فعالیت کانونهای شورشی همزمان با مراسم جنازه گردانی رژیم
۱۴۰۵/۴/۲۰
عملیات آتشین و پراتیکهای انقلابی کانونهای شورشی
گفتگو با بهنام کریمی
در چند روز گذشته رژیم مشغول برنامه جنازه گردانی در شهرهای مختلف بود. اما همزمان روزانه دهها پراتیک انقلابی در شهرهای مختلف صورت میگرفت که نمونههاییش رو در همین برنامه دیدیم. مفهوم این حجم از فعالیت انقلابی کانونهای شورشی آنهم در شرایطی که رژیم تلاش میکنند همه امور را در اختیار داشته باشد چیست؟
اگر موافقید با این پرسش شروع کنیم که معنی فعالیتهای کانون شورشی آنهم در زمانی که رژیم در بسیج حداکثری قرار دارد، چیست؟
این یک بسیج نظامی-امنیتی بود. یعنی همان پرسنل سپاه، بسیج و سایر نهادهای ریز و درشت سرکوب و غارت به همراه نیابتیها و مزدوران منطقهای را در خیابانها جمع کرده بود تا از یک طرف بچه خامنهای را برای باندهای درون رژیم جا بیندازد و از آن طرف هم به جامعه این پیام را بدهد که رژیم هنوز قوی و بیرحم است و از پس قیامهایی که در چشمانداز قرار دارد برمیآید.
حال در این بسیج حداکثری سرکوب روزانه کانون شورشی دهها پراکتیک انقلابی انجام میدهد. یعنی به رغم سرکوب و به رغم فرصتسوزیهایی که رژیم از طریق بچه شاه انجام داده است، به رغم دمیدن رژیم در جنگ خارجی و به رغم اعدامهایی که از شورشگران و کانونهای شورشی تنها از اسفند به این سو انجام داده است بله به رغم همه اینها کانون شورشی رزمندهتر، بزرگتر و گستردهتر در صحنه حضور دارد. نمیترسد بلکه دشمن را میترساند. فقط به همین پخش شعار لعنت بر خامنهای درود بر رجوی در سیرک جنازهگردانی مشهد توجه کنیم. در جایی که مزدوران حضور حداکثری دارند این شعارها پخش میشوند.
حرفم را فشرده میکنم: در حالی که رژیم با جنازهگردانی به دنبال جا انداختن بچه خانهای و قدرتنمایی بود. کانون شورشی حضور خودش را برجستهتر و قویتر از همیشه نشان داد.
آنچه در همین روزها از فعالیت کانونهای شورشی شاهد بودیم آیا فقط محصول شجاعت و انتخابی است که این نسل کرده است یا علتهای دیگری هم در شرایط جامعه و رژیم دارد؟
کسی که وارد مسیر مبارزه میشود با انتخاب و آگاهی، و با آگاهی بیشتر و انتخاب بالاتر مسیرش را طی میکند. کانونهای شورشی هم از همین قاعده پیروی میکنند. آنها در مسیر مبارزه عهد میبندند و در میدان و زندان بر این سوگند پافشاری میکنند و در مسیر مبارزه با دشمن مردم دانش انقلابی خودشان را افزایش میدهند. اما همزمان با این انتخابها در بستر جامعه چیزهایی تغییر کرده است. بزرگترین نشانههای این تغییر را در دو چیز میبینیم یکی اینکه از سال ۹۶ جامعه در چرخه قیامها افتاده است یعنی هر قیام اگر منجر به سرنگونی رژیم نشود، خودش مقدمه و سکوی قیام بعدی است. دوم اینکه یک نسل شورشگر ظهور پیدا کرده که آماده جنگیدن در میدان است. به مراکز و نمادهای رژیم تهاجم میکند و در هر قیامی بیشتر حضور خود را نشان میدهد. این واقعیتی است که در جامعه وجود دارد ودر پایه از شرایط عینی میجوشد اما همزمان نیروی مقاومت با پرداخت بها الگوی ذهنی مناسب برای این ظرفیت را در ۶۰ سال گذشته ارائه داده و اجرا کرده است.
جامعه ایران از یک سرمایه فوقالعاده برخوردار است و آنهم عبارت است از یک مبارزه انقلابی سازمانیافته و پیوسته در طول ۶۰ با شاه و شیخ. کانونهای شورشی نمود همین مبارزه هستند که در بیش از یک دهه گذشته وارد صحنه شدهاند.
پس آنچه شما در صحنه رزم در برابر رژیم میبینید از یک طرف دارای پیشینه جدی تاریخی و همزمان دارای ریشههای عمیق و مستحکم اجتماعی است. به همین خاطر است که هر روز شاهد تولد کانونهای جدیدی هستیم. صفی از زندانیان سیاسی کانون شورشی و صفی از شهدا و صفی از زندانیان مقاوم زیر حکم اعدام به همراه روزانه دهها پراتیک انقلابی در سراسر کشور تنها آن بخش از این موجودیت جوان و بزرگ است که میتوان به چشم دید و بخش بزرگتر آن هنوز دیده نشده است.
