اینجا ایران است
۱۴۰۵/۴/۲۰
در ایران ما زندگی مردم چگونه میگذرد؟
این بانوی اهوازی در خیابان نان میپزد راستی روزی چقدر میتواند درآمد داشته باشد؟ هیچ حمایتی توسط حکومت آخوندها برای او نیست. اینجا ایران است.
کارگر: اینم از اعتصاب کارگران سفیدابه معدن معدن مس و طلای سفیدابه. بهخاطر پول همه بچهها اعتصاب کردند. خوب تماشا کنید بینندگان. این وضعیت زندگی مایه.
سفیدابه از توابع شهرستان نیمروز از استان سیستان و بلوچستان است. آنها سه ماه است حقوقشان پرداخت نشده. راستی طلای استخراجی این معدن در کجا جمع میشود و برای چه چیزی هزینه میشود؟ حالا به حرفهای یک پیرزن گوش کنید. صحبتهایی که نشان میدهد همان سارقان ثروتهای مردم از غارت دارایی فقیرترین فرد این وطن هم نمیگذرند:
هشتاد و هفت سال چند ساله که ما توی این خونه زندگی میکنیم.
شصت و پنج سال تو این خونه زندگی کردهایم.
این خونه از پدر شوهرم بوده الآن بنیاد اومده میگه ۹ میلیون بده تا خونه خودمو بهت واگذار کنم. حالا من به چه دلیل خونه خودم را که زحمت کشیدهٔ خودمه پولشو بدهم؟ اصلاً از کجا پول بیاورم. من که پو نزده ساله شوهر هم ندارم. تک و تنها تو این خونه زندگی میکنم حالا من پیش کی بروم شکایت کنم؟ الآن من یک قرون پول هم ندارم.
هیچی ندارم هیچی ندارم یک مرغی هم ندارم. اگر حتی سر ماه حقوق کمیته امداد نگیرم از گرسنگی هم میمیرم. چکار کنم پیش کی بروم شکایت کنم؟ پیش کی بروم دردم بگویم.
بله! اینجا ایران است. اما یک راننده که از کار بیکار شده در پایان صحبتش حق ولیفقیه غارتگر و آخوندهای غارتگری را که مراسم جنازه گردانی را هم با سرقت بزرگ از سرمایههای مردم ایران انجام دادند کف دستشان میگذارد.
راننده: رانندهٔ مردمیم آقا با یه پایه حقوق وزارت کار با درد داریم زندگی میکنیم. ولی دیگه رو نمیکنیم پیش مردم که بابا به قرآن من از شما دردمندترم. از شما گرفتارترم. بابا بریدیم دیگه خسته شدیم خدا وکیلی. بیایید ببرید بکشید ما رو راحت شیم. به اون پست فطرت حرومزادهای که برای من کامنت گذاشته: آقا چرا یه دونه پست از مراسم آقا نذاشتی؟ آقا پدرم بود که نون بهم داد نه اونی که نونم رو برید. آقا پدرم بود مرتیکه الدنگ چرا باید پست آقاتونو بذارم. چکار کرده آقا برای من. آقا تمام جرم و جنایتها رو من کردم. بیایید منو ببرید اعدام کنید.
بله! اینجا ایران است. ایرانی لبالب خشم و آماده برای قیامی آتشین.
