هر چه پدر هست پسر همان است

مطلبی از جولیو ترتزی رئیس کمیسیون اروپایی در سنای ایتالیا

این روزها و در ۳۰ فروردین سالروز اعدام اولین دسته از مرکزیت سازمان مجاهدین خلق ایران در سال ۵۱ که به دستور شاه جلاد تیرباران شدند و ۹ زندانی سیاسی فدایی و مجاهد که در سال ۵۴ توسط ساواک جنایتکار شاه در تپه‌های اوین به رگبار بسته شدند توجهات یکبار دیگه به جنایات شاه معطوف شده. به‌دنبال سفر بچه شاه به ایتالیا شخصیتهای سیاسی مختلف علیه او موضع‌گیری کردند در اینجا به گزارشی از خلاصه مطلب سناتور جولیو ترتزی رئیس کمیسیون سیاست‌های اروپایی در سنای ایتالیا جلب می‌کنم.

جولیو ترتزی رئیس کمیسیون سیاست‌های اروپایی در سنا و وزیر خارجه پیشین ایتالیا همزمان با سفر بچه شاه به ایتالیا در حساب ایکس خود نوشت رومی‌ها می‌گفتند هر چه پدر هست پسر هم همان است

پسر شاه، بارها تمایل خود را برای به دست گرفتن قدرت و حکومت در ایران اعلام کرده است.

او اعلام می‌کند که به آنچه پدرش انجام داده افتخار می‌کند.

جولیو ترتزی سپس چند فقره از کارنامه پدر رضا پهلوی را یادآوری کرده است:

شکنجه و سرکوب سیستماتیک (مستند شده توسط عفو بین‌الملل) :

زندانیان سیاسی به‌طور گسترده توسط ساواک (پلیس مخفی شاه) تحت شکنجه قرار می‌گرفتند، از جمله ضرب‌وشتم، شوک الکتریکی و آزارهای روانی. عفو بین‌الملل بارها گزارش داد که ایران در دهه ۱۹۷۰ یکی از بدترین سوابق حقوق‌بشر را داشته است.

اعدام و زندانی کردن مخالفان سیاسی:

هزاران مخالف از هر گرایش سیاسی زندانی شدند و بسیاری پس از محاکمات ناعادلانه یا صوری اعدام شدند.

دولت پلیسی ساواک:

سازمان اطلاعاتی بدنام (ساواک) یک دستگاه نظارتی فراگیر ایجاد کرده بود که آزادی بیان، مطبوعات و تجمع را سرکوب می‌کرد و زندانیان سیاسی را شکنجه و اعدام می‌نمود. پرویز ثابتی، قائم‌مقام ساواک، سال‌ها در خارج از ایران مشاور رضا پهلوی باقی ماند.

نظام تک‌حزبی اقتدارگرا (حزب رستاخیز) :

در سال ۱۹۷۵، شاه نظام تک‌حزبی اعلام کرد و همه شهروندان را مجبور به عضویت در حزب رستاخیز نمود. او صراحتاً اعلام کرد هر کس امتناع کند باید به زندان برود یا کشور را ترک کند، و بدین ترتیب هر گونه تکثر سیاسی را از بین برد.

سرکوب نهادهای دموکراتیک:

مجلس شورای ملی عملاً به نهادی تشریفاتی تبدیل شده بود و استقلال واقعی نداشت. انتخابات نه آزاد بود و نه عادلانه، و احزاب مخالف عملاً ممنوع بودند.

وابستگی به قدرتهای خارجی که منجر به بازگشت شاه به قدرت بر اثر کودتای ۱۳۳۲ علیه نخست‌وزیر قانونی محمد مصدق شد

وابستگی به قدرتهای خارجی (کودتای ۱۹۵۳) :

بازگشت شاه به قدرت پس از برکناری موقت، با کمک سازمان سیا و ام‌آی۶ در کودتای ۱۹۵۳ علیه نخست‌وزیر محمد مصدق انجام شد، که روند دموکراتیک ایران را تضعیف کرد.

میراث سلسله‌ای وابسته به مداخله خارجی:

پدربزرگ رضا پهلوی، رضا شاه، با حمایت انگلستان به قدرت رسید و در جنگ جهانی دوم به‌دلیل نزدیکی به هیتلر، توسط متفقین مجبور به کناره‌گیری شد، که تصور وابستگی خارجی در این سلسله را تقویت کرد.

کشتار و سرکوب اعتراضات (مثلاً جمعه سیاه در سال ۱۳۵۶):

نیروهای نظامی به روی معترضان غیرمسلح آتش گشودند که منجر به تلفات انسانی و بی‌اعتبارتر شدن رژیم شد.

نابرابری اقتصادی و فساد:

با وجود درآمد قابل توجه نفتی، شکاف اجتماعی، فساد در میان نخبگان و تمرکز ثروت در دربار سلطنتی گسترده بود، در حالی که بسیاری از شهروندان عادی در فقر زندگی می‌کردند.

مواضع سیاسی کنونی (بحث‌برانگیز) :
منتقدان استدلال می‌کنند که رضا پهلوی با حمایت از افزایش فشار خارجی-بازتابی از ادامه وابستگی به قدرتهای خارجی است، که از نظر تاریخی برای ایرانیان موضوعی حساس و مناقشه‌برانگیز بوده است.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط