گفتگوی ویژه ـ گیسو شاکری هنرمند معترض تبعیدی
۱۴۰۵/۴/۲۶
بینندگان عزیز خدمت شما سلام عرض میکنم.
امروز در استودیو همراه هستیم با هنرمند ارزنده میهنمان خانم گیسو شاکری. گفتگویی داریم با ایشون. خانم شاکری خیلی خوش اومدین.
گیسو شاکری: درود بر شما، خیلی ممنونم. سلام میکنم به همه عزیزانی که ما رو میبینن و ممنون از شما که دعوت کردید من بیام.
خانم شاکری شما برای شرکت در تظاهرات ۲۰ ژوئن، ۳۰ خرداد به پاریس رفته بودین. تظاهرات، در جریان هستین که از دو ماه قبل هماهنگیها برای برگزاری این تظاهرات با نهادهای قانونی شده بود ولی خب در آخرین ساعات، تظاهرات لغو شد. ولی خب تظاهرات برگزار شد به گونهای دیگر و شما هم شاهدش بودین. شما این رو به عنوان یک هنرمند چطور میبینین؟
گیسو شاکری: اولاً این خیلی غیر منتظره نیست، این کار پیوند ارتجاع و استعمار. ولی خب یه پروسه کوتاهی رو بگم، به هر حال ما وقتی که من تقریباً دو سه روز قبل آمدم، همیشه هر وقت یه برنامهای هست، یه تظاهراتی هست، کهکشان تظاهرات بزرگه، یه تلنگرهایی هست تو گوش آدم میخوره که زنگی میزنه که این دفعه ارتجاع و استعمار میخوان چیکار کنن؟ این دفعه برنامه چیه؟ خب اولین بار که نبود. شما...
بله.
گیسو شاکری: ...خودتون خیلی بهتر میدونین تاریخ این اتفاقاتی که افتاده. همیشه یه مشکلی پیش میاد، اما خب این بار ما اومدیم، شما حتماً در جریان و تو اخباره گفتین همه رو، که تهدید از طرف دولت ایران و ساواک، ساواک. به هر حال، تظاهرات لغو شد و اما خیلی حرف زیبایی مسعود رجوی زده، که واقعاً درود به مسعود، که گفت از شر کثیر، خیر عظیم دربیاریم. و واقعاً این اتفاق افتاد اونجا. یعنی بچهها اصلاً یه صحنه تکرار نشدنی بود. من خرداد ۳۰ یادمه در ایران. خودم تو میدون فردوسی...
سال ۶۰، ۳۰ خرداد ۶۰، بله.
گیسو شاکری: بله. خودم تو میدون فردوسی بودم و اصلاً فراموش نکردنیه اون تظاهرات و اون بگیر ببندها. واقعاً این جوونا که من اصلاً وقتی اینا رو دیدم گفتم که خرداد ۳۰ ۱۳۶۰ رو اینا برداشتن آوردن تو پاریس. یعنی این جوونا اینجوری، حالا میگم جوونا، همه بودن، اما خب تعداد جوانهای ما خیلی زیاد بود و وقتی که کنسل شد تظاهرات، واقعاً من به عنوان یک هنرمند بگم، من دیدم که چه هنرمندایی دارن تو صحنه نقشبازی میکنن، هنر مبارزه، هنر ابتکار عمل به دست گرفتن. هنر که فقط این نیست که ما یا بخونیم، یا نمایشبازی کنیم، برقصیم، نمیدونم سینما، فیلمبازی کنیم، شعر بنویسیم. هنر زندگیه که مهمترینه، و زندگی با هدف درست، این بهترین هنریه که هر انسانی میتونه داشته باشه. اون هنرهای دیگه خب حالا یه جنبههای دیگری داره. و واقعاً این هنرمندان مبارز در صحنه چنان ابتکار عمل به دست گرفته بودند که سن، یک سنی با یک اجرای زنده و شگفتانگیز از صحنهها...
و گسترده.
گیسو شاکری: اصلاً گسترده یعنی چنان پخش شد تو سراسر پاریس که واقعاً گویا حکمتی بود دیگه. و اینجور سر از پا نشناخته و بیهراس با شهامت و البته یه چیزی که خیلی برای من جالب بود، این سازماندهی و مدیریت صحنه بود، که خب طبیعیه که سالیان سال مبارزه، سالیان سال در کوره مبارزه، در کوره داغ حوادث، خب ما فراموش نمیکنیم که وقتی به اشرف حمله کردند، وقتی که به لیبرتی حمله کردند و یادم نمیره که رو اون خرابههایی که موشک زده شده بود، هنرمندای اشرف اومدن برنامه اجرا کردند. یعنی هیچ چیزی ناممکن نیست، هیچ چیزی منفعلکننده، بشینیم نقش قربانی اجرا بکنیم نیست. هر اتفاقی این مسئولیت رو شعلهور میکنه، بارور میکنه و تعهد کسانی که تو صحنه بودند رو صد برابر میکنه به اون دستی که با مردم ایران دادند. اون الان میرم حالا سر سخنرانی خانم رجوی که واقعاً اون بار مسئولیت و تعهد رو بهشون، بهش اشاره کردند. و این بچهها، این هوادارا، این اشرفنشانها که واقعاً از همینجا درود میفرستم واقعاً به وجود تکتکتون، کاری کردید کارستون در پاریس. اینها اون مسئولیتی که رو شونهشون بود رو به نحو احسن انجام دادند. به نظر من، من هرچی بگم کمه. یعنی فقط فیلمها رو باید دید. از تکتک خودشون که گزارش میدن باید شنید. اما کاری کردن که با اون مرزهای سرخی که درگیر نشدن با پلیس، البته خب پلیس، پلیس ضد شورش بود و خیلی هم غیرمنتظره نبود، مگه ۱۷ ژوئن نبود که پلیس ضد شورش اونجور وحشیانه حمله کرد به اوور؟
بله.
گیسو شاکری: فکر میکنم حدود ۵۰۰۰ تا پلیس...
میگفتن حدود ۵۰۰۰ تا پلیس.
گیسو شاکری: این ۵۰۰۰ تا پلیس میتونستن بیان وایسن دورتادور، کنار تظاهرات وایسن و نذارن که حالا میگن، دقیقاً من نمیدونیم بعداً چی از توش دربیاد، اینکه عملیات تروریستی قرار بوده که...
یا خنثی بکنن یا چه میدونم مأمور...
گیسو شاکری: ...شاهپرستها و شاهپرستها و رژیم، از نظر من شاهپرستها و رژیم یکیان. ببخشین من این نظرمه، یعنی عملکردشون یکیست. نه اینکه شاهپرستها رو رژیم استخدام کرده یا شاهپرستها مزدوران رژیمن، یا مزدوران... حالا بینشون هم مزدور خیلی زیاده. ولی ما رو عملکرد حرف میزنیم. عملکرد شاه و سلطنتطلبها و مزدورهای ولایت، یکیه. اون هدف چیه؟ سد جلوی مبارزات، مقاومت و مردم برای مبارزاتی که بر حقه و میخواد برای آزادی مردم ایران داره جلو. شعار بچهها چی بود؟
سرنگونی، بله سرنگونی.
گیسو شاکری: دقیقاً. شعار بچهها، اصلاً این تظاهراتی با چه شعاری بود؟ صلح برای ایران، نه به اعدام. یعنی صلحآمیزترین تظاهراتی که میتونست وجود داشته باشه. هیچ چیز خشونتبار، هیچی نبود. حرفهای ما بود و خواست ما آزادی مردم ایران به دست مردم ایران و مقاومت سازمانیافتهاش. نه به جنگ، نه به اعدام. این خواست یعنی انسانیترین، صلحآمیزترین خواست یک عده است. چرا باید جلوش گرفته بشه؟ چرا باید جلوش گرفته، باید حتی حمایت بشه. اما خب ما توی چارچوب مماشاتیم. به همین دلیلم خانم رجوی میگن راه حل سوم. چون اینه که خطرناکه برای ما، نه به مماشات، نه به جنگ، سرنگونی به دست مردم و مقاومت سازمانیافتهاش. و بچهها واقعاً در پاریس وقتی که تو میدون وان...
اوور.
گیسو شاکری: ...اوور، نتونستن یعنی لغو شد و تمام راهها رو بسته بودن اینا، اینا به طرفه العینی اصلاً آدم تعجب میکرد، سراسر پاریس رو گرفتن. تو میدون ریپوبلیک، تو میدون، یعنی حالا من اسم خیابونهای پاریس رو خیلی خوب بلد نیستم، ولی میدونهایی که میدیدم بچهها، و سینه سپر کردن. اونجا نشون دادن سر خم قدغن، حتی در برابر مماشات. و حتی در برابر، در برابر مماشات مدتها و مدتها و سالهاست که سر خم قدغنه. اما واقعاً صحنههایی اونا آفریدند که در هیچ صحنه تئاتری، در هیچ صحنه فیلمی، اینجور از تمام وجودشون، از اعماق وجودشون و خودشون بودند. اون دیگه بازی نبود. صحنه، صحنه واقعی نمایش بود، نمایش انسانها که برای رسیدن به آزادی و سرنگونی یک رژیم دیکتاتور فاسد، اصلاً هیچ واژه دیگری، هیچ صفت دیگری این رژیم نذاشته که بهش بگن. یعنی دژخیم پست که میگیم، دیگه واقعاً تهشه. برای این در صحنه بودن و شاهکاری آفریدند به یادماندنی و افتخارآمیز برای مقاومت، برای مردم ایران. واقعاً اینجا تبریک میگم برای این پیروزی به مردم ایران و به مقاومت و به اشرفنشانها، به یگانهای شورشی در پاریس واقعاً. تبریک، از صمیم قلبم تبریک میگم و میدونم که چقدر تأثیرگذار بوده این حرکت.
