ترانه طنز ـ چال شدن عظما و جشن هنرمندان جهنم ـ پیک شادی
۱۴۰۵/۴/۱۸
در این قسمت از «پیک شادی»، شخصیتهای طنز با اجرای ترانهها و دیالوگهای کنایهآمیز، مراسم خیالی «تمامچال شدن عظما» را روایت میکنند و هر کدام به شیوهای طنزآلود وضعیت حکومت را به تصویر میکشند.
برنامه طنز «پیک شادی» این بار با روایت خیالی مراسم «تمامچال شدن عظما» و حضور شخصیتهایی مانند ابرام، سلامی، رازینی و خامنهای، مجموعهای از ترانهها و دیالوگهای طنز را در قالب یک نمایش سیاسی ارائه میکند.
لاریجانی: با سلام به امام اهل جهنم و عظمای یخچالی که بالاخره بعد از کلی انتظار، چال شد و از بلاتکلیفی درآمد و حالا دیگر جسم ناقصش کامل دفن شده است.
خمینی: لکن این سیدعلی هنوز یخش آب نشده! یک مراسم داغ کفن و دفن برایش بگیرید تا یخش آب شود.
لاریجانی: بله، به مناسبت تمامچال شدن عظما، برنامهای با حضور هنرمندان جهنمی و سلبریتیهای ریشدار برگزار کردهایم که امیدواریم مورد توجهتان قرار بگیرد.
در آغاز، از رئیسجمهور جیگرطلای عظما، یعنی ابرام خرسخو رشده، دعوت میکنیم که بیاید و برنامهاش را اجرا کند.
ابرام:
عظما جان، پر و پیکان دلم برای آن گوزمان نگاهت لک زده بود، ای لکوموتیو قلبها!
خمینی:
لکن خفه! ترانهات را بخوان.
رئیسی:
ای عظما، رئیسجمهورت بودم من
حق روی وافورت بودم من
آرزوها داشتی واسه بنده
آرزوها حالا کیلویی چنده؟
افتادم از کوه با هلیکوپتر
نظاممون هم شد جر و واجر
توی جهنم امامم که هست
بیا بسازیم نظام یکدست
خمینی:
آفرین، آفرین! لکن سیدعلی، یخ فکت وا شده. ما یک کلمه از تو شنیدیم. نفر بعدی بیاید ببینیم چه میخواهد زر و پرت کند.
لاریجانی: حالا نوبت میرسد به اول خالیبند جهنم و حومه، سازنده کرونایاب مستعان؛ سلامی چاخان!
سلامی:
پاسدار پشمک سلامی هستم
تا زنده بودم هی خالی بستم
کرونایاب با قابلمه ساختم
شبیه عظما بازی رو باختم
وقتی که فتنه راهها رو بسته
جواب نداره موشک و هسته
سپاه تو لیسته، صاحب نداره
دیگه تمومه، آخر کاره
خمینی:
لکن سلامی، خیلی خری! جای اینکه یک حالی به این سیدعلی بدهی، حالش را گرفتی. برو رد کارت، بگو بعدی بیاید.
لاریجانی: حالا نوبت، هر که باشد، میرسد به قاضی ترکیده؛ رازینی.
رازینی:
هوا رو ول کن، بچسب زمین رو
فتنه تو راهه، بدون تو این رو
باطل و بازم، جو بازی و پاسدار
اوضاع خرابه، همه خبردار
قدر نخوابید، یه خرده پاشید
مراقب آبدارچیا باشید
وقتی که ملت بیان خیابون
میشه نظام ما درب و داغون
خمینی:
لکن خفه! تو هم که به جان من و سیدعلی سگلرز انداختی. نخواستیم جشنتان را! همه بیایید پایین.
سیدعلی، خودت برو روضه آخرت را بخوان، ببینیم در چه حالی.
خامنهای:
تو این اوضاع و احوال، من باید دو کلمه را عرض کنم؛ آن هم اینکه اوضاع نظام روبهراه نخواهد شد، مجتبی هم ولیفقیه نخواهد شد.
دیگه تمومه دوره زرزر
تازه دراومدم از تو فریزر
همین که مردم رسید توافق
زهر و چرا میخورید با قاشق
من رو دادید، ذغال گرفتید
من رو دادید، جاش بلال گرفتید
کله ما رفت ز بدن جدا شد
هرچی که کاشتم، باد هوا شد
مجتبی مونده با جسم ناقص
ولیفقیه نصفه و نارس
راهی نداره، پیش ما جاشه
رمز سقوطش یه اغتشاشه
خمینی:
یخ کردی با این ترانه، یخمک؟ لکن خیلی خری! نظام آکبند دستتان دادم، حالا یک نظام قراضه برگرداندید. بسه، خسته شدیم.
شاه: تو هم صدای انقلاب را شنیدی؟ آخر و عاقبت همهمان همین است.
خمینی: لکن خفه! همین مانده بود که تو هم به ما کامنت بدی
جمع کنید این کاسه کوزه را
