گفتگوی نوروزی ـ کامیار ایزدپناه
۱۴۰۵/۱/۲
بهار ۱۴۰۵ از راه میرسد، اما این بار نه با ترنم نرم باران بر گلبرگها، بلکه در میانه غرش رعدآسای حادثهها. در حالی که تقویمها حلول سال نو را نوید میدهند، میهن ما درگیر جنگی ویرانگر و خانمانسوز است؛ جنگی که محصول مستقیم دههها سرکوب، غارت و ماجراجوییهای ضدملی نظام ولایت فقیه است. اما در دل این خاکستر و خون، ققنوس صلح و آزادی در حال بال گشودن است.
نوروز ۱۴۰۵ با تمام نوروزهای سدهٔ اخیر متفاوت است. سفرههای هفتسین در بسیاری از خانهها، در کنار شیشههای شکسته و دیوارهای ترکشخورده پهن شدهاند. اما این جنگ، اگر چه ویرانی به بار آورده، نقاب از چهره کریه نظامی برداشته که همواره «نوروزستیز» و «شادیکش» بوده است. حاکمیتی که طی دههها، با هر نماد ملی و هر آیین نشاطآور ستیزه کرد، اکنون خود در محاصره پیامدهای شوم سیاستهایش قرار گرفته است.
برای قیامآفرینان و کانونهای شورشی، این بحران نه مایه هراس، بلکه سرفصل یک «ایمان به غیب» نوین است. اگر بهار طبیعت میآموزد که زندگی از دل سنگ سر بر میآورد، بهار اجتماعی ۱۴۰۵ ثابت میکند که از دل این شرایط نیز میتوان راهبرد اصیل سرنگونی را پیش برد و برای همیشه به حاکمیت ننگین نظام ولایت فقیه پایان داد.
