مصاحبه سیمای آزادی با جان برکو رئیس و سخنگوی پارلمان انگلستان ۲۰۰۹ ـ ۲۰۱۹
۱۴۰۵/۴/۲۳
جنون اعدام نمایش قدرت نیست بلکه نشانهای از استیصال است
آقای برکو، از شما بسیار سپاسگزارم که این مصاحبه با سیمای آزادی را پذیرفتید. بیایید با این سوال شروع کنیم. در ماههای اخیر، شاهد افزایش تعداد اعدامها توسط رژیم ایران بودهایم. به نظر شما چرا رژیم در این برهه از زمان این مسیر اعدام را آغاز کرده است؟
جنون اعدام نمایش قدرت نیست، بلکه نشانهای از استیصال است. این اعتراف به ضعف است. در پاسخ به سوال شما، چرا رژیم اکنون در این مقیاس صنعتی اعدام میکند، فکر میکنم پاسخ این است که آنها بسیار، بسیار، بسیار ترسیدهاند. آنها میدانند که سقوط زیر پایشان است. آنها در سراسر جهان به شدت منفور هستند. آنها یک دولت منفور هستند.
آنها همچنین در اعماق وجودشان میدانند که یک دولت شکستخورده هستند، زیرا نه تنها از حمایت مردمی برخوردار نیستند، بلکه نمیتوانند یک کشور را به شیوهای از راه دور و کارآمد اداره کنند. خدمات عمومی در حال فروپاشی است، حتی یک منبع آب مناسب وجود ندارد، فقر گسترده، تقریباً فراگیر و گسترده وجود دارد.
و با این حال آنها میخواهند به قدرت بچسبند زیرا این مردم فریب خوردهاند. آنها دموکرات نیستند. آنها باور ندارند که مردم حق انتخاب رهبران خود را دارند. همانطور که بارها گفتهام، دولت ایران، ملاهای دیوانه و دروغگو فکر میکنند که هدف دولت این است که مردم به آنها خدمت کنند. به نظر نمیرسد که آنها بفهمند که وظیفه دولت خدمت به مردم است. با دانستن اینکه هیچ حمایت عمومی ندارند، از مخالفت میترسند، نمیخواهند قدرت و امتیاز خود را از دست بدهند، به قتل متوسل میشوند.
و البته، ما باید این نکته را به طور کامل تأکید کنیم که مجازات اعدام در ایران در مقیاسی بزرگتر از هر کشور دیگری در جهان استفاده میشود. اما تکرار میکنم، این نمایش قدرت نیست، نشانه ضعف است و ما باید بارها و بارها و بارها و بارها تکرار کنیم که جایگزینی وجود دارد. مردم نباید ناامید شوند، هیچ چیز اجتنابناپذیری در مورد ادامه رژیم وجود ندارد، همه چیز اجتنابناپذیر در مورد فروپاشی نهایی رژیم وجود دارد. و دلیل آن قدرت امید است که همیشه، همه جا بدون استثنا، سرانجام بر قدرت شر پیروز میشود.
آنچه که جایگزین ملاهای دروغگو و قاتل نیست، یک پادشاه است - یک پادشاه غیرمنتخب، اشرافی و صاحب حق که فکر میکند به واسطه تبار تاریخی، ارتباط خانوادگی، قدرتی که قبلاً وجود داشته، حق دارد از موقعیتی با ثروت و امتیاز عظیم به آن سوی آب بیاید و رهبری ایران را به دست خود بگیرد. این به سادگی یک گزاره معتبر نیست.
منظور من چیست؟ رضا پهلوی جایگزین معتبری برای دیکتاتوری قاتل و مستبد تهران نیست. اگر من با توده مردم ارتباط برقرار میکنم و از آنها میخواهم که به زندگی خود و چیزی به سادگی - گاهی چالش برانگیز، اما به همان سادگی - مانند درخواست شغل، در هر کجا که زندگی میکنند، در هر کجای دنیا که هستند، فکر کنند، باید یک رزومه، یک شرح حال، ارائه دهند که بگوید آنها چه کسانی هستند، چه کارهایی انجام دادهاند، سابقه تجربه و دستاوردهای آنها چیست.
اگر از آقای پهلوی دعوت میشد تا یک رزومه تهیه کند، در بالای آن نام او، رضا پهلوی، نوشته میشد. او احتمالاً میخواست، با تکبر و خودبزرگبینی، کلمات «ولیعهد» را اضافه کند. در زیر آن، «کارهای انجام شده»، «تجربه کاری کسب شده»، «تیمهای ساخته شده»، «ماموریتهای انجام شده»، «سوابق این شرکت یا آن شرکت یا شرکت دیگر، یا برای این موسسه دولتی یا آن موسسه دولتی یا موسسه دولتی دیگر» - این دستهها، آن بخشهای فرم، کاملاً خالی میبودند. تکرار میکنم، کاملاً خالی. این کسی است که چندین دهه با ثروت هنگفت، عمدتاً در ایالات متحده، زندگی کرده است. او هیچ سابقه موفقیتی ندارد.
او میگوید که نامش کاملاً شناخته شده است. خب، نام او کاملاً شناخته شده است زیرا پدرش یکی از ظالمترین مستبدان قرن بیستم بود. شاه ایران در نهایت مجبور به کنارهگیری شد و آقای پهلوی زندگی خود را در جای دیگری ساخته است. و جدا از این واقعیت که او هیچ کاری نکرده و هیچ اعتبار جدی برای رهبری ندارد، یک رد صلاحیت بزرگ هم دارد و آن این است که آقای پهلوی در مصاحبهای رسمی گفته است، و من نقل قول میکنم، "من به میراثم، تاریخ خانوادهام و هر کاری که آنها انجام دادهاند افتخار میکنم." بخش آخر جمله را تکرار میکنم، "و هر کاری که آنها انجام دادهاند."
چیزی که من به افرادی که به این مصاحبه گوش میدهند یا آن را تماشا میکنند میگویم این است: همه ما خانواده داریم، همه ما به خانوادههایمان افتخار میکنیم، همه ما میتوانیم به والدین، برادران، خواهرانمان و غیره افتخار کنیم. این طبیعی است. اما وقتی برای خدمات عمومی تلاش میکنید، میگویید که به هر کاری که خانوادهتان انجام دادهاند افتخار میکنید، وقتی پدر خودتان مسئول قتلهای گسترده، مجازاتهای فراقضایی، ناپدید شدن تعداد زیادی از شهروندان و یک دیکتاتوری طولانی مدت بر مردم مظلوم بوده است، نمیتوانید به طور معتبر بگویید که به آن افتخار میکنید و اتفاقاً "من میخواهم رهبر بعدی کشورم باشم". این به سادگی قابل اعتماد نیست. کار نمیکند. اگر بتوانم قرار دهم
