نگاهی به خروش اشرف‌نشانها در تظاهرات سی خرداد پاریس

۱۴۰۵/۴/۲۲

بازتاب خبر لغو تظاهرات سی خرداد پاریس در اشرف‌نشان‌ها

گفتگو با امینه قرائی

نزدیک به چهار هفته هست که از تظاهرات بزرگ سی خرداد کهکشان مقاومت گذشته و هنوز هم وقایع اون روز موضوع صحبت در محافل سیاسی و رسانه‌ها هست. در میان اشرف‌نشان‌ها هم همین فضا هست. همراه می‌شیم با خانم امینه قرائی که حضور داشتند در اون تظاهرات و نگاهی داشته باشیم به همین موضوع و لحظاتی که خودشون تجربه کردند. سلام عرض می‌کنیم خدمت شما خانم قرائی. خیلی خیلی خوش آمدید به برنامه روی خط ایران.

سلام عرض می‌کنم خدمت شما. خیلی ممنون. باعث افتخار من هست. خیلی متشکرم.

خواهش می‌کنم. خانم قرائی ما البته تصاویر خروش شما رو دیدیم در اون روز در پاریس اما می‌خوایم از زبان خودتون بشنویم که وقتی که شنیدید که تظاهرات لغو شده چه احساسی داشتید؟ چه واکنشی داشتید و چه گذشت بر شما؟

بله. قبل از هر چیز اجازه می‌خوام تبریک بگم که دولت انگلیس سپاه جنایتکار رو در، بالاخره در لیست تروریستی خودشون قرار دادن و اون رو یک گروه تروریستی اعلام کردن. چیزی که سالیان سال بود مقاومت ایران برایش تلاش کردن، افشاگری کردن با سند و مدرک و از تمام کشورها خواستند که این اقدام را انجام بدهند، اما واقعاً همین‌جا تبریک می‌گم به مقاومت ایران و تک‌تک عزیزانی که توی این مسیر قدم برداشتند، تلاش کردند، افشاگری کردند و هر کاری کردند تا صدای مردم ایران به گوش دنیا برسه.

حالا اگه در رابطه با اون روز، روز ۲۰ ژوئن که پرسیدید، واقعاً یک اتفاق واقعاً برای من خیلی شوکه‌کننده بود و واقعاً اصلاً همچین انتظاری نداشتم. چون در واقع این برنامه از دو ماه قبل مجوزش گرفته شده بود، این همه برنامه‌ریزی شده بود، این همه دعوت انجام شده بود، این همه سیاستمدار و افرادی که قلبشان برای آزادی ایران می‌تپید از سراسر دنیا حرکت کرده بودند که بیان به پاریس. بیشتر از، تا اونجا که می‌دونم بیشتر از ۸۰۰ اتوبوس توی راه بودند که بیان و واقعاً اصلاً تصور این را هم نمی‌کردیم که یک لحظه بخواد این برنامه لغو بشه یا سنگ‌اندازی بشه در برابرش. و اون لحظه‌ای هم که شنیدیم واقعاً باور نمی‌کردیم. یعنی چون می‌دونید در طی این سالیان به خاطر آنچه که سیاست مماشات هست، ما به هر حال یه سنگ‌اندازی‌هایی همیشه شاهدش بودیم. لغو می‌کردند، مجاهدین، در واقع مقاومت ایران و اشرف‌نشان‌ها حتی می‌رفتند با در واقع سند و مدرک، این مجوزهایی که گرفته شده بود رو در برابر دادگاه قرار می‌دادند و دوباره در واقع این تظاهرات‌ها برگزار می‌شد.

و این بار هم مخصوصاً در زمانی که خب مسئله ایران اینقدر داغ هست و جنایت‌های رژیم در این چند ماه اخیر به ویژه بسیار وحشتناک بوده، جهانی شده، همه دنیا خبردار شده، از اون جوان‌هایی که تو خیابون‌ها کشتند، از اون‌هایی که توی زندان‌ها اعدام کردند، صداش به دنیا رسید، اصلاً شخصاً همچین انتظاری نداشتم واقعاً که شاهد یک همچین صحنه‌ای باشم که بیان و جلوی مقاومت رو بگیرن، جلوی ما رو بگیرن و حتی خیلی از اتوبوس‌ها و خیلی از افرادی که اومده بودن اصلاً اجازه ندادن که نزدیک محل در واقع تظاهرات بشن، محلی که قرار بود تظاهرات برگزار بشه. من خودم هم همین‌طور که توی این صحنه دیدید اصلاً به اونجایی که بقیه بچه‌ها بودن، یعنی مکان اصلی نرسیدم. ما در مکان دیگه‌ای در واقع یک تظاهراتی رو برگزار کردیم.

و صحنه‌ها واقعاً در عین اینکه بسیار دردناک بود، خب حمله کردند، نمی‌دونم کتک زدند عزیزان ما رو و اصلاً به پیر و جوان رحم نمی‌کردند، ولی اون مقاومت اشرف‌نشان‌ها بودش که واقعاً قلب آدم رو لمس می‌کرد. می‌دونید؟ یعنی می‌تونستند همونجا همه مایوس بشن، بگن اوکی، نمی‌ذارن دیگه. ولی واقعاً این اتفاق نیفتاد چون ما می‌دونستیم که این از کجا آب می‌خوره و شیخ و شاه مثل همیشه دست در دست هم باعث این قضیه هستند و مانع شدند در برابر مقاومت ایران و مردم ما. و ما چی می‌خواستیم غیر از اینکه می‌خواستیم صدای مردممون باشیم؟ می‌خواستیم بگیم که اعدام‌ها رو متوقف بکنید.

ولی می‌گم بچه‌ها مخصوصاً جوون‌ها، حالا واقعاً به طور واقعی، همونطور که توی صحنه‌ها هم دیدیم پیر و جوان و این‌ها نداشت، یعنی همه در صف مقدم بودند، ولی خب واقعاً جوون‌ها واقعاً جانانه ایستادند و مقاومت کردند و فریاد زدند و گفتند که مگه ما چی می‌خوایم؟ غیر از اینکه می‌خوایم صدای مردممون باشیم. دارند جوون‌های ما رو می‌کشند، دارند اعدام می‌کنند. هر روز ما با خبر اعدام بیدار می‌شیم. و این همه انسان، این همه جوان در صف اعدام هستند. این همه کشته شدند در این چند ماه اخیر.

ولی خب نمی‌دونم واقعاً از کجاش باید بگم. خیلی صحنه‌ها همونطور که همه شما دیدین توی این، ولی واقعاً می‌گم یک طرف درد بود و یک طرف افتخار به داشتن یک چنین مقاومتی و یک چنین انسان‌های شریفی که در کنار این مقاومت جانانه ایستادند و هیچ‌جوره کوتاه نیامدند. و این مال امروز و دیروز هم نبوده. تو تمام این چهل و اندی سال در تمام صحنه‌ها ما این در واقع مقاومت جانانه مردممون رو دیدیم؛ از دل زندان‌ها، از اشرف و لیبرتی، از آلبانی و در خیابون‌های اروپا، در همه جا، تمام این سال‌ها مردم ما بودند که جانانه ایستادن و سر خم نکردن.

بله، درود واقعاً. همه داستان در همین اراده‌ای در واقع خلاصه میشه که جوشید و تصاویری که ثبت شد از سی خرداد امسال فکر می‌کنم به اندازه کافی گویاست و دقیقاً همین نکته‌ای که شما الآن بهش اشاره کردین رو در برابر چشم جهان قرار داد. اینکه تسلیمی در کار نبود و اونچه که همه دیدند، مقاومت بود که درود می‌فرستیم به همه اشرف‌نشان‌ها و اون‌هایی که در این صحنه این افتخار رو در واقع خلق کردند. حالا بعد از اینکه تمام شد این تظاهرات با همه فراز و نشیب‌هاش، وقتی که شما بازمی‌گشتید برامون از واکنش‌های بقیه دوستانتون بگید، اشرف‌نشان‌ها، اینکه به هر حال با این شوق اومده بودند که در این تظاهرات شرکت کنند، تظاهرات مثل هر سال برگزار نشده بود و حالا داشتند برمی‌گشتند به کشورهاشون؛ چی می‌گفتند و شما چی دیدید؟

ببینید حقیقتش این هستش که به طور واقعی انگار ما داشتیم از یه جنگ برمی‌گشتیم؛ یه جنگی که باعث شد صدامون رو دنیا بشنوه. این‌ها اومدن مانع بشن که ما یه تظاهراتی که مثل همیشه، مثل هر سال برگزار می‌کردیم رو برگزار کنیم، ولی در عوضش در نقطه نقطه پاریس تجمع اتفاق افتاد و ما فریاد زدیم و صدامون رو دنیا شنید. از طرفی شما فکر کنید که این همه سیاستمدار که دعوت شده بودند به این برنامه و سیاستمدارانِ به قول معروف با وجدان بیدار، انسان‌های شریف، که اون‌ها هم برای آزادی و حرمت انسان ارزش قائلند، چقدر اون‌ها شوکه شده بودند. یعنی این صدایی که این‌ها خواستند خفه کنند، چندین برابر شد.

بنابراین ما اصلاً سرخورده نشده بودیم. ما احساس می‌کردیم برنده این جنگ ما بودیم. چون که اون‌ها می‌خواستند ما رو ساکت کنند، به قول معروف صدامون رو خفه کنند، ما رو برگردونند بریم بشینیم تو ماشین‌هامون و نمی‌دونم اتوبوس‌هامون و بلیتی که داشتیم و هر چی که بود، هواپیمایی که گرفتیم برگردیم. ولی ما این کار رو نکردیم. ما تا آخرش اونجا ایستادیم و تمام خیابون‌های، در جای‌جای خیابون‌های مهم پاریس صدامون رو بلند کردیم، مردم شنیدند، دنیا شنید و واقعاً مثل بمب، مخصوصاً توی فضای مجازی، این ترکید. یعنی واقعاً یه چیزی نبودش که بشه به راحتی ازش گذشت و همه در موردش داشتند می‌نوشتند و سیاستمداران زیادی که خب دعوت شده بودند اصلاً برای این برنامه و اومده بودند که در این تظاهرات کنار ما باشند، اون‌ها به چشم خودشون این بی‌عدالتی رو دیدند و این توطئه شیخ و شاه و همدستی اون‌ها رو دیدند. یعنی آنچه که کردند، دودش به چشم خودشون رفت و رسوایی‌اش برای خودشون موند.

و به خاطر همین هم من که در کنار بقیه مثلاً بودم، می‌دیدم که اصلاً کسی مایوس نشد. یعنی ما واقعاً از همون اینقدر جانانه بچه‌ها جنگیده بودند واقعاً و ایستادگی کرده بودند، مقاومت کرده بودند که همه احساس می‌کردیم که اصلاً انرژی‌مون صد برابر شده. حالا باید دیگه بعد از این، اگه می‌خواستیم یه برنامه بذاریم، باید ده تا برنامه بذاریم. اگه می‌خواستیم یه جا داد بزنیم، باید صد جا داد بزنیم. یعنی فهمیدیم که واقعاً این دنیای کثیف مماشات و این زد و بندها، این‌ها همیشگی بوده و تا ابد هم، تا روزی که این رژیم هم بیفته، این هست. ولی ماایم که نباید بذاریم این اتفاق بیفته. ماایم که نباید بذاریم این‌ها ما رو، صدای ما رو خفه کنند.

مگه ما چی می‌خوایم؟ در یک کشور دموکراتیک، در قلب اروپا ما می‌خوایم صدای مردممون باشیم، مثل همه این‌هایی که برای آزادی‌شون جنگیدن، بها دادن، مبارزه کردن، خون دادن، مقاومت کردن. ما هم همینو می‌خوایم. ما هم می‌خوایم کنار مردممون باشیم. درسته که دوریم ولی نمی‌تونیم مردممون رو فراموش کنیم. و به خاطر همین این کاری که این‌ها کردند، اصلاً به ما یه، یه توان چندین برابر داد.

ببینید من خودم اصلاً فریادهایی که واقعاً اونجا زدم رو هیچ وقت در زندگی‌ام فریاد نزده بودم اینطوری. یعنی یعنی اینقدر درد ما بزرگه، اینقدر قلب ما برای وطن‌مون می‌تپه که توی این‌جور مواقع ما نمی‌تونیم سکوت کنیم، واقعاً نمی‌تونیم. یعنی خودم همیشه احساس می‌کنم هر لحظه قلبم داره می‌ایسته. می‌دونی؟ یعنی واقعاً این جوون‌های پرپر شده از جلو چشمم رد می‌شدند، این آدم‌هایی که اونجا ایستاده بودند کنار من، این‌ها همه عزیزانشون رو از دست داده بودند در طی این چهل و اندی سال در زندان‌ها، خودشون شکنجه شده بودند. حالا این‌ها میان جلوی ما رو می‌گیرن، جلوی انسان‌هایی که زندگی‌شون رو، جوونی‌شون رو برای آزادی گذاشتن. این واقعاً برای من اینقدر دردناک و سنگین بود که اصلاً نمی‌تونستم لحظه‌ای سکوت کنم و همه بقیه هم همه مثل من. یعنی انرژی ما، خشم ما، چه‌جوری بگم؟ هر چی که داشتیم چندین برابر شده بود به خاطر اینکه اصلاً توقع یک همچین چیزی رو نداشتیم. هرچند که می‌گم دفعه اول نبود، ولی ما هر بار باز هم به قول معروف با حسن نیت خودمون می‌ریم و می‌خوایم که صدای مردم باشیم و این شاه و شیخ هم هستند که با سنگ‌اندازی‌هاشون همیشه مانع شدند و این مماشات‌گران که به قول معروف دست در دست این‌ها داشتن همیشه.

ولی ما مایوس نشدیم، اتفاقاً توانمون هم واقعاً می‌گم نه اینکه فکر کنید که شعار می‌دم؛ اتفاقاً چند روز پیش هم توی نشستی با جوانان بودم، بچه‌ها می‌گفتند که اگه تا حالا ده تا تظاهرات داشتیم، الآن باید صد تا بذاریم، الآن باید در ماه چند تا چند تا بذاریم. یعنی واقعاً این‌جوری شد که به ما انگیزه چند برابر داد که تا آخرش بایستیم و بجنگیم و سرنگونی رو جلو بندازیم. یعنی نذاریم که این‌ها یک لحظه بخوان ما رو عقب بندازن.

زنده باد. این همان معنی تبدیل شر کثیر به خیر عظیم هست و الآن هم که صحبت می‌کردین، تصاویر خروش شما رو دیدیم، اون خاطره تداعی شد. درود می‌فرستیم به شما، همه عزیزانی که صدای مردم ایران رو اون روز طنین‌انداز کردید و براتون در همین جبهه‌های پیش رو، کارزارهای پیش رو که خودتون می‌گید صد برابر هست، آرزوی موفقیت می‌کنیم. خیلی متشکریم که دعوت ما رو پذیرفتید.

سلام بر شما، پیروز باشید. خیلی ممنون.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط