کارنامه‌ی خونین یک‌ساله‌ی رژیم آخوندی؛ در مورد حوادث کار

محیط کارگری قتلگاه زحمتکشان

چند روز پیش خبر ریزش معدن پرورده در طبس و جانباختن یک کارگر رو داشتیم و چند روز قبلترش خبر ریزش آوار یک ساختمان نیمه کاره در تبریز و زیر‌آوار ماندن کارگران این ساختمان رو داشتیم. حوادثی که هر هفته در گوشه و کنار میهن دیده میشه. در برخی کشورها مثل نروژ میزان فوت بر اثر حوادث کار ۷ نفر در سال است اما ببنیم در ایران چقدر است؟ این گزارش رو با هم ببنیم

در حالی که ثروت‌های ملی ایران توسط ولی‌فقیه رژیم صرف صدور تروریسم و بقای دستگاه سرکوب می‌شود، محیط‌های کارگری به قتل‌گاه زحمت‌کشان تبدیل شده است. افشای آمار تکان‌دهنده مرگ بیش از ۳۰۰۰ کارگر در یک‌سال (از روز جهانی کارگر ۱۴۰۴ تا کنون)، پرده از یک جنایت سازمان‌یافته برمی‌دارد که نماد بارز آن فاجعه ملی در معدن طبس و انفجار مهیب بندرعباس است.

طبق گزارش‌های دریافتی و برخلاف پنهان‌کاری‌های رسانه‌های حکومتی، سالانه بیش از ۳۰۰۰ کارگر در ایران بر اثر حوادث ناشی از نبود ایمنی در محل کار، جان می‌بازند. این آمار نشان‌دهنده مرگ روزانه دست‌کم ۸ تا ۹ کارگر است.

فاجعه بندرعباس؛ انفجاری با صدها قربانی یک نمونه از آن بود: در سانحه انفجار بندرعباس که رژیم تلاش کرد ابعاد آن را کوچک جلوه دهد، منابع مردمی و شاهدان عینی از کشته شدن بیش از دهها و صدها کارگر و متخصص خبر دادند. این فاجعه ناشی از دپوی ناایمن میعانات گازی و مواد شیمیایی توسط سپاه پاسداران در مجاورت مناطق کارگری بود. رژیم آخوندی با قطع اینترنت و محاصره محل حادثه، سعی کرد از انتشار اخبار مرگ صدها هموطن جلوگیری کند، اما افشاگری‌های مقاومت نشان داد که این یک «سانحه» نبود، بلکه نتیجه مستقیم غارتگری و بی‌ارزش بودن جان انسان در این نظام است.

معدن طبس؛ دفن زنده کارگران در عمق زمین: جنایت در معدن «معدنجوی» طبس که به جان‌باختن دست‌کم ۵۲ کارگر (در آمار تایید شده اولیه) و ناپدید شدن ده‌ها تن دیگر منجر شد، سند گویای دیگری از محصولات فساد در دولت پزشکیان رئیس‌جمهور خامنه‌ای است. پیمانکاران وابسته به بیت خامنه‌ای، علی‌رغم هشدار کارگران درباره نشت گاز، آن‌ها را با تهدید به اخراج به داخل تونل‌های مرگ فرستادند.

در تمام این مدت، اژه‌ای سرکرده قضائیه جلادان به جای بازداشت مسببان، فعالان کارگری را که خواستار ایمنی بودند، به بند کشیده است.

عملکرد یک‌ساله رژیم ثابت کرد که «فاجعه کارگری» بخشی از استراتژی بقای دیکتاتوری دینی برای فرسوده کردن نیروی کار و غارت حداکثری است. آخوندهای حکومتی با توجیه این مرگ‌ها تحت عنوان «قضا و قدر»، دست در دست جلادان دارند. همان‌طور که شورای ملی مقاومت بارها تأکید کرده، تا زمانی که این رژیم بر سر کار است، جان و نان کارگر ایرانی در خطر است. تنها با گسترش اعتراض و قیام برای سرنگونی ولایت‌فقیه است که می‌توان به این کشتار بی‌پایان خاتمه داد.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط