۱۴۰۵/۲/۲۲
آموزش و پرورش در کام حکومت غارتگر آخوندی
۱۴۰۵/۲/۲۴
دستگاه آموزش و پرورش راهی برای چپاول بیشتر مردم
این روزها خود ایادی رژیم در آموزش و پرورش اعتراف میکنند که وضعیت آموزش و پرورش و نظام آموزشی ایران بیش از همیشه پا درهواست و خانوادهها در میانهی سیاستهای یک بام و دو هوای وزارتخانه کلافه شدهاند، و وزیر آموزش و پرورش به جای پاسخگویی به این سردرگمی بیسابقه، به فکر پیدا کردن راهی برای چپاول بیشتر مردم از طریق دستگاه آموزش و پرورش است.
گزارشی در این مورد ببینید:
روزنامة حکومتی توسعهی ایرانی در تاریخ ۲۱ اردیبهشت در مورد سیاست غارتگرانهی طبقاتی کردن مدارس در حکومت آخوندی در مقاله ای بنام « زنگهایی که برای همه به صدا در نمی آیند» نوشت:
مدل هیأتامنایی؛ بازوی قانونی برای پولیسازی آموزش:
ایده شکلگیری «مدارس هیأتامنایی» در ابتدا با ژست «مشارکت مدنی» .. مطرح شد؛ ... که معتمدان محله، از کسبه بازار و خیرین گرفته ... امکانات مادی و معنوی خود را در اختیار مدرسهی محله قرار دهند؛ ...اما ... ... مدارس هیأتامنایی عملا به «ایستگاههای میانی» برای عبور از آموزش رایگان و رسیدن به خصوصیسازی کامل تبدیل شدند. دولت با سوءاستفاده از این ایده، آرامآرام پای خود را از تعهدات مالی عقب کشید و بار سنگین هزینهها را بر دوش هیأتامنایی گذاشت که سادهترین راه را برای تامین بودجه انتخاب کردند: «دست کردن در جیب والدین».
این روزنامه سپس مینویسد:
« در این ساختار، مدرسهای که در یک محله متمول یا تجاری واقع شده، به لطف «حقالعمل» هیأتامنا و کمکهای اجباری-اختیاری، از امکانات فوقبرنامه و معلمان بهتر برخوردار میشود، اما مدرسهای در یک محله کارگری یا روستایی، عملا با تابلوی «هیأتامنایی» تنها به فقر ساختاری خود رسمیت میبخشد.»
می بینید که آنچه برای حکومت آخوندی مهم است تنها چاپیدن مردم است. در یکسو مدارسی با شهریه یک میلیارد تومانی. و در سوی دیگر بیغولههایی مثل مدرسه روستای اسفکه چابهار بلوچستان.
یک مرد: یعنی بچه های خودتون هم بودند میگذاشتید ؟؟؟ اینچنین ؟؟؟ خداوکیلی من که اشکم برای اینها در می آید...خیلی گرمه اینجا تخم مرغ پخته میشه... اول سال تحصیلیه به این صورت باید درس بخونند
به گزارش خبرگزاری حکومتی ایسنا مشاور وزیر آموزش وپرورش در مورد این نابرابری های اعتراف کرده که: در برخی استانها مثل زنجان فاصله بین مناطق برخوردار و محروم بسیار زیاد است..
این در حالیست که سهم آموزش و پرورش از تولید ناخالص داخلی ایران حدود ۲.۵ درصد است؛ در حالی که میانگین جهانی نزدیک به ۵ درصد است. یعنی حکومت تنها از سرمایة این ملت میچاپد و کمترین بودجه را به آموزش و پرورش می دهد.
رسانه های حکومتی بارها به طبقاتی کردن آموزش اشاره کرده و میکنند یک نمونه اش روزنامه سیاست روز است که در شهریور سال گذشته زیر عنوان «وضع آموزش وپرورش درام است» نوشت:
«تفکیک مدارس و دانش آموزان، وجود مدارس دولتی، غیر دولتی، شاهد، فرهنگ، سلام، سمپاد و جزآن، ... باعث تفکیک دانش آموزان در طبقات گوناگون شده است.
فاصله طبقاتی شدید در نظام آموزشی کشور، خود یکی از عوامل اصلی و مهم در کیفیت آموزش به فرزندان ایران است.
چرا یک منطقه محروم و کم برخوردار نباید دارای مدرسه استاندارد با آموزگار دلسوز باشد؟»
