کانونهای شورشی در شرایطی فعلی چگونه فعالیت میکنند؟
۱۴۰۵/۱/۳۱
نگاهی به فعالیتهای کانونهای شورشی در شرایط اختناق
گزارش و گفتگو با کبری هادیلو
تصاویری را از فعالیتهای کانونهای شورشی به مناسبت سالگرد اعدام اولین دسته از مرکزیت سازمان مجاهدین خلق ایران دیدیم در این قسمت از برنامه میخواهیم به این موضوع بپردازیم.
سوال این است که رژیم مرتبا در مورد شرایط امنیتی و تعدد پستهای بازرسی و گشتی و اینکه نیروهایش را یکسره در خیابان نگه داشته خبر میدهد. این فعالیتها چگونه در این شرایط انجام میگیرد؟
ابتدا به شهیدان حامد ولیدی و محمد معصوم شاهی (نیما) از کانونهای شورشی که امروز سربهدار شدند و یکبار دیگه نشون دادند که کانونهای شورشی فرزندان دلیر مردم ایران هستند تا پای جان برای آزادی ایران قیمت میدند و می ایستندو می بینیم که با تصاویری که از فعالیتهای همین کانونها برای بزرگداشت شهیدان مجاهد خلق در سال ۵۱ که توسط شاه جلاد اعدام شدند چگونه پیوند مستمر مقاومت برای آزادی رو طی این بیش از نیمقرن حفظ کردند.
با درود به این شهیدان والا که بقول پدر طالقانی راه جهاد را گشودند. بله هرچی از ابعاد افزایش سرکوب رژیم و شیوه های متعدد و ضدمردمیش بگین کم نباشه زیاد نیست. خودش میگه ۱۲۹ هزار نیروی گشتی راه انداخته، نزدیک به ۴هزار نقطه ایست و بازرسی اضافه کرده و بیشتر از ۴۰ روز هم هست که ادامه داده. حتما خبردارین در برخی شهرها انبوهی از وحوش نیابتی خودشو وارد کرده. یعنی هرچی در توانش بوده را انجام میده. اما اصل قضیه همینه که با وجود این جو سرکوب از حجم فعالیتهای کانونهای دلیر شورشی کم نشده. پرسیدین در این شرایط این فعالیتها چطور انجام میشه؟ آخه کانون شورشی تحت تاثیر شرایط قرار نمیگیره، کانون شورشی تابع شرایط نیست با حداکثر فداکاری و خلاقیت با این شرایط مقابله میکنه و از طرف دیگه برای تغییر شرایط چشم به جایی ندوخته بلکه خودش شرایط فعلی را تغییر میدهد و شرایط قیام را فراهم میکند. برای اینکار قیمت میده. دستگیر میشه شکنجه میشه زندان میره میدونه که هر یک اقدامی که میکنه ممکنه به قیمت جانش تمام شود. علاوه بر زندان وشکنجه. اما ادامه میده. همچنانکه مدتی پیش یکی از فرماندهان این دلیران حین نصب پلاکارد هدف شلیک پاسداران قرار گرفت. زخمی شد و چون امکان درمان و رسیدگی نداشت به شهادت میرسه. یا همین ۶شهید اخیر از مجاهدین که مدتها زیر فشار بودند که تن به مصاحبه و ندامت بدن ولی آنها با سر بلند پذیرای طناب دار شدند.
یکی از سرکرده های امنیتی رژیم همین چند روز پیش در یکی از تجمعات شبانه مزدوران بسیج میگفت: اگر کسی بخواهد بیاید در خیابان (کاری انجام دهد) خیابان پر است و کسی نمیتواند بیاید. اما بقول اون تلویزیون فرانسوی کانونهای شورشی کسانی هستند که روزها در کاروفعالیت معمول هستند و شبها تبدیل میشن به کابوس رژیم.
چه بسا فعالیتها بسیار بیشتر از اینی باشه که ما در سیمای ازادی می بینیم چون سانسور هست اینترنت قطعه و مشکلات ارتباطی بسیار زیاده ولی بقول معروف مشت نمونه خرواره کاملا روشنه که این دلیران این عزیزان همچنان فعال و قبراق در صحنه رزم با رژیم میدرخشند.
خوب این پراتیک و حتی عملیات آتشین چقدر برای رژیم خطر دارد؟ و چه اثری برای رژیم دارد؟
پاسخ اول رو باید در علت اعدام همین کانونهای قهرمان دید که چقدر رژیم با دستپاچگی و عجله اونها رو اعدام میکنه. اما در پاسخ به سوال مشخص شما برای سهولت در رسیدن به جواب میشه اینطور گفت: خودتان را بگذارید بجای آن کانون شورشی که اینکار را کرده. همین که نشان دادید گلگذاری بیاد شهیدان مجاهد که بدست ساواک شاه کشته شدند. با همه آن تمهیداتی که گفتیم رژیم انجام میدهد این کانون همه خطرها را بجان میخرد و پرده شب را میدرد. حس شورش و مقاومت و رزمآوری را در خودش زنده نگه میدارد. آنرا تقویت میکند و با این فعالیتها همین حس را به دیگران منتقل میکند.
حالا خودمان را بگذاریم بجای رهگذرانی که این کارزارها را میبینند. آنهایی که از ستم این رژیم بستوه آمده و دنبال سرنگونی هستند از زن و مرد پیروجوان و همه اقشار. میبینند که شعلههای شورش و قیام زنده است. کسانی هستند که تن به شب نداده و در مقابل آن ایستاده اند. طبعا همینها در صحنه قیام پشتیبان و راهنمای بقیه هستند باینترتیب همه شان امید و انگیزه میگیرند.
وضعیت مهرهها و نیروهای پایینی رژیم هم روشنه پزشکیان گفت اگرجنگ تمام شد باید به مردم جواب بدیم بعبارتی نمیتونن جواب خواستهها و نیازهای مردم را بدهند. بله رژیمی جماعت هم میبینند همه آن قیل و قالها و شب نشینیهای خیابانی و قدرت نماییها پوچ و پوشالی است و تاثیری در عملکرد قیام آفرینان ندارد. آتش زیرخاکستر آماده شعله کشیدن است.
