دومین روز گردهمایی جهانی ایران آزاد در پاریس ـ ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ ـ دکتر لیام فاکس
۱۴۰۵/۳/۳۱
رئیس سابق حزب محافظهکار انگلستان با درود به مجاهدان آزادی در اشرف۳ اعلام کرد جوانان ایران حق طبیعی خود را برای زندگی در یک جمهوری دموکراتیک و مبتنی بر جدایی دین از دولت بازپس خواهند گرفت
دکتر لیام فاکس، رئیس حزب محافظهکار انگلستان (۲۰۰۵-۲۰۰۳) در دیدار با خانم مریم رجوی، با ابراز مسرت از این دیدار و فرستادن درود به مجاهدین در اشرف ۳، به تشریح پیامدهای مخرب و بحرانآفرینیهای رژیم ایران در منطقه و جهان پرداخت. وی با تأکید بر اینکه آتشبس کنونی تنها یک وقفه کوتاه است، تصریح کرد که تا زمان بقای این رژیم فاسد و سفاک در قدرت، صلح پایدار محقق نخواهد شد و این تنها مردم ایران هستند که صلاحیت و قدرت تعیین حاکمان خود را دارند.
تجدید دیدار با خانم مریم رجوی و درود به مجاهدان اشرف۳
خانم رجوی، دیدار دوباره با شما امروز بسیار مسرتبخش است و فراتر از آن، به دوستانمان در اشرف۳، دیدارتان بهواقع مایه شادمانی است. هر چند همواره امکان دیدار با شما را نداریم، اما لطفاً اطمینان داشته باشید که همواره در یاد و اندیشه ما هستید. پس از نزدیک به چهار ماه جنگ، شلیک موشکها و پهپادها، سوختن پالایشگاههای نفت و تاریکی شهرها و پناهگرفتن خانوادهها در پناهگاههای زیرزمینی، ایالات متحده، اسرائیل و رژیم ایران، دستکم برای اکنون، از لبه پرتگاه عقبنشینی کردهاند. اما آتشبس بهمعنای پایان کار نیست؛ بلکه تنها یک وقفه است. پرسشهای عمیق، نیازمند ارزیابی و مواجههای صادقانه هستند و حقایق عمیق باید تکرار شوند.
و عمیقترین حقیقت این است: تا زمانی که رژیم ایران در قدرت باقی بماند، صلحی در منطقه و فراتر از آن برقرار نخواهد شد. این رژیم، جریانی فاسد، سفاک و وحشی است که سرمست از ایدئولوژی منحرف خود بوده و مایل است برای حفظ چنگال خونین خود بر اریکه قدرت، از هر ابزار ممکنی استفاده کند. غرب باید بیاموزد که امروزه نمیتوان با آنها از در منطق درآمد یا به آنها اعتماد کرد، همانطور که در ۴۷ سال گذشته نیز هرگز چنین نبوده است. گرگ ممکن است دندانهای خود را از دست بدهد، اما اشتهای خود را هرگز از دست نمیدهد.
تا زمانی که رژیم ایران در قدرت باقی بماند، صلحی در منطقه و فراتر از آن برقرار نخواهد شد؛ این رژیم جریانی فاسد و سفاک است که نمیتوان به آن اعتماد کرد.
پیامدهای مخرب رژیم ایران در منطقه و بحران در اقتصاد جهانی
تأثیرات این وضعیت بر منطقهای که امروز شاهدش هستیم چه بوده است؟ این حملات خسارات عظیمی بهبار آوردهاند. هیچ بخشی از خاورمیانه از آسیب مصون نمانده است. پالایشگاههای نفت عربستان سعودی هدف قرار گرفتهاند. پایگاههای نظامی ایالات متحده در بحرین، قطر و اردن زیر آتش رفتهاند. لبنان که پیش از این نیز بر اثر سالها فروپاشی اقتصادی و ناکارآمدی سیاسی ویران شده بود، بار دیگر در شعلههای آتش سوخت و تاکنون نزدیک به ۴۰۰۰ کشته و بیش از ۱۲۰۰۰ مجروح برجای گذاشته است. منطقهای که از این جنگ سر بر میآورد، پایدارتر از منطقهای نیست که وارد آن شد. ائتلافهای قدیمی به بوته آزمایش گذاشته شده و برخی از آنها فرو پاشیدهاند. حملات تلافیجویانه رژیم ایران به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که برخی از آنها بهدنبال تعمیق روابط خود با رژیم ایران بودند، رژیم ایران را بیش از پیش منزوی خواهد ساخت، نه کمتر.
و تأثیر این وضعیت بر کل جهان چه بوده است؟ این هرگز یک درگیری صرفاً منطقهای نبوده است. از لحظهای که رژیم ایران تنگه هرمز را مسدود کرد، این موضوع به بحرانی برای تمام اقتصادهای جهان تبدیل شد. آژانس بینالمللی انرژی این حادثه را بهعنوان بزرگترین اختلال در عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت توصیف میکند که یادآور بحران انرژی دهه ۱۹۷۰ با کمبود شدید انرژی، نوسانات ارزی، افزایش تورم و تشدید خطرات رکود تورمی و کساد اقتصادی است. هیچکس نمیتواند بگوید «این جنگ ما نیست»، چرا که پیامدهای آن دامنگیر شما نیز میشود. اکنون باید بهصراحت و بدون ابهام به آنها گفته شود: هیچ حق محاصرهای وجود ندارد، هیچ حقی برای متوقفساختن کشتیرانی وجود ندارد و هیچ نقضی در قوانین بینالمللی دریانوردی پذیرفته نیست.
نکته حیاتی این است که در این تفاهمنامه هیچ اشارهای به زرادخانه موشکهای بالستیک رژیم ایران نشده است و همسایگان رژیم ایران را با تهدیدی مواجه میسازد که همچنان کاملاً زنده و جدی است. و مسئله موشکی به مذاکرات نهایی ۶۰روزه موکول شده است، جایی که بهمعنای واقعی کلمه، انفجاریترین موضوع روی میز خواهد بود. اما شاید چشمگیرترین غفلت در این تفاهمنامه، سکوت کامل در قبال شبکه نیروهای نیابتی منطقهای رژیم ایران باشد. رژیم ایران هیچ بیانیه عمومی مبنی بر تعهد به توقف تأمین مالی نیروهای نیابتی خود صادر نکرده است، هرچند گزارش شده که این امر یکی از شروط مذاکرات بوده است و رهبر حوثیها آتشبس را «پیروزی بزرگی برای رژیم ایران و محور مقاومت» خواند که متأسفانه خود گویای همهچیز است.
تفاهمنامه کنونی در قبال زرادخانه موشکی و شبکه نیروهای نیابتی رژیم ایران سکوت کرده و این تهدیدها همچنان زنده و جدی هستند.
تحمیل رنج به مردم ایران و استمرار اعدامهای ضدانسانی
اما در میان تمامی پیامدهای این جنگ، رنج و محنتی که بر مردم عادی ایران تحمیل شده، موضوعی است که همواره بیش از هر چیز نادیده گرفته میشود. آنها ولی فقیه را انتخاب نکردهاند. آنها برنامه اتمی را انتخاب نکردهاند. آنها دههها تقابل این رژیم با غرب را انتخاب نکردهاند. اما متأسفانه، این آنها هستند که بهای آنرا میپردازند. این درگیری موجبات انتقال سریع رهبری و بیثباتی داخلی را فراهم آورد، در حالی که غیرنظامیان با آوارگی گسترده، تخریب زیرساختها، قطع اینترنت و محدودیتهای شدید در زندگی روزمره مواجه شدند و گزارشهایی از وخامت شرایط انسانی، افزایش سرکوب و دسترسی محدود به خدمات اولیه منتشر شده است. بدتر از همه اینکه، برنامه ضدانسانی اعدامها توسط این رژیم در مقابل چشمان نظارهگر جهان همچنان ادامه یافته است. جانهای جوانی که تنها برای فرستادن یک پیام سیاسی گرفته میشوند. چه چیز میتواند غیراخلاقیتر از این باشد؟
و موضوع تغییر رژیم چطور؟ دیدگاه من این بود که این درگیری خاص هرگز تغییراتی را که بسیاری بهدرستی خواهان آن بودند، ایجاد نخواهد کرد. تغییر رژیم از آسمان فرو نمیافتد، حتی از قدرتمندترین بمبافکنهای جهان. این درسی است که تاریخ به ما میآورد. اکنون برخی استدلال میکنند که این جنگ ممکن است در واقع بهنفع رژیم ایران تمام شده باشد اما همانطور که امروز شنیدیم، عواملی که رژیم ایران را بهسمت یک تغییر رژیم درونزا سوق میدهند، بدون تغییر باقی ماندهاند.
اجازه دهید به شما بگویم، جوانان ایران حق طبیعی خود را برای زندگی در یک جمهوری مبتنی بر جدایی دین از دولت و دموکراتیک بازپس خواهند گرفت؛ جایی که قانون ابزاری بیطرف برای عدالت است، نه سلاحی برای سرکوب به دست مستبدان. و امروز میخواهم، اگر اجازه بدهید، فقط یک تمنا از همه حاضران، دوستانمان و تمامی دولتهای حاضر در اینجا داشته باشم: لطفاً بیایید از توصیف رژیم ایران بهعنوان نوعی «رژیم مذهبی» دست برداریم. حتی نامیدن آنها بهعنوان «افراطگرایان مذهبی» به آنها بخشی از همان مشروعیتی را میدهد که به شدت خواهانش هستند. چرا که دین آنها، دینی بدون اخلاق، دینی بدون مدارا، دینی بدون رحمت، دینی بدون شفقت و دینی بدون عشق به همنوعان است. این اصلاً دین نیست! آنها افراطگرایان مذهبی نیستند؛ آنها افراطگرایانی هستند که از مذهب بهعنوان ابزاری به پستترین شکل ممکن استفاده میکنند.
در حال حاضر، این تفاهمنامه در بهترین حالت چارچوبی برای یک توافق است، نه خود توافق. دشوارترین پرسشها، موشکها، نیروهای نیابتی، غنیسازی، بازسازی، همگی همچنان بیپاسخ ماندهاند. آنچه بهدست آمده، پایان درگیریهای فعال و شاید بازگشایی کشتیرانی جهانی است. و این دستاورد کمی نیست، اما با آنچه به ما وعده داده شده بود یا انتظارش را داشتیم، فاصله بسیاری دارد. ۶۰روز آینده تعیین خواهد کرد که آیا این آتشبس به شالوده یک نظم جدید تبدیل خواهد شد یا صرفاً وقفهای پیش از بحران بعدی خواهد بود. و من این را به دوستان سیاسیمان میگویم: خودفریبی، راهی بهسوی صلح نیست. امید جایگزینی برای عقلانیت محض نیست و خوشخیالی، بستر ضعیفی برای سیاست خارجی و امنیتی است. تاریخ در نقطه بسیار حساسی قرار دارد و این وظیفه ما است که مطمئن شویم بهسمت درست رقم خواهد خورد.
فقط یک گروه در این جهان وجود دارد که حق، صلاحیت و قدرت تعیین حاکمان مردم ایران را دارد. نه دولتهای خارجی، نه مستبدان و قطعاً نه پادشاهان؛ بلکه فقط خود مردم ایران و این وظیفه ما است که برای این آزادی بجنگیم.
