اجلاس در پارلمان انگلستان: صلح و آزادی با جمهوری دموکراتیک - سخنرانی شخصیتها- قسمت آخر
۱۴۰۵/۳/۲۶
سخنرانان در پارلمان انگلستان: راهحل ایران نه جنگ است و نه مماشات؛ آینده در دست مردم، مقاومت سازمانیافته و جمهوری دموکراتیک است
سخنرانیهای:
رابرت وارد، ماتیو گودوین، مالکوم فاولر
و نمایندگان انجمنها و تشکلهای ایرانیان در انگلستان
سخنرانی رابرت وارد - عضو شورای شهر کرویدون
ما در حال حاضر در یک نقطه عطف تاریخی برای آینده ایران و آینده منطقه قرار داریم. در کانون این تحولات، مبارزه مردم ایران قرار دارد؛ چیزی که وقتی اخبار را دنبال میکنیم، در رسانهها به گوشمان نمیرسد. آنچه در اخبار میشنویم درباره سقوط بالگردها و اتفاقات مختلف در تنگه هرمز است، اما واقعیت همان چیزی است که در صحنه عمل و در داخل کشور جریان دارد.
من پیش از انقلاب در ایران بودم و این نخستین باری بود که دیدم آنچه در واقعیت جامعه جریان دارد با آنچه در رسانههای غربی روایت میشود، کاملاً متفاوت است. رسانههای غربی میگفتند شاه در امنیت و ثبات کامل است، او ژاندارم خاورمیانه است و مردم حامی او هستند؛ اما آنچه در متن جامعه میگذشت، کاملاً و از بنیان متفاوت بود.
به یاد دارم که پس از بازگشت به انگلستان، مدتها با مردم بحث میکردم و آنها اصلاً حرفم را باور نمیکردند. گمان میکنم اکنون نیز در وضعیت بسیار مشابهی قرار داریم.
رژیم ایران میداند که بزرگترین تهدید چیست؛ بزرگترین ترس آنها برای حفظ قدرت، تهدید سرنگونی و رانده شدنشان به کف خیابانها توسط مردم ایران است. همانطور که در مورد شاه نیز صدق میکرد، وقتی اوضاع برایشان دشوار شد، صرفاً میزان سرکوب، کشتار و رنج مردم ایران را افزایش دادند.
این رژیم اعضای سازمان مجاهدین خلق و دیگران را اعدام کرده و همچنان به این کار ادامه میدهد و ما در انگلستان باید تمام فشارهای ممکن را اعمال کنیم تا آنها را وادار به توقف این اقدامات کنیم.
من از اقدام برای قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی بسیار استقبال میکنم؛ اقدامی که زمان زیادی از آن گذشته و بسیار دیر شده است.
ما سالهاست که از شورای ملی مقاومت ایران و خانم رجوی حمایت کردهایم و باید به این حمایت ادامه دهیم. طرح ۱۰ مادهای ایشان، حاکمیت قانون، برابری زنان و مردان و جدایی دین از دولت را در بر میگیرد. من به جرأت میگویم که هیچکس نمیتواند نکتهای برای مخالفت در این ۱۰ ماده پیدا کند.
آنچه در حال حاضر برای من بسیار شگفتآور و تکاندهنده است، این پیشنهاد است که ساواک باید به گونهای احیا شود. بهعنوان یک خارجی در ایرانِ پیش از انقلاب، مسائل کمدردسرتر و جزئیتری هم وجود داشت؛ مثلاً باید عکسی از شاه را روی دیوار نصب میکردیم و کسی میآمد تا بازرسی کند و مطمئن شود که عکس آنجا قرار دارد.
اما مردم میدانستند که در هر جلسه و تجمع بزرگی، یک مخبر ساواک حضور دارد. گاهی اوقات افراد ناپدید میشدند و همه میدانستند که نباید درباره آنها سؤالی بپرسند. این واقعیت ساواک بود.
اینکه چگونه کسی میتواند خواستار احیا و بازگرداندن آن باشد، برای من کاملاً غیرقابلفهم است. مردم ایران رنجهای بسیاری کشیدهاند و این تصور که بخواهیم شاه را با ملاها جایگزین کنیم و سپس دوباره به دوران شاه بازگردیم، برای من بسیار هضمناپذیر است.
بنابراین میبینید که هر دو رژیم وحشتناکی که بر ایران حکومت کردهاند تا چه حد مضحک و پوچ بودهاند. ما باید دموکراسی را به ایران بازگردانیم؛ مردم ایران شایسته آن هستند.
امیدوارم نمایندگان هر دو مجلس انگلستان و خود من در پاریس حضور یابیم تا از این شعار ساده حمایت کنیم: «نه به اعدام و آری به جمهوری دموکراتیک».
به نظر من، بزرگترین اتفاقی که میتواند در جهان رخ دهد، استقرار یک حکومت دموکراتیک در ایران است. ریشه بسیاری از مشکلات جهان در تهران و نزد ملاهاست. همه ما در سراسر جهان باید با تمام توان تلاش کنیم تا به این رژیم مخوف پایان دهیم.
سخنرانی متیو گودوین - عضو شورای شهر هرو در انگلستان
آخرین باری که در یکی از این مراسمها سخنرانی کردم، افراد زیادی را در توییتر عصبانی کردم؛ بسیاری از افرادی که برای حمایت از پسر شاه آمده بودند و بسیاری دیگر که برای [مرگ] خامنهای عزاداری میکردند.
امروز تمام جهان دردی را که مردم ایران تحمل میکنند، حس میکند. میبینید، عنوان برنامه امشب ما «ایران در یک دوراهی تاریخی» است. در واقع، این جهان است که در یک دوراهی تاریخی قرار دارد.
بهتازگی شاهد یک واقعیت حیاتی بودهایم: تغییر رژیم از آسمان [و با حملات هوایی] محقق نخواهد شد؛ تغییر باید از سوی خود مردم ایران رقم بخورد.
ما در سراسر ایران شاهد خواست شهروندان شجاع برای آزادی، عدالت و دموکراسی بودهایم. آنها جان خود را به خطر میاندازند و ما شاهد کشته شدن بیرحمانه آنها بودهایم. جرم آنها چیست؟ چه کار شنیعی انجام دادهاند؟ آنها صرفاً خواستار آزادی، عدالت و حقوقی بودند که ما در انگلستان از داشتن آنها نهایت بهره را میبریم. بنابراین، وظیفه ماست که گوش بسپاریم؛ به آنها گوش دهیم.
تا ده روز دیگر، من و بسیاری از ما در پاریس خواهیم بود تا بشنویم، گوش بسپاریم و بار دیگر سخن بگوییم. اما صراحتاً بگویم، زمان حرف زدن به پایان رسیده است. زمان اقدام، اکنون نیست، بلکه سالها پیش بود.
جامعه بینالمللی با یک انتخاب روبهروست: ما میتوانیم بر برنامههای داخلی خود تمرکز کنیم، سخنرانیهای بیشتری ایراد کنیم، آرزوها و دعاهای خیرمان را روانه کنیم، یا اینکه میتوانیم به معنای واقعی کلمه به مردم ایران کمک کنیم تا برای حقوقشان، برای آیندهشان و برای آزادیشان مبارزه کنند.
و من میدانم که خودم کدام راه را انتخاب خواهم کرد.
مالکوم فاولر - حقوقدان برجسته و رئیس پیشین کانون وکلای بیرمنگام
من واقعاً میخواهم درباره «امید» صحبت کنم. امیلی دیکینسون در حدود سال ۱۸۶۱ از امید سخن گفت. او نوشت: «امید، همان موجود بالداری است که بر شاخسار روح مأوا میگزیند.» و این دقیقاً همان باور و پایداری است که ما برای این مبارزه به آن نیاز داریم.
میخواستم این را بگویم: چرا امید؟ دلایل بیشماری برای امیدواری وجود دارد و مدتهاست که وجود داشته است.
آنچه ما باید انجام دهیم این است که به فشار بر دولت خود ادامه دهیم؛ دولتی که به نظر میرسد سرانجام تا حدی گوش شنوا پیدا کرده است. اما این دولت چه زمانی به تعهد خود در قبال قرار دادن [سپاه پاسداران] در لیست سازمانهای ممنوعه عمل خواهد کرد؟
هر چه باشد، زمانی که جک استرا مسئولیت امور را بر عهده داشت، آنها برای راضی کردن ملاها، بسیار سریع سازمان مجاهدین خلق را در لیست ممنوعه قرار دادند.
«مماشات»؛ این واژه باید ممنوع شود. همه ما این را میدانیم و این روش درستی برای رفتار نیست.
ما باید موضع سرسختانهای اتخاذ کنیم و باید اصرار ورزیم.
در رابطه با تجارت نیز، تجارت باید کاملاً منتفی باشد، مگر اینکه و تا زمانی که دولت انگلستان، دولت موقت در انتظار مأموریت را به رسمیت بشناسد.
نغمه رجبی
نغمه رجبی در پارلمان انگلستان: نه جنگ و نه مماشات، راهحل ایران نیست؛ آینده در دست مردم و مقاومت سازمانیافته است
سپاسگزارم. با تشکر از رئیس محترم جلسه، اعضای ارجمند، خانمها و آقایان.
من امروز در جمع شما حضور یافتهام به عنوان کسی که خانوادهاش زخمهای بیرحمی و قساوت رژیم ایران را بر پیکر خود دارد.
عمه من، افسانه رجبی، تنها ۲۲ سال داشت که توسط رژیم ایران اعدام شد؛ زن جوانی که رؤیاها، امیدها و آیندهاش از او ربوده شد.
عمه دیگرم، زهرا رجبی، در ترکیه ترور شد. امسال بیش از ۲۰ سال از ترور او در ترکیه میگذرد؛ تروری که به این دلیل رخ داد که او شهامت به خرج داد و در برابر استبداد ایستاد.
عمههای من دو تن از قربانیان بیشمار رژیمی هستند که دهههاست به کشتار مخالفان خود و سرکوب آرمانهای مردم ایران مشغول است.
ما زمان گرانبهایی را هدر دادهایم؛ سالهایی که با مماشات و این باور غلط که امتیاز دادن میتواند این رژیم ددمنش را معتدل کند، تلف شد.
و اکنون، پس از درگیریها و رویاروییهای نظامی اخیر، حقیقت دیگری را نیز به همان وضوح میتوانیم ببینیم: جنگ نیز، همانطور که پیشتر گفته شده، راه چاره نیست.
جنگ آزادی را برای ایران به ارمغان نیاورد و ماشین سرکوب را تضعیف نکرد. اگر اثری هم داشت، بهانهای دیگر به دست رژیم داد تا سلطه خود را تنگتر کند، بر اعدامها بیفزاید و کارزار رعب و وحشت خود را شدت بخشد.
تنها نیرویی که ـ همانطور که پیشتر گفته شده ـ قادر به ایجاد تغییر دموکراتیک واقعی در ایران است، خود مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آنان هستند.
به همین دلیل است که از دولت انگلستان و متحدان دموکراتیک ما میخواهم آنچه را که از هماکنون آشکار شده است به رسمیت بشناسند: تنها نقشه راه جدی و دموکراتیک برای آینده ایران، طرح ۱۰ مادهای خانم مریم رجوی است که در جوهره خود، دیکتاتوری آخوندها و همچنین بازگشت به دیکتاتوری به هر شکل دیگری را نفی میکند.
همانطور که پیش از این نیز گفته شده است، مردم ایران شاه را سرنگون کردند، زیرا حکومت موروثی را رد میکردند. آنها نسلهایی از پسران و دختران خود را فدا نکردند تا یک سلسله غیرمنتخب جایگزین سلسله دیگری شود.
و صراحتاً بگویم، هر لحظهای که صرف دنبال کردن توهمات پیرامون اپوزیسیونهای ساختگی، مانند پسر شاه مخلوع، رضا پهلوی، شود، لحظهای است که از مبارزه واقعیِ جاری در داخل ایران ربوده شده است.
هر تلاشی برای به حاشیه راندن مقاومت سازمانیافته و دموکراتیک، تنها به نفع یک ذینفع تمام میشود: خود رژیم.
ما کسانی که با دیکتاتوری ـ چه دیکتاتوری شاه و چه دیکتاتوری آخوندها ـ مخالفت میکنیم، بهطور فزایندهای با خصومت کسانی مواجه میشویم که آشکارا ساواک را ترویج میکنند.
امروز من از پارلمان انگلستان و جهان دموکراتیک میخواهم که سه حقیقت بنیادین را به رسمیت بشناسند:
نخست اینکه رژیم ایران قوی نیست؛ بلکه آسیبپذیر، هراسان و بهطور فزایندهای برای حفظ بقای خود در قدرت، وابسته به اعدامهاست.
دوم اینکه، همانطور که پیشتر گفته شده، نه جنگ و نه مماشات هیچکدام راه حلی ارائه نمیدهند.
و سوم اینکه آینده دموکراتیک ایران در دست مردم ایران، مقاومت سازمانیافته آنان و چشمانداز یک جمهوری دموکراتیک است که در طرح ۱۰ مادهای خانم رجوی متبلور شده است.
نرگس رحمانفرد
من نرگس هستم؛ پژوهشگر حوزه سلامت روان و همچنین با افتخار، از حامیان شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق و مدافع حقوق زنان و حقوق بشر.
من نیز میخواهم سخنان دیگران را تکرار کنم که دستکم هشت تن از اعضای مجاهدین خلق و دهها جوان دیگر و اعضای کانونهای شورشی اعدام شدهاند. و همانطور که خانم مریم رجوی اشاره کردند، ۱۲ تن دیگر از اعضای مجاهدین خلق نیز در آستانه اعدام قرار دارند.
در همین حال، در این سوی دنیا، میخواهم بهطور خلاصه به این موضوع اشاره کنم که فعالان حقوق بشر و حامیان مجاهدین خلق از سوی بقایای شاه مخلوع و دیکتاتوری او مورد تهدید و حمله قرار میگیرند؛ موضوعی که بهخوبی مستند شده است.
بله، آنچه اکنون اهمیت دارد این است که یک جایگزین دموکراتیک و معتبر وجود دارد؛ یعنی شورای ملی مقاومت ایران. این شورا چشماندازی برای یک جمهوری دموکراتیک بر پایه انتخابات آزاد، جدایی دین از دولت، تکثرگرایی سیاسی، برابری جنسیتی، آزادی بیان، لغو حکم اعدام و یک ایران غیرهستهای که در صلح و آرامش با همسایگان خود زندگی کند، ارائه داده است. تمام این موارد در طرح ۱۰ مادهای خانم مریم رجوی که بیش از ۲۰ سال پیش ارائه شد، مطرح شده است.
بدیهی است که مردم ایران سالهاست که استبداد هر دو رژیم شاه و شیخ (ملایان) را رد کردهاند. زنان نقش رهبریکنندهای در این جنبش برای تغییر ایفا کردهاند و همانطور که خانم مریم رجوی گفتند، هرگونه آینده دموکراتیک برای ایران باید مشارکت کامل و برابر آنان را تضمین کند.
آینده آنها باید توسط خودشان رقم بخورد، نه از طریق جنگ، مداخله خارجی یا هر شکلی از دیکتاتوری.
لادن علیزاده
خانمها و آقایان، مهمانان ارجمند، اجازه میخواهم سخنم را با یک پرسش آغاز کنم. چرا رژیم ایران علیرغم قیامهای مکرر و درگیریهای اخیر در منطقه، همچنان قادر به بقای خود است؟
پاسخ نه در شرایط و اتفاقات گذرا، بلکه در ساختار آن، یعنی در سرکوب و صدور بیثباتی نهفته است.
کانونهای شورشی و مقاومت سازمانیافته همچنان با پذیرش خطرات بسیار بالا، در داخل کشور به فعالیت خود ادامه میدهند. این امر نشان میدهد که وضعیت ایستا و راکد نیست، بلکه از درون خود جامعه ایران تحت فشار قرار دارد.
مشکلات اقتصادی، سرخوردگیهای اجتماعی و انزوای سیاسی؛ این فشارها رو به افزایش است و فروکش نمیکند.
جنگ آزادی را برای ایران به ارمغان نیاورده است و خطر ایجاد رنجهای بزرگتر برای مردم و در عین حال، تقویت سرکوب در داخل کشور را به همراه دارد.
سیاست استمالت نیز نه رفتار رژیم را تغییر داده و نه وضعیت مردم ایران را بهبود بخشیده است. هر دو رویکرد، واقعیت اصلی را نادیده میگیرند. تغییر واقعی باید از داخل ایران و به دست خود مردم ایران رقم بخورد.
مردم ایران هم دیکتاتوری شاه و هم نظام کنونی را تجربه کردهاند و هر دو را رد میکنند؛ نه بازگشت به گذشته و نه تداوم وضع موجود.
به همین دلیل است که شورای ملی مقاومت ایران، همراه با طرح ۱۰ مادهای خانم مریم رجوی، مسیر متفاوتی را ارائه میدهد: یک جمهوری دموکراتیک که توسط خود مردم ایران انتخاب شود.
آیندهای مبتنی بر ـ همانطور که اشاره شد ـ انتخابات آزاد، جدایی دین از دولت، آزادی بیان، حقوق برابر برای زنان، یک سیستم قضایی مستقل، لغو حکم اعدام و احترام به تمامی جوامع قومی و فرهنگی.
در نهایت، همانطور که پیشتر ذکر شد، این سه گام برای تضعیف ساختار رژیم ضروری است:
نخست، پاسخگو کردن رژیم ایران در قبال نقض سیستماتیک حقوق بشر؛
دوم، قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی؛
و سوم، به رسمیت شناختن این حقیقت که یک جایگزین دموکراتیک از قبل وجود دارد.
در پایان، پرسش این نیست که آیا تغییر در ایران رخ خواهد داد یا خیر، بلکه این است که آیا ما ساختاری را که مانع آن میشود میشناسیم و آیا بهموقع اقدام خواهیم کرد؟
ندا ضابطی
من ندا ضابطی هستم و به عنوان یک فعال و حامی دموکراسی در اینجا حضور دارم.
و همچنین به این دلیل اینجا هستم که متأسفانه پنج تن از اعضای خانوادهام را نه در جریان اعدام، بلکه در پی قتل مستقیم توسط رژیم از دست دادهام.
برای نام بردن از چند تن از آنان، میتوانم به لطیف ضابطی، عفت ضابطی، محمد ضابطی، نصرت رمضانی و بسیاری دیگر اشاره کنم که در آن زندانها شکنجه و حبس شدهاند.
یک نمونه از آنها، عمه پدرم بود که در ششماهگی بارداری بازداشت شد، در سلول انفرادی زایمان کرد و فرزندش تا چهارسالگی همراه او در بند بود تا اینکه سرانجام آن کودک آزاد شد.
وضعیت کنونی در ایران اهمیت دارد، زیرا حقیقتی را برملا کرده که مدتهاست برای بسیاری عیان بوده است: اینکه رژیم ایران قوی نیست، بلکه آسیبپذیر است.
با این حال، ما باید درباره راه پیشرو شفاف باشیم. انتخاب پیش روی جامعه بینالمللی، بین جنگ و سیاست مماشات نیست. هیچکدام از این دو گزینه در خدمت منافع مردم ایران نبوده و منعکسکننده آن نیست.
راه سومی وجود دارد. آینده ایران باید توسط خود مردم ایران تعیین شود. آزادی را نمیتوان از خارج از مرزهای ایران تحمیل کرد و قطعاً نمیتوان آن را از طریق مداخله خارجی صادر نمود. دموکراسی پایدار تنها از طریق مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آنان محقق میشود.
طرح ۱۰ مادهای مریم رجوی، چشماندازی را برای جمهوریای ترسیم میکند که بر پایه انتخابات آزاد، برابری جنسیتی، جدایی دین از دولت، لغو مجازات اعدام و احترام به حقوق اساسی بشر بنا شده است. به همین دلیل است که من شخصاً از دولت موقت و طرح ۱۰ مادهای مریم رجوی حمایت میکنم.
و نکته حیاتی که باید درباره شورای ملی مقاومت ایران بیان کرد این است که این طرح ۱۰ مادهای یک امر فرضی یا مجموعهای از وعدههای انتزاعی نیست؛ بلکه استانداردی از زندگی است که شورای ملی مقاومت مدتهاست به آن پایبند بوده است.
به عنوان مثال، برابری جنسیتی در شورای ملی مقاومت از بالا به پایین و از پایین به بالا نهادینه شده است. همچنین آزادیهای مذهبی و برابری برای همه قومیتها و نژادها در آن برقرار است.
اصولی که این شورا برای ایران ترویج میکند، همان اصولی است که خود مظهر آن است.
هر کسی میتواند وعده برابری و آزادی بدهد، اما اثبات این برابری و تعهد به این اصول، حتی پیش از دستیابی به هرگونه قدرتی، شورای ملی مقاومت را از سایر گروهها متمایز میکند.
به عنوان نمایندگان پارلمان و شهروندان یک جامعه آزاد، مسئولیت ما این نیست که آینده ایران را برای مردم ایران تعیین کنیم، بلکه این است که در کنار آنها بایستیم تا خودشان برای آینده خویش تصمیم بگیرند.
ایرانی آزاد، آزادشده به دست مردم ایران، برای مردم ایران. سپاسگزارم.
