جنگ در خدمت بقا

۱۴۰۵/۳/۱۳

ریشه‌ها و پیامدهای جنگ‌طلبی رژیم آخوندی

عراق به‌خاطر جغرافیای سیاسی‌اش در همسایگی ایران، از آغاز نخستین طعمه «توسعه» و صدور ارتجاع بود. خمینی جنگ با عراق را ”موهبت بزرگ الهی“ اعلام کرد. در جریان جنگ ۸ساله سپاه پاسداران به نیرویی با سلاح سنگین و قدرت دریایی و هوایی و موشکی تبدیل شد. اما پس از جنگ نیز در سرکوب داخلی و در تظاهرات و خیزش شهرها، در هرکجا، از مشهد تا قزوین و شیراز و اسلامشهر، حاضر به یراق بود. نیرویی که از طریق قرارگاههای مختلف خود شهرها را کنترل می‌کند و با برگزاری انواع و اقسام مانورهای شهری سعی در کنترل فضای اجتماعی دارد تا مهار از دست نرود. به همین خاطر خاتمی در زمان ریاست جمهوریش می‌گفت: «سپاه باید باشد و هست، با همهٔ وجود به‌سپاه عزیز مان افتخار می‌کنیم، سپاه نیروی آرمانی انقلاب ما و بدون تردید آرمانی‌ترین نیروی مسلح عالم است»

در همین زمان پاسدار رحیم صفوی سرکرده سپاه درباره مخالفان نظام به صراحت می‌گفت: «بعضیها را باید گردن بزنیم، بعضی‌ها را زبانشان را قطع می‌کنیم»

رژیم خمینی به‌خاطر طینت ارتجاعی خود و به‌خاطر این‌که نمی‌توانست در هیچ‌یک از الگوهای توسعهٔ اقتصادی‌-اجتماعی، رو‌به‌جلو حرکت کند؛ الگوی خاص خود را، که بر استراتژی «حفظ نظام» با «بسط» و توسعه‌طلبی خارجی بنا شده است، در پیش گرفت. خمینی و رفسنجانی و خامنه‌ای و خاتمی و… برای هشت‌سال چنین می‌پنداشتند که با بلعیدن عراق، میخ حاکمیت و تثبیت رژیم خود را در این منطقه از جهان خواهند کوبید. به‌خصوص که جنگ بهترین سرپوش برای اختناق و هم‌چنین ضامن مهار مشکلات درونی رژیم هم بود.

جنگ در خدمت بقا ـ قسمت دوم

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط