با قیام و مقاومت، پاش یه جایی سفته. کجا؟
روی پشتوانه مردمی که داره و تواناییش برای سازماندهی نیروهاش.
این کلید اصلی سرنگونیه.
و این نقطه قوت مجاهدینه که سابقه ۶۰ ساله در اداره یک تشکیلات انقلابی دارن.
پشتوانهاش چی و کیه؟؟ کانونهای شورشی!
این توانایی مجاهدین را هرکس میتونه در سازمانیافتگی عملیاتهای اختناقشکن کانونهای شورشی مجاهدین در سراسر ایران ببینه، طوری که هر روز بیشتر میشن و گسترش بیشتری پیدا میکنند.
بله! کانونهای شورشی!
همان جوونا و نیروهای شجاع هوادار مجاهدین که کف خیابونهای تهران و سایر شهرها،
زیر شدیدترین خفقان، هرشب هرشب عملیات میکنند و نمادهای دیکتاتوری را به آتش میکشن!
این همان چیزیه که خط فاصل بین راهحل سوم با راهحلهای دیگهس!
نیروی رزمنده کف خیابون!
چرا که سرنگونی به نیروی سرنگون کننده در روی زمین نیاز داره
خب نکاتی که گفته شد به اندازه کافی روشن و بدون ابهام بود
به پایان این مجموعه برنامه رسیدیم
تجارب گذشته را دیدیم
آخر و عاقبت راهکارهای مختلف را دیدیم
و حالا در نقطهای که میشه بهش گفت مرحله پایانی یا فاز پایانی یا در چند قدمی مونده به سرنگونی رژیم،
و در شرایطی که رژیم همه عوامل نگه دارنده و کمکی خود را از دست داده،
و در حالیکه تجارب و نتایج کاهنده، ویرانگر و خونین دعاوی پوشالیای که در واقع به سود رژیم و بر سرپا ماندن هیولای ارتجاع و استبداد بوده را در مراحل پیشین دیدیم
یعنی راهحلهایی که نه بهعنوان راه سرنگونی رژیم بلکه بهعنوان راهی برای مددرسانی به رژیم عمل کردند
و سدی شدن در برابر راهکار انقلابی مردم ایران برای سرنگونی دیکتاتوری آخوندها
بله! درست در چنین مرحلهای
و با چنین تجاربی
الان ما هستیم و دیکتاتوری و اونچه که از تجربه مراحل پیشین در چنته داریم.
به امید پیروزی و رهایی مردم و میهنمون
و بنای ایرانی آزاد، آباد و دموکراتیک در یک جمهوری فراگیر تمامی ملیتهای ایرانی با همه تنوعاتش.
پیروز باشید.
