موج نو ـ قسمت هجدهم ـ ایدئولوژی مجاهدین ضد استثماری، پویا و در حال پیشروی

۱۴۰۴/۱۲/۱۶

در یکی از مباحث مطرح‌شده درباره ایدئولوژی سازمان مجاهدین، اشاره شد که این ایدئولوژی ماهیتی ضد‌استثماری دارد و در عین حال از ویژگی «پویایی» و «پیش‌روندگی» برخوردار است. این موضوع پرسشی اساسی را مطرح می‌کند: اگر ایدئولوژی را به‌عنوان نقشه راه و راهنمای عمل در نظر بگیریم، چگونه می‌توان از پویایی آن سخن گفت؟ آیا نقشه مسیر از پیش مشخص نیست و کنشگران صرفاً آن را دنبال نمی‌کنند؟

همچنین بیان شد که استثمار طبقاتی ــ یعنی ستم بر کارگران و زحمتکشان ــ تنها یکی از مصادیق استثمار به شمار می‌رود و مجاهدین در این حوزه گام‌های جدیدی برداشته‌اند. بنابراین، دو پرسش اصلی شکل می‌گیرد: نخست آن‌که چرا ایدئولوژی مجاهدین «پویا» و در حال پیشروی توصیف می‌شود؛ و دوم آن‌که گام جدید این جریان در عرصه مبارزه با استثمار چیست.

پویایی ایدئولوژی

برای تبیین مفهوم پویایی ایدئولوژی می‌توان از این تمثیل استفاده کرد:

«ساحل افتاده گفت گرچه بسی زیستم / هیچ نه معلوم شد آه که من کیستم

موج ز خود رفته‌ای تیز خرامید و گفت / هستم اگر می‌روم، گر نروم نیستم»

در این تصویر شاعرانه، موجی که پیوسته در حرکت است، نماد حیات و تداوم محسوب می‌شود. اگر موج از حرکت بازایستد، دیگر موج نخواهد بود. از این منظر، پویایی ایدئولوژی نیز به معنای حرکت مستمر و انطباق با شرایط نوین است. توقف در عرصه اندیشه و عمل، عملاً به معنای بازگشت به عقب خواهد بود؛ زیرا زمان همواره رو به جلو حرکت می‌کند و ایستایی در چنین بستری، نوعی عقب‌ماندگی محسوب می‌شود.

بر همین اساس، مجاهدین معتقدند برای برداشتن هر گام جدید، ورود به هر مرحله تازه و مقابله با موانع نوظهور، پیش از هر چیز باید به «سلاح ایدئولوژیک متناسب» دست یافت. این باور سبب شده است که آنان همواره بر ضرورت بازاندیشی و به‌روزرسانی ایدئولوژیک تأکید کنند. به تعبیر دیگر، پویایی ایدئولوژیک به معنای تلاش مستمر برای ارتقای مبانی فکری و تقویت توان مبارزه در مسیر نفی استثمار است.

از دیدگاه هواداران این رویکرد، تداوم و ماندگاری مجاهدین در شرایط دشوار و در برابر فشارها و آزمون‌های متعدد، تا حد زیادی ناشی از همین پویایی ایدئولوژیک و گام‌هایی است که در عرصه مبارزه فکری و نفی اشکال مختلف استثمار برداشته‌اند.

گام جدید در مبارزه با استثمار

اما پرسش دوم به ماهیت گام جدید در مبارزه با استثمار بازمی‌گردد. در این چارچوب، مجاهدین توجه خود را به نوعی عمیق‌تر و ریشه‌دارتر از استثمار معطوف کرده‌اند؛ یعنی استثمار جنسی. این نوع استثمار، که در قالب فرهنگ مردسالاری یا جنسیت‌زدگی نیز شناخته می‌شود، سابقه‌ای به درازای تاریخ بشر دارد.

از سال ۱۳۶۴، مجاهدین مبارزه با این شکل از استثمار را آغاز کردند و در جریان آنچه «انقلاب ایدئولوژیک درونی» نامیده می‌شود، این موضوع را با پیشگامی مریم رجوی تئوریزه و مفهوم‌پردازی کردند. بررسی چرایی و چگونگی شکل‌گیری این تحول، مستلزم تأملی دقیق‌تر در تجربه‌های تاریخی جنبش‌های انقلابی است.

در بسیاری از جنبش‌های انقلابی، مبارزه با استثمار صرفاً در سطح بیرونی دنبال نمی‌شود؛ بلکه نیروهای انقلابی تلاش می‌کنند با زدودن فرهنگ استثماری از درون خود، زمینه آزاد شدن انرژی‌های مثبت و ظرفیت‌های نهفته را فراهم کنند. هنگامی که در میان مبارزان و آزادی‌خواهان ارزش‌هایی مانند برابری و انسانیت تقویت شود، این امر توان آنان را در برابر دشمن افزایش می‌دهد.

به‌زعم مجاهدین، گام فراتر در این مسیر، نفی استثمار جنسیتی و مقابله با فرهنگ جنسیت‌گرایی است. این امر مستلزم غلبه بر مناسبات و فرهنگ دیرینه مردسالاری است؛ امری که هم برای زنان و هم برای مردان چالش‌برانگیز محسوب می‌شود. با این حال، از منظر مدافعان این رویکرد، چنین تحولی می‌تواند انرژی و انگیزه مبارزان را چندین برابر افزایش دهد.

در این نگاه، زنانی که از قید و بندهای سنتی رها می‌شوند و مردانی که زنان را به‌عنوان انسان‌هایی برابر می‌پذیرند، قادر خواهند بود ظرفیت‌های جدیدی در مبارزه اجتماعی و سیاسی ایجاد کنند. این تحول، به اعتقاد مجاهدین، یکی از عوامل تقویت توان سازمانی و افزایش پتانسیل‌های درونی آنان بوده است.

مفهوم جنسیت‌زدگی

برای درک بهتر این بحث، باید به مفهوم «جنسیت‌زدگی» نیز توجه کرد. در بسیاری از جوامع، الگوهای رفتاری مشخصی به زنان و مردان تحمیل می‌شود. به‌عنوان مثال، به دختران القا می‌شود که باید ظریف، احساسی و وابسته باشند؛ در حالی‌که از پسران انتظار می‌رود شجاع، قوی و مسلط باشند. این الگوها در قالب هنجارهای اجتماعی، از کودکی در ذهن افراد شکل می‌گیرد.

نمونه‌هایی مانند احساس مالکیت نسبت به زنان، کنترل رفتار آنان، یا محرومیت زنان از فرصت‌های برابر در حوزه‌های مختلف اجتماعی و مدیریتی، از مظاهر این فرهنگ محسوب می‌شود. چنین ساختارهایی در بسیاری از جوامع به حذف یا محدود شدن نقش زنان در عرصه‌های مختلف منجر شده است.

در پژوهش‌های علمی نیز به ابعاد گوناگون این پدیده پرداخته شده است. برای مثال، دو استاد روان‌شناسی، پیتر گلیک و سوزان فیسک، در مقاله‌ای که در سال ۱۹۹۶ منتشر کردند، مفهوم «جنسیت‌زدگی دوسویه» را مطرح کردند. آنان نشان دادند که جنسیت‌زدگی می‌تواند به دو شکل خصمانه و خیرخواهانه بروز کند.

جنسیت‌زدگی خصمانه به‌طور آشکار مردان را جنس برتر معرفی می‌کند و بر سلطه آنان تأکید دارد. در مقابل، جنسیت‌زدگی خیرخواهانه با ظاهری ملایم‌تر ظاهر می‌شود و زنان را موجوداتی ظریف و نیازمند حمایت معرفی می‌کند. با وجود تفاوت ظاهری، هر دو شکل در نهایت به حفظ موقعیت برتر مردان در ساختار قدرت اجتماعی کمک می‌کنند.

از این منظر، جنسیت‌گرایی نوعی نگرش است که به جای انسانیت، به جنسیت اصالت می‌دهد؛ یعنی در مواجهه با افراد، نخستین معیار ارزیابی آن‌ها زن یا مرد بودنشان است، نه ویژگی‌های انسانی‌شان.

هژمونی زنان در ساختار رهبری

یکی از مهم‌ترین نتایج انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین، مطرح شدن ایده «هژمونی زنان» در ساختار رهبری سازمان بود. در این چارچوب، با واگذاری مسئولیت‌های کلیدی و فرماندهی به زنان، تلاش شد تا ساختار سنتی قدرت که مبتنی بر برتری مردان است، به چالش کشیده شود.

از دیدگاه مجاهدین، این اقدام نه صرفاً یک اصلاح تدریجی، بلکه حرکتی بنیادی برای شکستن هسته مرکزی فرهنگ مردسالاری محسوب می‌شود. بدین ترتیب، زنان نه‌تنها در سطوح مدیریتی و سیاسی، بلکه در حوزه‌های نظامی، اجتماعی و سازمانی نیز نقش‌های کلیدی بر عهده گرفتند.

در این چارچوب، پرسش‌های تاریخی درباره توانایی زنان ــ مانند امکان قضاوت، ریاست‌جمهوری یا رهبری سیاسی ــ با تجربه عملی پاسخ داده شد. از نظر مدافعان این دیدگاه، این تحول نشان داد که زنان می‌توانند حتی در جایگاه رهبری ایدئولوژیک نیز قرار گیرند.

بر همین اساس، مجاهدین معتقدند که انقلاب ایدئولوژیک آنان توانسته است ظرفیت نیمی از جمعیت جامعه، یعنی زنان، را به‌طور مستقیم در مبارزه سیاسی و اجتماعی فعال کند. این امر، به باور آنان، یکی از عوامل تقویت توان سازمانی و گسترش دامنه مبارزه به شمار می‌رود.

در نهایت، می‌توان گفت که محور اصلی این تحول، تلاش برای ریشه‌کن کردن اندیشه‌ای است که انسان‌ها را بر اساس جنسیت دسته‌بندی می‌کند و ارزش‌های انسانی را تضعیف می‌سازد.

چنان‌که در این بیت آمده است: «آب دریا را اگر نتوان کشید / هم به قدر تشنگی باید چشید.»

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط

موج نو ـ قسمت هجدهم ـ ایدئولوژی مجاهدین ضد استثماری، پویا و در حال پیشروی