مرزهای میهن

۱۴۰۵/۲/۱۷

ایران، کشوری با موقعیت ژئوپلیتیک کم‌نظیر و ظرفیت تبدیل شدن به چهارراه جهانی و هاب ترانزیت اوراسیا

ایران می‌تونست با سرمایه‌گذاری هوشمندانه در تمامی مرزهای خود، همزمان از تمامی این ظرفیت ژئوپولیتیک، اقتصاد را به اوج شکوفایی برساند. اما آیا این فرصت‌ها محقق شد؟»

«ما در این گزارش به صورت مختصر این موارد را بررسی می‌کنیم: موقعیت بی‌نظیر جغرافیایی و پتانسیل ایران به عنوان شاهراه تجارت جهانی، وضعیت فعلی و تمرکز نامتوازن. سناریوی ایده‌آل در صورت سرمایه‌گذاری هوشمندانه. منافع اقتصادی از دست رفته و دلایل عدم تحقق.

شرق و غرب، شمال و جنوب ایران به دلیل موقعیت استراتژیک، در محل تلاقی سه محور بزرگ تجاری جهانی قرار گرفته: شرق – غرب: (چین به اروپا) ــ شمال – جنوب: (روسیه به هند و آب‌های گرم) ــ خلیج فارس به آسیای مرکزی.

ایران دارای ویژگی‌های منحصربه‌فردی هم هست: دسترسی هم‌زمان به آب‌های آزاد (خلیج فارس و دریای عمان). مرز مشترک (خشکی و آبی) با ۱۵ کشور. قرارگرفتن بین بازارهای بزرگ اروپا، روسیه، هند، چین و خاورمیانه. این موقعیت می‌تونست ایران رو به "هاب ترانزیتی اوراسیا" تبدیل کنه و با پروژه‌هایی مانند کریدور شمال-جنوب، زمان و هزینه تجارت هند به اروپا رو تا ۴۰ و ۳۰ درصد کاهش بده که سود عظیمی برای کشور به همراه داشت.» 

اما در عمل، اقتصاد خارجی ایران طی دهه‌های گذشته به‌شدت به چند بندر جنوبی، به‌ویژه بندرعباس و بندر موسوم به رجایی، وابسته بوده. حدود ۸۵ درصد بار کانتینری کشور از طریق بندر موسوم به رجایی مدیریت می‌شه.

پیامدهای این تمرکز عبارتند از:

ریسک ژئوپلیتیکی بالا: وابستگی به تنگه هرمز که یک گلوگاه جهانیه و آسیب‌پذیری در برابر تحریم‌ها یا بحران‌ها رو افزایش می‌ده. ترافیک و گلوگاه لجستیکی: کاهش کارایی و افزایش هزینه‌ها. نیاز به ترانشیپمنت : چون آب‌های بندرعباس عمیق نیست و نیازه برای انتقال کالا از طریق بنادر امارات اقدام بشه و به بنادر ترانشیپ وابسته شده. به این ترتیب، ایران به جای داشتن یک شبکه حمل‌ونقل چندمحوره، عملاً به یک مسیر اصلی دریایی متکی مانده. عدم توسعه متوازن: عقب‌ماندگی شدید سایر مناطق مرزی در شمال، شرق و غرب.

اما اگه در ایران بر اساس منافع ملی و توسعه‌ی واقعی کشور برنامه‌ریزی می‌شد، چه اتفاقی می‌افتاد؟ اگر ایران طی ۴۰ سال گذشته در این سه حوزه کلیدی سرمایه‌گذاری می‌کرد، ساختار تجارت کاملاً متحول می‌شد:

۱. شبکه ریلی و جاده‌ای سراسری (شمال–جنوب و شرق–غرب):

اتصال ریلی چابهار به آسیای مرکزی، خلیج فارس به دریای خزر، و مرز ترکیه تا افغانستان. این امکان ایران رو به مسیر اصلی ترانزیت کالا بین آسیا و اروپا تبدیل می‌کرد. چون کاهش ۳۰ تا ۵۰ درصدی زمان و هزینه حمل‌ونقل برای همه جذاب و به‌صرفه است.

۲. فعال‌سازی مرزهای زمینی یکی از مهم‌ترین امکانات ازدست رفته  است. می‌شد این از امکانات رو به‌خوبی بهرمند شد. با کشورهایی مانند ترکیه راه دسترسی به اروپا رو فراهم کرد. از عراق برای دستیابی به یک بازار بزرگ مصرفی بهرمند شد. با فعال‌سازی مرزهای پاکستان و افغانستان، دسترسی به جنوب آسیا و آسیای مرکزی که بازارهای محصور در خشکی هستن فراهم می‌شد و با ایجاد مناطق آزاد واقعی، زیرساخت‌های گمرکی مدرن و توافقات تجاری، چهره‌ی اقتصاد ایران رو درگرگون می‌شد.

۳. توسعه بنادر مکمل و نه فقط جنوب: بنادر شمالی (دریای خزر): انزلی و امیرآباد می‌تونستند دروازه تجارت با روسیه، قزاقستان، ترکمنستان، آذربایجان و اروپا باشن و ظرفیت ۲۰-۳۰ میلیون تن در سال رو به‌کار  گرفت.

بندر چابهار به‌عنوان تنها بندر اقیانوسی ایران می‌توانست به یکی از مهم‌ترین بنادر منطقه تبدیل بشه نمونه‌ی واقعی اون بندر  جبل‌علی و گوادر هستن، چابهار می‌تونه به‌سادگی مرکز سوخت‌رسانی کشتی‌های غول‌پیکر تبدیل باشه و ظرفیت او دستکم باید ۲۰ تا ۲۵ میلیون تن باشه.

اما برای کاهش وابستگی به مسیر جنوب در یک عملکرد هوشمند و راهبردی می‌شد سهم بنادر جنوب به ۴۰ تا۵۰ درصد کاهش پیدا کنه و ۶۰درصد دیگه تجارت خارجی به‌ترتیب، ۳۰ تا۴۰ درصد تجارت از مسیرهای زمینی و ریلی و ۱۰ تا۲۰ درصد از مسیر شمال یعنی دریای خزر انجام بشه. اما حکومت آخوندی با تمرکز بر صدور تروریسم و بنیادگرایی، تمامی امکانات جغرافیایی ایران را بر باد داد و صدها میلیارد دلار درآمد و میلیون‌ها فرصت شغلی را از دست داد.

منافع اقتصادی از دست رفته شامل: درآمد ترانزیتی: سالانه حداقل ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار تنها از محل جابجایی کالا. رشد صادرات غیرنفتی: چندین برابر شدن صادرات به بازارهای همسایه (ترکیه، عراق، روسیه و هند) و کاهش وابستگی به نفت. اشتغال‌زایی: ایجاد بیش از ۲ میلیون شغل مستقیم و غیرمستقیم. جذب سرمایه خارجی: ایران می‌توانست به هاب بین‌المللی برای جذب سرمایه از چین، هند، روسیه، اروپا و کشورهای عربی تبدیل شود. تاب‌آوری اقتصادی: تنوع بنادر و مسیرها، اقتصاد را در برابر تحریم‌ها، جنگ یا اختلالات هرمز مقاوم‌تر می‌کرد.

رشد اقتصادی پایدار: پتانسیل رشد اقتصادی پایدار ۶-۸ درصدی و افزایش قابل توجه GDP سرانه. این‌ها فرصت‌هایی بود که به دلیل سوءمدیریت و سیاست‌های رژیم، محقق نشد

اما پرسش مهم، چرا چنین اتفاقی رخ نداد؟ کافیه به هزینه‌ی ۲ تریلیون دلاری تلاش برای ساخت بمب اتمی نگاهی داشته باشیم تا پی ببریم که کلان سیاست‌های رژیم هرجایی بجز شکوفایی اقتصاد ایران و رفاه مردم بوده.

به دلیل سیاست‌های حکومت آخوندی در چهار دهه گذشته، ایران از نظر ژئواکونومیک دچار یک "حبس جغرافیایی خودخواسته" بوده. ایران بر روی گنجی از مسیرهای ارتباطی نشسته بود، اما اولویت دادن به سیاست‌های ویرانگر رژیم باعث شد رقبا جایگاه ایران را در منطقه و جهان تصاحب کنند

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط