تظاهرات بزرگ ایرانیان آزاده در پاریس، خواستهها و حمایتها
۱۴۰۵/۳/۲۸
کهکشان کهکشانهای مقاومت ایران
گزارش و گفتگو با بهنام کریمی
کمتر از ۴۸ ساعت تا برپایی تظاهرات بزرگ ایرانیان آزاده در پاریس باقیمونده و میخواهیم نگاهی کنیم به خواستههای این تظاهرات و حمایتهایی که از این تظاهرات شده. در این قسمت از برنامه میخواهیم همین موضوع را مورد بررسی قرار دهیم.
تا همینجا حمایتهایی گستردهای از این تظاهرات شده. چقدر این حمایتها روی اهداف این تظاهرات متمرکز شده؟
دامنه این حمایتها وسیع است از هزار جوان نسل زد تا شخصیتهای سیاسی کشورها از جمله رؤسای کشورها و مقامات ارشد پیشین، و برندگان جایزه نوبل. حرف هم روی پایهایترین مصالح و منافع مردم ایران است یعنی نفی شاه و شیخ و برپایی یک جمهوری دموکراتیک. اما آنچه بیش از همه چیز جلب توجه میکند باور به نیرو تغییر در درون میهن است. نیرویی که در نسل شورشگر و بهطور مشخص در کانونهای شورشی دیده میشود. در قیامها خودش را نشان داده و ترکیب جمعیت زندانها را عوض کرده است. نسلی که با افتخار در برابر رژیم خونریز میایستد و همان مسیری را دنبال میکند که از ۳۰ خرداد شروع شد یعنی امروز جوانان حدود بیستسال میبینیم که همان کارهایی را میکنند که نسل انقلاب ۵۷ در مقاومت علیه شیخ در تابستان ۶۰ شروع کردند.
وقتی از کهکشان صحبت میکنیم که هم کهکشان شهیدان است و هم کهکشان مردم ایران با همه تنوعات و البته رودرروی شیخ و شاه هست در حقیقت از این مسیر پیموده شده داریم حرف میزنیم و راهی که البته در پیش داریم.
پس اگر به پرسش شما برگردم این است که حمایتهای گسترده امسال نه تنها روی اهداف کهکشان متمرکز هستند بلکه موجی از باور به تغییر در ایران را به حرکت درمیآورد که حتماً در روز شنبه به چشم خواهیم دید.
میخواهیم متمرکز بشیم روی یکی از شعارهای فراخوان این تظاهرات که آورده «برای پایان دادن به ۱۰۰ سال استبداد و وابستگی شاه و شیخ» به چه اعتباری گفته شده پایان ۱۰۰ سال استبداد؟
به اعتبار مقاومتی که وجود دارد. شاه و شیخ علیه مردم ایران هر کاری انجام دادند. در جنایت و نسلکشی و نخبهکشی از هیچ چیزی کوتاهی نکردند. از اعدام رهبران سازمانهای انقلابی در تپههای اوین توسط شاه و راه باز کردن برای شیخ در زمان شاه تا نسلکشی مجاهدین در سالهای ۶۰، ۶۱ و ۶۷. تا به بازیکردن بچه شاه و ارسال اصلاحطلبان قلابی سابق از درون رژیم به اردوی سلطنت برای اینکه قیامها به انحراف کشیده شود و برای رژیم فرصت خریده شود. یعنی شاه و شیخ کار نکردهای علیه مردم نداشته و ندارند و سرمایه زیاد زندگیهای زیادی را از بین بردهاند که خودشان بمانند اما یک چیز را نتوانستند از بین ببرند و آنهم این مقاومت سازمانیافته است. وقتی این مقاومت سازمانیافته است یعنی رسیدن به مقصد راهنمای خودش را دارد یعنی مبارزه ظرف خودش را دارد یعنی با وجود هر توطئهیی که دشمن بکند اما راه آزادی و انقلاب دموکراتیک ادامه دارد. به این اعتبار است که میتوانیم از پایان ۱۰۰ استبداد سخن بگوییم.
