۱۴۰۵/۱/۹
اینک ایران ـ رباط کریم ـ شهر جاده ابریشم
۱۴۰۴/۸/۲۸
امروز سفر میکنیم به شهری که در بزنگاههای قیام و خیزش، به یکی از شورشی ترین شهرهای ایران تبدیل شده. بله، میریم به رباط کریم شهری در حاشیهی پایتخت، اما در متن ایستادگی.
بله همونطور که رباط کریم در ایران قدیم قدمگاه آزادیخواهان ایران بود، امروز نیز نام این شهر با نام فرزندان شجاع این آب و خاک گره خورده. نامهایی چون ستار بهشتی، که با قلم رسا و شجاعانهاش، پرده از چهرهی ظلم و فساد حکومت کنار زد و صدای بیصدای مردم شد.
اون در آخرین پست وبلاگش نوشت: بنده به عنوان یک ایرانی میگویم من نمیتوانم دربرابر این همه مصیبت سکوت کنم، من سکوت نمیکنم حتی اگر قرار به رسیدن لحظه مرگ من باشد.
بله ستار روایتگرِ حقایقی بود که رژیم تاب شنیدنش رو نداشت و سرانجام، در چنگالِ دژخیمان، زیرِ شکنجههایِ بیرحمانه، به شهادت رسید و نامش جاودان شد.
اما شعلهی مقاومت در این شهر، نه تنها خاموش نشد. بلکه در تابستان ۱۴۰۰ وقتی قیام مردم به جان آمده استان خوزستان دراعتراض به بی آبی با سرکوب وحشیانه مزدوران خامنه ای مواجه شد، مردم و جوانان رباط کریم نیز به حمایت از هموطنان خود برخاستن و با فریاد مرگ بر دیکتاتور اثبات کردن که در برابر ظلم و ستم در هرکجای این آب و خاک اهل سکوت و تسلیم نیستن.
پاک کن از چهره اشکت را ز جا برخیز
تو در من زنده ای من در تو، ما هرگز نمی میریم
من و تو با هزاران دگر
این راه را دنبال می گیریم
از آن ماست پیروزی
از آن ماست فردا با همه شادی و بهروزی
و هر لاله که از خون شهیدان می دمد امروز
نوید روز آزادی ست
این بود روایت امروز ما از رباط کریم؛ شهری که با خون شهیدانش، پیمان آزادی بسته.
راهی که ادامه داره و فردایی که روشنتر از امروز خواهد بود.
