سخنرانی خانم مریم رجوی در کنفرانس آنلاین حمایت از دولت موقت شورای ملی مقاومت ایران
.jpg)
کنفرانس آنلاین با شرکت مریم رجوی
۱۴۰۴/۱۲/۲۴
مریم رجوی: بهنام صلح و به نام آزادی جهان را فرا میخوانم که یگانه راهحل مسأله خطیر ایران را بهرسمیت بشناسد
در حالی که ایران و سراسر منطقه گرفتار یک جنگ بزرگ است، بهنام صلح و به نام آزادی جهان را فرا میخوانم که یگانه راهحل، بحران خطیر ایران را بهرسمیت بشناسد. این راهحل، سرنگونی رژیم بهدست مقاومت و قیام سازمانیافته و ارتش آزادی است.
تاریخ ۴دهه اخیر شهادت میدهد که ما سالهای سال هشدار دادیم، افشاگری کردیم و سرچشمه خطر را نشان دادیم تا اوضاع ایران و منطقه به وضعیت امروز کشیده نشود.
از افشای بنیادگرایی بهمثابه تهدید جدید جهان در دهه ۱۳۷۰،
افشای سریترین سایتهای اتمی در سال ۱۳۸۱،
افشای نیروی تروریستی قدس در سال ۱۳۷۲،
افشای دخالتهای ویرانگر رژیم در عراق در دهه۸۰،
افشای سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در سال ۸۸،
افشای نقش پرجنایت رژیم در سوریه در دهه۱۳۹۰ و افشای مداوم نقض حقوقبشر که باعث ۷۲ قطعنامه در محکومیت رژیم در سازمان ملل شد.
بارها گفتیم که این رژیم هرگز اصلاح نمیشود. هرگز تغییر رفتار نمیدهد. هرگز از بمبسازی اتمی و جنگافروزی در منطقه دست برنمیدارد و هرگز به هیچ مذاکره و توافقی پایبند نیست و بارها گفتیم که مماشات با این رژیم، پروراندن مار در آستین است و در نهایت به جنگ منجر میشود.
آنچه متأسفانه، امروز جلوی دید همه است حاصل دو مؤلفه است:
اولاً حاکمیت دیکتاتوری در ایران
ثانیاً مماشات دولتهای غرب یا به قول وینستون چرچیل «خواب دموکراسیها» که ۴۰سال بهدرازا کشید تا این که با غرش بمبها و موشکها چشم گشودند.
کم نبودند کسانی که در این سالها برای بستن راه تغییر در ایران، ادعا میکردند که بدون این رژیم هرج و مرج میشود. حالا بنگرید که سیاست حفظ رژیم چه آشوبی بهپا کرده است.
کم نبودند کسانی که استمرار دیکتاتوری در ایران را ترجیح میدادند. حالا ببینید که استبداد، آزادیکشی و نقض حقوقبشر چه اژدهای هفت سری علیه تمام جهان بهوجود آورده است.
در تاریخ صد سال اخیر ایران، دیکتاتوریها، فقط ویرانی و اتلاف و جنگ بهبار آوردهاند. چه شاه و چه شیخ.
و حالا امروز طرفهایی که در جهان غرب با مهندسی سیاسی، سایبری و رسانهیی تلاش میکنند از بازمانده دیکتاتوری پهلوی یک آلترناتیو بسازند، باز هم نسخه یک دیکتاتوری دیگر برای ایران میپیچند، اما به جایی نمیرسند. هیاهوی یک جریان نئوفاشیستی که بازگشت ایران به رژیم سرنگون شده شاه را آرزو میکند، در عمل علیه قیام و در جهت تفرقه و جنگ داخلی است.
چنان که مسعود رجوی گفته است: «همچون ۶۰سال گذشته، جنگ ما با ولایت و سلطنت برای آزادی و استقلال تا پیروزی انقلاب دموکراتیک و برپایی جمهوری دموکراتیک ادامه دارد».
ساختار مقاومت ایران
شورای ملی مقاومت، دولت موقت را برای انتقال حاکمیت به مردم ایران و برپایی جمهوری دموکراتیک بر اساس طرح ۱۰مادهیی مقاومت اعلام کرده است. مقاومت ایران یک ساختار سیاسی، اجتماعی و نظامی برای سرنگونی رژیم و انتقال قدرت به مردم ایران است.
این ساختار از چند مؤلفه تشکیل شده است:
ائتلاف دموکراتیک
یک استراتژی واقع گرا برای از سر راه برداشتن سپاه پاسداران
شبکهیی از واحدهای مقاومت در سراسر ایران
یک سازمان هدایتگر برای پیشبرد مبارزه
طرح و برنامه برای دوران بعد از سرنگونی
اجازه میخواهم هریک از این مولفهها را به اختصار توضیح دهم:
اول: ائتلاف دموکراتیک
این ائتلاف، شورای ملی مقاومت ایران است که جایگزین دموکراتیک رژیم آخوندی است. این شورا در حکم پارلمان مقاومت، با بیش از ۴۵۰عضو است که نیمی از اعضای آن را زنان تشکیل میدهند. کمیسیونهای شورا هر یک وظایف تخصصی جداگانهیی دارند و پایههای دولت موقت را تشکیل میدهند.
شورای ملی مقاومت، متشکل از گرایشهای سیاسی و عقیدتی گوناگون است. کثرتگرایی و دموکراتیسم درونی و همچنین خطوط سیاسی استوار، این شورا را پایدارترین ائتلاف تاریخ ایران کرده است. این شورا طرحهای متعددی را تصویب کرده، از جمله طرح خودمختاری کردستان، طرح جدایی دین و دولت و طرح آزادیها و حقوق زنان.
شورای ملی مقاومت همچنین طرح جبهه همبستگی ملی را تصویب کرده که نیروهای جمهوریخواهی را در بر میگیرد که خواهان سرنگونی رژیم ولایت فقیه هستند و برای برپایی یک نظام دموکراتیک و مستقل مبتنی بر جدایی دین از دولت مبارزه میکنند.
دوم: استراتژی سرنگونی رژیم
این استراتژی به این پرسش بزرگ پاسخ میدهد که چگونه میتوان سپاه پاسداران را کنار زد. پاسداران صدها بار از جمله در قیام دی نشان دادند که برای حفظ رژیم، از هیچ جنایتی فروگذار نمیکنند. پس با وجود آنها چگونه میتوان رژیم را به زیر کشید؟
در پاسخ به این سئوال، ابتدا شبه راهحلها و دعاوی بیپایه در این مورد را یادآوری میکنم. تجربه سالهای اخیر
ـ ثابت کرده که فرضیههایی مثل فروپاشی رژیم موهوم است،
ـ ثابت کرده که این تغییر با فعالیت در شبکههای مجازی و تلویزیونی بهدست نمیآید،
ـ و ثابت کرده نه سیاست مماشات، این رژیم را رام میکند؛ نه جنگ و دخالت نظامی خارجی آن را سرنگون میکند. سرنگونی به یک دست توانا نیاز دارد که از بطن جامعه عصیانزده بیرون آمده باشد و در میدان نبرد، رژیم را بهزیر بکشد.
در اثر بحرانهای اقتصادی و اجتماعی و از دست دادن بازوهای منطقهیی، برای رژیم ولایت فقیه فقط یک تکیهگاه باقیمانده که سپاه پاسداران است. در چنین وضعیتی واحدهای مقاومت و ارتش آزادی میتوانند در کانون یک قیام سازمانیافته به کار این رژیم پایان دهند.
سوم: شبکهیی از واحدهای مقاومت در شهرهای ایران
کانونهای شورشی و ارتش آزادی، همان دست توانا و پشتوانه مأموریت تاریخی سرنگونی رژیم هستند.
این یک نیروی رزمنده و سازمانیافته است که در تمام استانها ریشه دوانده است. این نیروی شورشگر و فداکار، همان نیروی تغییر در روی زمین است. نیرویی که شمار عملیات ضداختناقش، فقط در یک سال گذشته به سههزار رشته رسیده است. همچنین در قیام دیماه، نقش تعیینکنندهیی در سازماندهی و هدایت و گسترش قیام ایفا کرد و در رویارویی با نیروهای سرکوب و هدف قرار دادن مراکز آنها به حفاظت از قیامکنندگان پرداخت.
کانونهای شورشی جنگنده در قیام دیماه، بیش از ۲هزار نفر مفقود و ناپدید دارند و تاکنون روشن نیست چند نفر آنها دستگیر یا شهید شدهاند. با گذشت بیش از دو ماه و با وجود همه تلاشها، خبری از آنها بهدست نیامده است.
در این میان تحولی که یک نقطه عطف بود، تهاجم یگانهای ارتش آزادی به بیت خامنهای، در چهارم اسفند بود. بیت خامنهای حفاظت شدهترین مرکز رهبری و فرماندهی رژیم بود.
از ۲۵۰رزمآور شجاعی که در این تهاجم شرکت داشتند، ۸۲نفر یا به شهادت رسیدند یا دستگیر شدند. سازمان مجاهدین تاکنون اسامی و مشخصات کامل آنها را اعلام کرده و برای گزارشگر ویژه و سازمانهای بینالمللی مدافع حقوقبشر فرستاده است. به جای آن، آخوندها همه تلاش خود را برای پنهانکردن این تهاجم به کار بستند.
هیچ چیز به این اندازه رژیم را وحشتزده نمیکند. زیرا:
اولاً جنبشی در داخل ایران است که اعضای آن تا این درجه از شجاعت و فداکاری برخوردارند و عزم مردم ایران برای سرنگونی این رژیم را نشان میدهد.
ثانیاً این عملیات، چند هفته بعد از قیام دی و آن کشتار بزرگ، راه را به نسل جوان نشان داد.
ثالثاً، این عملیات قبل از هر چیز حاوی یک پیام بود که چنین نیروی قدرتمندی در دل اختناق شکل گرفته است.
چهارم: وجود یک سازمان هدایتگر برای پیشبرد مبارزه
یعنی سازمان مجاهدین خلق ایران، با ۶۰سال تجربه در مبارزه با دو دیکتاتوری و با هزاران کادر آزموده که نیروی پیشبرنده مقاومت است. اشرف۳ در آلبانی، یکی از مراکز این سازمان است.
این سازمان همچنین فعالیتهای اجتماعی و سیاسی و بینالمللی را پیش میبرد و در خارج از ایران، در کشورهای مختلف، جمعیت بزرگی از ایرانیان تبعیدی و متخصصان را متشکل کرده است.
بخشهای وسیعی از جامعه ایران از جمله خانوادهها و بازماندگان بیش از ۱۰۰هزار شهید آزادی که اسامی و مشخصات ۲۰هزار تن از آنها در این کتاب، گردآوری شده و خانوادههای صدها هزار زندانی سیاسی در ۴۵ سال گذشته پشتیبانان آن هستند.
جنبشی که با استقلال و خودکفایی مالی، همه هزینههای آن از مخارج روزانه تا ارتباطات، انتشارات، گردهماییها و تلویزیون ۲۴ ساعته که از ۵ ماهواره برای مردم ایران برنامه پخش میکند، توسط اعضا و هواداران مقاومت در داخل و خارج ایران تأمین میشود.
پنجم: طرح و برنامه برای دوران بعد از سرنگونی
برنامه ده مادهیی مقاومت ایران که نخستین بار در سال ۱۳۸۵در اجلاسی در شورای اروپا اعلام کردم، مبنای کار دولت موقت است.
از یک جمهوری دموکراتیک بر اساس جدایی دین و دولت و برابری زن و مرد، لغو حکم اعدام، احقاق حقوق ملیتها از کرد و بلوچ و عرب و ترکمن، تساوی شیعه و سنی و سایر ادیان و یک ایران غیر اتمی که پیوسته مدافع صلح در منطقه است، اینها اجزای به هم پیوسته طرح واحدی هستند.
این طرح معماری دموکراسی ایران است. این همان رسالت دولت موقت است. نخستین وظیفه این دولت که در نخستین ماده برنامه شورای ملی مقاومت آمده است، «انتقال حاکمیت به مردم ایران و مستقر ساختن حاکمیت جدید ملی و مردمی» است.
ما البته به دشواریهای این رسالت بزرگ آگاهی داریم. کسانی که مخاطرات «روز بعد» یعنی پس از سرنگونی را گوشزد میکنند، حق دارند. در این رابطه انتقال آرام و منظم قدرت و بهسامان کردن کشور و چرخه کسب وکار به یک تشکیلات با تجربه نیاز دارد.
از این نظر دولت موقت از پشتوانه تشکیلات مجاهدین با هزاران کادر پرسابقه و ذیصلاح و یک صف طولانی از متخصصان میهنپرست در داخل و خارج کشور برخوردار است که برای خدمت به مردمشان سر از پا نمیشناسند.
عامل دیگری که تأثیر شایانی بر گذار دموکراتیک جامعه پس از سرنگونی دارد، مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی جامعه است. از این راه بخش بزرگی از جامعه برای یک تغییر بزرگ به حرکت درمیآید.
بعد از سرنگونی رژیم، دولت موقت ظرف شش ماه، انتخابات مجلس مؤسسان برای تدوین قانون اساسی جمهوری جدید را برگزار میکند و جای خود را به دولتی میدهد که منتخبان مردم در همین مجلس تعیین خواهند کرد.
رژیم آخوندی هیچ راهحلی برای نجات از سرنگونی ندارد
استبداد دینی، در روزهای اخیر پسر خامنهای را ولی فقیه خود کرد و سرانجام یک پادشاهی موروثی آخوندی شد. پسر خامنهای بیش از سه دهه در کنار پدرش از سردمداران اصلی سرکوب و صدور ارتجاع و تروریسم و غارت داراییهای مردم ایران بوده است.
او با کشتار و سرکوب قیامها و چپاول سرمایههای کشور، بیرحمانهترین ستم و استثمار را بر اکثریت مردم ایران تحمیل کرده است. حالا هم از راه نرسیده برنامه خود را بستن تنگه هرمز و گسترش جنگ اعلام کرده و بهترین دوستان خود را گروههای نیابتی آدمکش در منطقه معرفی کرده است.
اما رژیمی که در دوره علی خامنهای به پایان کار خود رسیده بود، با روی کار آوردن نسخه به مراتب ضعیفتر او نجات نخواهد یافت. بر تخت نشاندن پسر خامنهای بهعنوان ولی فقیه، اعتراف به این واقعیت است که رژیم آخوندی هیچ راهحلی برای نجات از سرنگونی ندارد و قطعا بهدست مردم و مقاومت ایران سرنگون خواهد شد.
شعار مقاومت و دولت موقت صلح و آزادی
در ارتباط با اوضاع فعلی دیدگاههای مقاومت ایران را خلاصه میکنم:
شعار مقاومت و دولت موقت صلح و آزادی است
جمهوری دموکراتیک و برنامه ۱۰مادهیی، به دور از استبداد دینی و فاشیسم سلطنتی است.
تنها مردم ایران هستند که مشروعیت تعیین آینده سیاسی کشور خود را دارند.
این مقاومت، خواهان پول یا سلاح یا حضور نیروهای خارجی در خاک ایران نیست.
و سرانجام این که شورای ملی مقاومت و دولت موقت نه بهدنبال قدرت بلکه در پی انتقال آن به جمهور مردم ایران است.
همه دولتهای جهان را فرا میخوانیم که سفارتهای این رژیم را تعطیل کنند و این رژیم را برای آزادی زندانیان سیاسی، خاتمه دادن به قطع اینترنت و توقف اعدامها تحت فشار بگذارند.
همگان را فرا میخوانیم به حمایت از دولت موقت برای انتقال حاکمیت به مردم ایران و برپایی جمهوری دموکراتیک و بهرسمیت شناختن مبارزه مردم ایران و نبرد ارتش آزادی با سپاه پاسداران برای سرنگونی رژیم آخوندی.
