۱۴۰۴/۱۲/۲
موج نو ـ قسمت پانزدهم ـ شاخص آزادیخواهی
۱۴۰۴/۱۱/۲۲
برنامه امروز را نیز با طرح یک پرسش آغاز میکنیم.
پیش از دستیابی به قدرت، تقریباً همه جریانهای سیاسی خود را مدافع دموکراسی معرفی میکنند؛ هرچند در سالهای اخیر حتی برخی جریانهای سلطنتطلب نیز از تکرار همین ادعا فاصله گرفتهاند. با این حال، فرض کنیم فردی که هیچ آشنایی قبلی با جریانهای سیاسی ندارد و بهتازگی وارد عرصه سیاست شده است، بخواهد تشخیص دهد چه کسی واقعاً آزادیخواه است و چه کسی نیست. پرسش اساسی این است که شاخصهای تشخیص آزادیخواهی واقعی کداماند و چگونه میتوان ادعای اصیل را از ادعای بدل تفکیک کرد؟
واقعیت آن است که مردم ایران نزدیک به یکصد و بیست سال است که برای آزادی مبارزه میکنند و در این مسیر، تجربیات گسترده و ارزشمندی اندوختهاند. افزون بر آن، تجربه دیگر ملتها نیز در دسترس است و میتوان از مسیرهایی که آنان پیمودهاند آموخت. یکی از مهمترین معیارهای تشخیص اصالت شعارها، الگوهای رفتاری قابل مشاهده یک فرد یا جریان سیاسی است. بررسی رفتارهای گذشته و حال یک جریان میتواند نشان دهد که آن جریان چه نقشه راهی برای آینده در نظر دارد.
یکی از این الگوهای رفتاری، «پرداخت بهای آزادی» است. آزادیخواه واقعی کسی است که بیش از دیگران با دشمن آزادی مقابله کرده و در این مسیر هزینه داده باشد. صرف ادعای آزادیخواهی کافی نیست؛ پرسش اصلی این است که برای تحقق این هدف چه اقداماتی انجام شده و چه هزینههایی پرداخت شده است. آیا فرد یا جریان مورد نظر حاضر بوده است از مال، جان، امنیت، جایگاه اجتماعی و حتی خانواده خود بگذرد تا آزادی محقق شود، یا صرفاً بهدنبال بهرهبرداری از دستاورد رنج و مبارزه دیگران است؟ به چنین جریانهایی که آزادیخواهیشان مشروط به منافع شخصی است، میتوان عنوان «آزادیخواه قلابی» یا «اپوزیسیون فیک» داد؛ جریانی که تنها تا جایی مدافع آزادی است که به سود او باشد و در شرایط دشوار، هنگام فقدان چشمانداز قدرت یا پیروزی، صحنه را ترک میکند.
دومین ویژگی آزادیخواه واقعی، ورود به جزئیات و پرهیز از کلیگویی است. آزادیخواه واقعی از طرح برنامههای مشخص سخن میگوید، برای خود قدرت نامحدود، مادامالعمر یا موروثی مطالبه نمیکند و برای اعمال قدرت، بازهای محدود قائل است. چنین جریانی بهصراحت از پلورالیسم و توزیع قدرت سخن میگوید؛ از تفکیک قوا، واگذاری امور هر منطقه به شوراهای محلی و کاهش نظارت و تمرکز قدرت در بالاترین سطح دفاع میکند.
در مقابل، موجسواران سیاسی و دیکتاتورهای بالقوه، هرچند ممکن است بهطور کلی از آزادی سخن بگویند، اما در عمل خواهان قدرت نامحدود، مادامالعمر یا موروثی هستند، بر نظارت همهجانبه تأکید دارند، به توزیع قدرت باور ندارند و تمایلی به طرح حقوق ملیتها نشان نمیدهند. این جریانها اغلب با توسل به مفاهیمی چون یکپارچگی و یکدستی، از واگذاری قدرت به مردم طفره میروند.
سومین شاخص، نحوه مواجهه با نقد و دیدگاههای مخالف است. آزادیخواه واقعی از اختلاف عقیده هراسی ندارد، وجود آن را به رسمیت میشناسد و آمادگی دارد با کسانی که دیدگاه متفاوت دارند رابطهای مبتنی بر احترام برقرار کند. چنین رابطهای البته دارای اصول و خطوط پایهای مشخص است. بهعنوان نمونه، سازمان مجاهدین خلق ایران شعار «نه شاه، نه شیخ، جمهوری دموکراتیک» را مطرح میکند و فراتر از این چارچوب، با عقاید مختلف مشکلی ندارد. اگر فردی به این جریان اعلام کند که با آنان موافق نیست، پاسخ میشنود که مخالفت مانعی نیست؛ چنانچه فرد مورد نظر اهل مبارزه با این رژیم باشد و به اصول یادشده پایبند باشد، میتواند در جبهه همبستگی در کنار آنان قرار گیرد.
در مقابل، دیکتاتور بالقوه معمولاً حتی پیش از دستیابی به قدرت، در پی یکدستسازی است. او نهتنها مخالف را نمیپذیرد، بلکه او را خطرناکتر از دشمن تلقی میکند و آشکارا اعلام میکند هر کس او را نپذیرد، خائن است.
شاخص دیگر، زبان سیاسی است. زبان سیاسی یک جریان، ماهیت آن را آشکار میکند. از واژگان، ادبیات و ساختار گفتار سیاسی میتوان به جهانبینی و اهداف یک جریان پی برد. زبان دموکراتیک معمولاً بر مفاهیمی چون تکثرگرایی، پذیرش مخالفان، حقوق زنان، حقوق اقلیتها، حقوق پناهندگان، حقوق ملیتها، جدایی دین و دولت و آزادی بیان تأکید دارد و آزادی و برابری را تقدیس میکند. در مقابل، زبان اقتدارگرا مملو از دوگانهسازیهایی نظیر «ما و آنها» یا «ملی و ضدملی» است و بهجای آزادی، به تقدیس یک فرد یا یک ایدئولوژی میپردازد.
در جمعبندی میتوان گفت که اگرچه همه از آزادی سخن میگویند، اما همه به یک شیوه سخن نمیگویند. برای تشخیص دموکراسیخواه واقعی از دیکتاتور بالقوه، باید سوابق، میزان هزینهپردازی، الگوهای رفتاری و برنامههای روشن و اعلامشده هر فرد یا جریان را بهدقت بررسی کرد. تنها از این طریق میتوان میان جریانهای اصیل و جریانهای فیک و قلابی تمایز قائل شد.
