رد پای آبان ـ قسمت سوم ـ زنان نیروی محرک قیام آبان
۱۴۰۴/۸/۲۷
من برمیخیزم!
چراغی در دست، چراغی در دلام
زنگارِ روحام را صیقل میزنم
آینهیی برابرِ آینهات میگذارم
تا با تو
ابدیتی بسازم.
تاریخ مبارزات مردم ایران سرشار از لحظاتی است که زنان نویسنده آن هستند، زنانی که شجاعت را در میدان نبرد و امید رو در دل انقلاب زنده نگهداشتند. اونها نه فقط شرکتکننده بلکه نیروی محرک شعلهور شدن آتش قیام آبان بودن. اونقدر که تیغ سانسور و اختناق حاکمیت آخوندی هم نتونست مانع پخش تصاویر رودررویی دلیرانهٔ زنان با نیروهای سرکوبگر بشه.
مریم رجوی: امروز زنان در صفوف قیام و اعتراضهای معلمان. حاضرند و نبردشان تا سرنگونی این رژیم ادامه خواهد یافت، بله این زنان هستند که در لحظات ترس و سکوت رو در روی مزدوران رژیم فریاد مرگ بر خامنهای سر میدهند و تظاهرات را به پیش میبرند. صدای معلمان و بازنشستگان میشوند و جوانان را به ایستادگی در مقابل مزدوران رژیم بر میانگیزند.
زنانی چون مجاهد شهید شبنم دیانی، حلیمه سمیری و نیکتا اسفندانی نوجوان، که در امتداد مقاومت و این مسیر طولانی از تجارب خونین گذشته درس گرفته و با ارادهای پولادین، قدم در مسیر رهایی گذاشته. زنان ایرانی، پس از دههها سرکوب سیستماتیک، ثابت کردن که نه قربانیان بیصدا، بلکه نیروی شکستناپذیر و عامل اصلی تغییر در ایرانن.
با چنین مشخصاتی است که واژهٔ آبان از تقویم یک ماه فراتر رفته و بهعنوان نمادی برای سرنگونی محتوم نظام ولایت فقیه بهبینهٔ استراتژی کانونهای شورشی تبدیل شد.
پژواک فریاد آزادیخواهی در قیام آبان از مرزها گذشت و به گوش جهانیان رسید، تصاویر و روایت قهرمانی مردم معترض از میان سانسور راه خودش رو به بیرون باز کرده و چهرهٔ حقیقی رنج و ایستادگی مردم ایران رو نمایان کرد که بسیاری از گوشه و کنار دنیا با قیام و کانونهای شورشی همراه شدند.
در قیام آبان ۹۸ هزاران قلب تپید و ۱۵۰۰ جان فدا شد. در میان این موج عظیم، گروهی با پیشتازی و فداکاری مسیر اعتراض رو تغییر دادن، کانونهای شورشی هستههای مقاومت سازمانیافتهای که وظیفهٔ شکستن طلسم ترس و جهت دادن به خشم عمومی را بر دوش کشیدن، و بسیاری از اونها جون خودشون رو برای رسیدن به این هدف فدا کردن. خون این شهیدان به همراه ۱۵۰۰ شهید در سراسر ایران، در رگهای جامعه جاری شد و بذر دادخواهی سراسری و قیام ۱۴۰۱ را کاشت.
قیام آبان فرازی از مبارزه طولانی مردم ایران علیه استبداد بود، خونهایی که در دهه شصت ریخته شد هرگز بر زمین نموند، اون خونها ریشههای مقاومت رو آبیاری کرده و پس از اون هر خیزش و هر اعتراض گامی بود برای پیشروی این نبرد، گامهایی که با عشق به آزادی آغاز شد و با امید ادامه یافت.
