دومین روز گردهمایی جهانی ایران آزاد در پاریس ـ ۳۱خرداد ۱۴۰۵ ـ اینگرید بتانکور

اینگرید بتانکور- کاندیدای پیشین ریاست‌جمهوری کلمبیا

مریم رجوی گرامی خواهر من دوستان عزیز ایران آزاد میهمانان گرامی، خانم‌ها و آقایون، رهبران ما در اشرف۳

فردا جایی در ایران یک زندانی جوان دیگر ممکنه که وقتی که به سلولش نزدیک میشه قدم‌هایی رو بگذاره که معنی‌شون رو می‌دونه. می‌دونه که رژیم می‌خواد انتخاب کنه بین ترس و تسلیم. و اون خواهد دانست مثل بسیاری دیگه قبل از اون که زندگیش شاید به پایان برسه قبل از طلوع آفتاب. این واقعیت ایران امروزه.

دیپلماسی واقعیت نیست. ژئوپولیتیک نیست و اینها تیتر روزنامه‌ها نیستند. زنان یا مردانی هستند که انتظار صدای کلیدی رو میشنوند در در زندان. بقیه از ما به‌خصوص کسانی که در اشرف سه هستند می‌دانند این احساس چطور هست. در ۳۱ مارس در ۲۰۲۶ ۶مرد جوان به جوخه اعدام سپرده شدند بابک علیپور پویا قبادی و چهار تن از همرزمانشون. رژیم فکر می‌کنه که با اعدام اون‌ها می‌تونه آرمان اون‌ها رو خاموش کنه. ولی به جاش صدای اونها تقویت شد. از سلول‌های زندان اون‌ها پیام، نه پیام ناامیدی، بلکه پیام قدرت رو به ما دادند. بابک علیپور نوشت: متعهد می‌شم که مقاومت کنم تا وقتی که رژیم این رژیم ضدانسانی سرنگون بشه و برقراری یک جمهوری دموکراتیک.

پویا قبادی اعلام کرد: من آخوندها رو رد می‌کنم و شاه رو رد می‌کنم. کلمات آنها نشان‌دهنده یک واقعیت عمیقه. مبارزه برای ایران مبارزه‌یی بین گذشته و حال نیست. پس انتخابی نیست بین یک دیکتاتوری و دیکتاتوری دیگه. مبارزه‌یی از یک نسل جدید هست که مصممه یک جمهوری دموکراتیک رو بسازه. به همین دلیل رژیم می‌کشه. نه به‌خاطر این‌که قوی هست بلکه به این دلیل که از جوانانی می‌ترسه که حاضر به تسلیم نیستند. از زنانی که حاضر نیستند تسلیم بشن ازکارگران، دانشجویان و کانون‌های شورشی که هم‌چنان به‌رغم سرکوب غیرقابل باور سازماندهی رو ادامه می‌دهند. اون‌ها می‌دونن که کشتار این رژیم رو نجات نخواهد داد و اعدام هم ابزاری برای قدرت نیست بلکه ابزار آخر این رژیم برای جنگ علیه مردم این کشور و چون رژیم می‌دونه که تهدید واقعی کجاست این کار رو ادامه میده، نه فقط در داخل ایران، بلکه فراتر از مرزهای خودش. دیروز مقام‌های فرانسوی ممنوع کردند یک تظاهرات مسالمت‌آمیز رو در پاریس که برای محکومیت کشتارهای بزرگ در ایران برنامه‌ریزی شده بود. چقدرتناقض دردناکی هست در این کشور، در کشور من، کشور دوم من که هم‌چنان کشور من محسوب میشه. تناقض بزرگی در برابر اعلامیه جهانی حقوق‌بشر و شهروندی. من دردم می‌گیره. مثل همه فرانسوی‌ها در اینجا. به درد میام و شرم می‌کنم و به نفرت می‌رسم چون هر کاری انجام میشه تا هموطنان فرانسوی من نتونند مطلع بشن از آنچه که دیروز اتفاق افتاد. وقتی کسانی که علیه اعدام صحبت می‌کنند به سکوت کشانده میشن ما باید از خودمون بپرسیم نه فقط به‌عنوان شهروندان فرانسوی بلکه به‌عنوان رهبران جهان، آیا این حقوق هم‌چنان اصول جهان‌شمول هستند یا فقط روی ورق وجود دارند؟ رژیم ایران اکنون تروریسم رو چند دهه صادر کرده، ولی اکنون داره سرکوب رو صادر می‌کنه. سرکوب در کشورهای ما، در کشورهای آزاد جهان. به سکوت کشاندن یک تظاهرات مسالمت‌آمیز در پاریس به‌معنی به سکوت کشاندن محکومیت جهانی علیه اعدامها در ایران هست. اون هم در زمانی که ایرانیان شجاع با جان خودشون قیمت مقابله با همون استبدادی رو میدن که کشورهای دموکراتیک در پی مهار اون هستند. و صداهای همبستگی صداهای همبستگی ما تلاش شد که اون‌ها رو به سکوت بکشونند. چه پیامی این می‌فرسته؟ که ما می‌خوایم با استبداد مقابله کنیم وقتی در حالی که حفاظت خودمون در خطره ولی نه وقتی که آزادی بهش حمله میشه. این‌که منافع ما ارزش بیشتری داره از اصولمون. جهان آزاد نمی‌تونه از خودش دفاع کنه با کنار گذاشتن ارزش‌هاش. ما نمی‌تونیم اجازه بدیم این اتفاق بیفته.

این رژیم نشون داده که خشنوتش در مرزهای ایران محدود نمیشه. ۲۰۱۸ رو به یاد داریم. مأموران مرتبط با رژیم ایران محکوم شدند به‌خاطر توطئه بمب‌گذاری یک گردهمایی بزرگ پاریس در نزدیکی پاریس که خیلی از ما که امروز اینجا هستیم اونجا شرکت داشتیم. و هزاران نفر دیگه و مقام‌های، شخصیت‌های بین‌المللی. هدفش روشن بود. به سکوت کشاندن اپوزیسیون فراتر از مرزهای ایران برای ارعاب و ترس. چون اگر جوامع آزاد نتونن از اصول دفاع کنند وقتی که در معرض تهدید در هر جای جهان قرار می‌گیرند همون تهدیدات سرانجام به کشور خودمون می‌رسه. تاریخ به ما می‌آموزد که ترس قیمت داره. همدستی و مماشات قیمت داره. و خیلی اوقات قیمتش رو جانهای انسانی میدند. بگذارید به‌روشنی بگم: ما از تلاش‌های کسانی که با این استبداد مقابله کردند تشکر می‌کنیم و با ماشین سرکوب اون اقدامات اخیر ایالات متحده و متحدانش علیه تأسیسات هسته‌یی نشون داد که جهان نمی‌تونه بی‌توجه بمونه، نادیده بگیره تهدیدات این رژیم رو که علیه مردم انجام میده و علیه امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی. ولی هم‌چنان که گفتیم عملیات نظامی به تنهایی نمی‌تونه آزادی رو برای ایران به ارمغان بیاره. اگر ایمان داریم که آینده ایران به مردم ایران تعلق داره، پس باید یک واقعیت رو به‌رسمیت بشناسیم. این یک واقعیت اساسی. فقط مردم ایران می‌تونن این استبداد رو سرنگون کنند. اقدام خارجی می‌تونه تضعیفش کنه، ولی فقط مردم ایران هستند که می‌تونن این رژیم رو

با یک حاکمیت دموکراتیک تغییر بدن. به همین دلیل باید این حق مردم ایران به‌رسمیت شناخته بشه که مبارزه کنند و صداشون در سراسر جهان شنیده بشه و سازماندهی کنند خودشون رو. وقتی مفاد یادداشت تفاهم رو می‌خونیم خیلی نگران‌کننده است. موضوعات خیلی واضح مثل رسیدن به توافق بر سر برنامه اتمی تازه ماده شماره هشته. هیچ چیز در رابطه با تضمینهای دموکراتیک توش نیست یا حفظ زندگی مخالفان یا آزاد کردن زندانیان. چون اگر ما جلوگیری کنیم یعنی از این زندانیان، این زندانیان رو منع کنیم، از زنان، این زنان و مردان در داخل ایران رو منع کنیم اون‌هایی که برای عدالت می‌جنگند حق عدالت و آزادی رو منع کنیم همون اصولی رو در واقع تضعیف می‌کنیم که مدعی هستیم می‌خوایم با اقدام نظامی از اونها دفاع کنیم. ایران به متحدان این نیاز داره که نه فقط بیان مثلاً اقدام نظامی کنند، بلکه اجازه بدن که اونها با آزادانه صحبت کنند. سکوت یک خدمت به استبداده و اون را تقویت می‌کنه. مبارزه تعیین‌کننده بین نیروهای خارجی و تهران نیست بلکه بین گزینه‌ای‌ست که اینجا داریم و از طرف مردم ایران صحبت کنیم که نمی‌توانند در داخل کشور صحبت کنند. این در واقع زمینه نبرد، میدان نبرد است. میدان نبرد افکار عمومی‌ست. جایی که ما باید کاری کنیم که مردم بفهمند در ایران چه می‌گذرد. نه فقط بمب و موشک، بلکه زندگی انسان‌ها که ارزش دارد. تاریخ درس‌های دیگری را هم به ما آموخته مثلاً که مسیر آزادی یک عروسک خیمه‌شب‌بازی نیست که از بیرون تحمیل شده باشه. بازگشت به گذشته نیست. مسیر به آزادی در ایران مقاومت سازمان‌یافته مردم ایران خودشان هستند. یعنی ما راه‌حل را در اختیار داریم. راه‌حلی که جامعه بین‌المللی دهه‌هاست دنبالش بوده اینجاست، همینجا در میان ماست.

چون اینجا در میان ما، ما تنها راه‌حل موجود برای بحران ایران را در اختیار داریم. نیرو، سازمان، تعهد، ارزش‌ها و اصول دموکراتیک که ما ازش دفاع می‌کنیم و در اون شریک هستیم ولی مهم‌تر از همه مشروعیت، بحث بر سر مشروعیت است. مریم رجوی توسط یک جنبش انتخاب شده، همه جنبش در واقع ائتلافی که

با رژیم ایران مخالف هست. این راه‌حل یک شیوه دموکراتیک بوده برای حل یک مسأله داخلی بوده تا اپوزیسیون رو متحد کنه و مریم رجوی رو به‌عنوان رئیس‌جمهور برگزیده انتخاب کنند. ما پس رهبر این رهبر و مشروعیت لازم رو داریم می‌بینیم. مریم رجوی هم‌چنین کانون‌های شورشی و هم‌چنین جوانان، زنان، مردان، دانشجویان با همه این‌ها هست که ایران تغییر خواهد کرد. چون این نیروی واقعی برای تغییره و به همین دلیل رژیم از شما می‌ترسه. به همین دلیل می‌ترسه حتی یک تظاهرات مسالمت‌آمیز در هزاران هزاران کیلومتر دورتر از ایران برگزار بشه.

آری آلترناتیو دموکراتیک وجود داره. ما این رو بارها اینجا گفته‌ایم. برنامه ۱۰ ماده‌ای که مریم رجوی دیدگاهی برای یک ایران، جمهوری دموکراتیک و آزاد بر پایه انتخابات آزاد هست، برابری زن و مرد، جدایی دین و دولت، لغو حکم اعدام، لغو قوانین زن‌ستیزانه، احترام به حقوق‌بشر، و یک ایران غیرهسته‌ای.

این با شماست که یک انتقال صورت خواهد گرفت از تاریک‌اندیشی به زندگی. و ما باید بگیم و می‌خوام با قهرمانان‌مون در اشرف سه صحبت کنم. از زن و مرد و زندانیانی که به مقاومت در زندانهای ایران ادامه می‌دهند. و جوانانی که در ایران حاضر نیستند تسلیم بشن. در خیابانهای ایران که شما، همه شما، قدرت تمام‌عیار هستید. شما نیروی محرک برای یک ایران، تغییر دموکراتیک و آزاد هستید. و پیروزی شما، پیروزی شما بسیار نزدیکه. و این پیروزی آزادی، خود آزادی خواهد بود. نه فقط در ایران، بلکه برای همه جهان.

همه ما اینجا هستیم. و می‌گوییم و می‌خواهیم جهان بشنود آنچه شما همیشه می‌گویید که ما حاضریم و حاضر هستیم، حاضریم برای آزادی، حاضریم برای عدالت، حاضریم برای دموکراسی. حاضریم برای ایران. حاضر! حاضر! حاضر

 

 

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط