ایتالیا ـ سخنرانی خانم مریم رجوی در کنفرانس: ایران فراتر از جنگ، قدرت مردم به‌عنوان راه‌حل

ایتالیا ـ سخنرانی خانم مریم رجوی در کنفرانس: ایران فراتر از جنگ، قدرت مردم به‌عنوان راه‌حل

ایتالیا: سخنرانی خانم مریم رجوی

خانم مریم رجوی: مقاومت برای احیای حق حاکمیت مردم

شخصیت‌های عالی‌قدر، دوستان گرامی!
از دیدار با شما خوشوقتم. این کنفرانس فرصت خوبی است برای بررسی مسأله ایران که در ماه‌های اخیر به‌صورت چشم‌گیری در کانون توجهات جهانی بوده است.
از سال۱۳۵۷ و سرنگونی شاه با یک انقلاب مردمی و سرقت رهبری آن توسط خمینی، در ۴۸سال گذشته، تحولات مربوط به ایران، به‌صورت متناوب، یکی از مهم‌ترین موضوعاتی بوده که تأثیرات دامنه‌دار بر تحولات منطقه و جهان داشته است.
از جمله این وقایع:
– گروگان‌گیری در سفارت آمریکا،
– جنگ هشت‌ساله با عراق،
– برآمدن یک مقاومت سراسری و رویارویی آن با استبداد دینی،
کشتارها و قتل‌عام هولناک زندانیان سیاسی،
-تلاش رژیم برای ساختن بمب اتمی،
– دست‌اندازی رژیم به منطقه
– و عملیات تروریستی‌اش در خارج ایران، از جمله در خیابان‌های مرکزی رم که محمدحسین نقدی نماینده شورای ملی مقاومت را بی‌رحمانه ترور کرد. یاد او را گرامی می‌داریم.

راه حل بحران ایران چیست؟

در یکسال اخیر وقوع دو جنگ و هم‌چنین قیام بزرگ دی‌ماه و کشتار هولناک هزاران جوان در خلال قیام بیش از همیشه، نگاه‌ها را به‌سوی ایران برگردانده و این پرسش را روی میز آورده است که راه‌حل چیست و این چالش دائمی و طولانی که منطقه و جهان را به‌خطر انداخته و مردم ایران را به گروگان گرفته، چگونه قابل برطرف کردن است؟
این موضوعی است که می‌خواهم امروز به اختصار درباره‌اش صحبت کنم.
تردیدی نیست که این راه‌حل، نه درجا زدن در زمان حال و استمرار این رژیم است، نه بازگشت به گذشته و احیای دیکتاتوری سرنگون ‌شده‌ شاه. این راه‌حل، آینده را پیش روی خود دارد که برپایی یک جمهوری دموکراتیک است.
رژیم‌های فعلی و سابق به‌دلیل بن‌بست سیاسی و تاریخی، ادامه‌ کارشان ناممکن بوده و هست.
مورخانی که روندهای سیاسی و اجتماعی دهه ۱۳۵۰ را به‌طور عمیق بررسی کرده‌اند، اذعان می‌کنند که دیکتاتوری شاه قبل از آن که سرنگون شود، به‌رغم افزایش قیمت نفت و به‌تبع آن افزایش درآمد به بن‌بست رسیده بود.
سپس تلاش کرد با روش‌های مستبدانه‌تر با شکنجه و اعدام بیشتر و تک‌حزبی‌کردن کشور، خود و رژیمش را حفظ کند اما نتوانست.

وضعیت رژیم ولایت فقیه هم امروز در برابر چشم همه است. این رژیم فقط با کشتار مردم ناراضی و با گشودن درهای کشور به روی جنگ خارجی خود را سرپا نگهداشته که البته دوام نمی‌آورد.
نتیجه این که: هر نوعی از دیکتاتوری ادامه‌ فاجعه‌آفرینی وضع کنونی است.
در این خصوص خوب است یادآوری کنم که به مدت ۴دهه، هدایت‌کنندگان سیاست‌ دولت‌های غرب نمی‌خواستند به این واقعیت توجه کنند که رژیمی که قادر به پاسخگویی به نیازهای جامعه‌ ایران نیست و با مردم خود در جنگ است و با یک مقاومت ریشه‌دار و دائمی در مقابل خود مواجه است، برای حفظ خود از سرنگونی، به جنگ خارجی و صدور بحران به بیرون مرزهای ایران نیازمند است.
امروز آخوندها آن‌چنان در تنگنا هستند که حتی تشییع جنازه‌ رهبر خود را هم به یک مانور سیاسی و امنیتی یک هفته‌یی تبدیل کرده‌اند تا موقعیت لرزان رژیم و جدال درونی خود را بپوشانند و برای این که در بحران‌آفرینی و جنگ خارجی دست بالا داشته باشد، سراغ برنامه‌ اتمی و موشکی می‌رود.
جنگ‌افروزی این رژیم و برنامه‌ اتمی و موشکی‌اش آن روی سکه حاکمیت یک دیکتاتوری ضدبشری است. بنابراین هیچ راه‌حلی جز سرنگونی رژیم متصور نیست.

نیروی تغییر در ایران

چشم‌انداز تغییر در ایران مبتنی بر واقعیت‌های عینی است. ازجمله:
– شکاف طبقاتی بی‌سابقه
– فقر و بحران‌های مزمن اقتصادی اجتماعی و زیست‌محیطی که رژیم راه‌حلی برای آن‌ها ندارد.
– شکست راهبردهایی که طی دهه‌ها ضامن بقای رژیم بوده
– تشدید تضادهای درونی بر سر بقای رژیم
– و در نهایت وجود یک مقاومت سازمان‌یافته و سراسری برای سرنگونی رژیم.
همه این‌ها نشان می‌دهد که تنها راه‌حل، مسیری است که سرنگونی رژیم را تضمین کند و تنها مسیر سرنگونی رژیم، مقاومت و قیام‌ سازمان‌یافته مردم ایران است.

مشخصات یک جایگزین شایسته

اجازه بدهید حالا به این پرسش پاسخ دهیم که یک جایگزین شایسته چه مشخصاتی باید داشته باشدتا بتواند از عهده‌ سرنگونی رژیم برآید و به تغییر دموکراتیک جامه عمل بپوشاند.
تغییر در ایران به نیرویی نیاز دارد که:
اولاً: عزم نبرد با سپاه پاسداران یعنی ستون فقرات رژیم ولایت‌فقیه را داشته باشد و قیمت در افتادن با آن را بدهد.
ثانیاً: برخاسته از درون جامعه‌ ایران باشد و صاحب نیروی روی زمین در شهرهای ایران.
وابسته به هیچ دولت و قدرت خارجی نباشد و نیازهای مالی، لجستیکی و ارتباطی خود را
با پشتیبانی مردم ایران تأمین کند.
ثالثاً: سازمان‌یافته باشد و از جوانان آگاه و رزمنده‌یی تشکیل شده که مبارزه را انتخاب کرده‌اند و حاضرند برای آن فداکاری کنند.
سازمان مجاهدین خلق ایران و کانون‌های شورشی آن که از همین ویژگی‌ها و توانایی‌ها برخوردارند نیرویی تعیین‌کننده‌ تغییر در ایرانند.

در سال‌های گذشته کانون‌های شورشی به‌رغم اختناق حاکم و دستگیری‌های بسیار توانستند در نبرد با سپاه پاسداران و نیروی ضدمردمی بسیج، خود را تثبیت کنند و راه‌ گسترش در مهم‌ترین شهرهای ایران را در پیش بگیرند.
کانون‌های شورشی، در دوره‌ قیام دی‌ماه، مراکز رژیم را با۶۳۰ رشته تهاجم، هدف قرار دادند و پنج روز قبل از جنگ اخیر در نهم اسفند، ۲۵۰رزمنده‌ فداکار و دلیر مجاهد به مقر خامنه‌ای در امنیتی‌ترین نقطه در قلب تهران تهاجم کردند.
در حقیقت در سال گذشته کانون‌های شورشی به یگان‌های ارتش آزادی ارتقا یافتند. رژیم بر اساس تجربه می‌داند که مهم‌ترین تهدید برای موجودیتش، هم‌افزایی‌میان اعتراض‌های مردمی و مقاومت سازمان‌یافته است.

احیای حق حاکمیت جمهور مردم

ما در انتظار ننشسته‌ایم که قدرت‌ها و دولت‌های خارجی در ایران تغییر ایجاد کنند. بلکه برخاسته‌ایم برای احیای حق حاکمیت جمهور مردم و حق مردم برای کَرامت و آزادی.
دولت موقت اعلام شده توسط شورای ملی مقاومت، با شعار صلح و آزادی برای همین هدف است.
هم‌چنین برای تحقق برنامه ده ماده‌یی مقاومت، یعنی یک جمهوری بر اساس جدایی دین ودولت، برابری زن و مرد، خودمختاری ملیت‌های ستمزده و یک ایران غیراتمی.
همان‌گونه که یک پارلمانتر ایتالیایی، آقای اورلاندو توصیف کرده است، این «الگوی ایرانی دموکراسی» است و من اضافه می‌کنم الگویی نه بر روی کاغذ، بلکه برخاسته از رنج و خون صدهزار تن از مبارزان و مجاهدانی که برای آزادی ایران، جان‌های خود را تقدیم کرده‌اند.

ما حالا در آستانه‌ی ۳۸مین سالگرد قتل‌عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی هستیم که در سال ۶۷ بنا به حکم خمینی بنیانگذار همین رژیم اعدام شدند. آن‌ها که بیش از ۹۰درصدشان از اعضای مجاهدین بودند، حاضر نشدند از مواضع‌ مجاهدین برای آزادی ایران کوتاه بیایند. همین و فقط همین علت اعدام آن‌هابود.
امروز هم این ایستادگی را در زندانیان سیاسی و در نسل جوانی که به این مقاومت رو آورده می‌توان دید. یکی از آن‌ها بابک علی‌پور است. او متولد ۱۳۷۰ در آمل و فارغ‌التحصیل رشته‌ حقوق و یکی از هشت عضو مجاهدین که در فروردین گذشته در زندان قزل‌حصار سربه‌دار شدند.
او هنگامی‌ که در سلول‌های انفرادی در اسارت بود در پیامی نوشت: «تمام آن‌چه ما می‌خواهیم
مثل آزادی بی‌قیدوشرط، جامعه‌ بدون تبعیض، برابری جنسیتی و عدالت، تنها با سرنگونی این رژیم به‌دست می‌آید و راه دیگری ندارد».
این خلاصه‌ پیام نسل پرشماری است که برای تغییر سرنوشت در ایران به میدان آمده‌اند و همین اراده‌ آزادی‌ستان است که صفحه‌ تاریک کنونی را از تاریخ ایران ورق می‌زند.
این راهیست پر رهرو که در این ۴دهه رزم و رنج نسل‌های متعدد مردم ایران را متجلی کرده است.

ما در همین روزها با فقدان استاد رضا اولیا هنرمند برجسته و پرافتخار عضو شورای ملی مقاومت مواجه بودیم. او از مظاهر وفاداری به آرمان آزادی مردم ایران و مدافع استوار و خستگی‌ناپذیر مقاومت ایران در کشور ایتالیا بود، به او درود می‌فرستیم.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط