نگاهی به قتلعام تابستان ۶۷ در آغاز سی و هشتمین سالروز آن
۱۴۰۵/۴/۲۹
قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ چه زمانی آغاز شد؟
گفتگو با محمود رویایی یکی از شاهدان قتلعام و زندانی سیاسی به مدت ده سال در زندانهای اوین و قزلحصار و گوهردشت
در آغاز سی و هشتمین سالروز قتلعام زندانیان سیاسی همراه هستیم با یکی از شاهدان قتلعام زندانیان در زندان گوهردشت. محمود رویایی یکی از شاهدان قتلعام که به مدت ده سال در زندانهای اوین و قزلحصار و گوهردشت بوده و خاطرات روزهای زندان و قتلعام در گوهردشت را در یک مجموعه ۵جلدی به نام آفتابکاران منتشر کرده است.
من هم سلام میکنم به شما و همهٔ بینندگان عزیز سیمای آزادی و درود میفرستم به شهیدان سربهداری که با خونشون درخت انقلاب و آزادی رو در جای جای میهنمون آبیاری کردن.
سؤال اولم اینه که این قتلعام دقیقاً از چه زمانی شروع شد؟
البته از سالها قبل رژیم برای قتلعام زندانیان برنامه داشت و به شکلهای مختلف هم میگفتن که اگه ببینیم داریم میریم تو هر سلولتون یه نارنجک میندازیم یا قبل از رفتن همهتونو اعدام میکنیم اما اولین اقدام عملی برای این قتلعام در پاییز و زمستون ۶۶ با طبقهبندی و تفکیک زندانیان شروع شد. توی زندانهای مختلف شکل کار متفاوت بود اما هدف و محتوای کار یکی بود. تو گوهردشت که من بودم مسئول انتظامات زندان یکی یکی زندانیانرو صدا کرد و با چند تا سؤال ساده اتهام، مدت محکومیت و اینکه آیا تقاضای عفو میکنی یا نه زندانیانرو طبقهبندی کردند و از کل زندان گوهردشت شصت هفتاد نفرو تشخیص دادن که سرموضع نیستنرو به یک بند دیگه منتقل کردن تا اون بند رو نگه دارن که بتونن با وجود اونها قتلعام بقیهرو انکار کنن. البته در جریان قتلعام تعداد زیادی از اونهارو هم اعدام کردن. اما تو شهرستانها بعد از تفکیک، اقدام به جابهجایی زندانیان به شهرهای اطراف کردن. البته همه شهرستانها یک شکل نبود بیشتر شهرهایی که احتمال میدادن بعد از کشتار، با اعتراضات عمومی مواجه بشن از چند ماه قبل زندانیان مجاهدشونو جابهجا کردن. مثلا اول فروردین ۶۷ یعنی ۵ماه قبل از شروع قتلعام زندانیان کرمانشاه رو به گوهردشت آوردن و مرداد۶۷ غیر از یکی دو نفر همه رو اعدام کردند. تو این مدت مقدمات کار رو انجام دادن. چهارم خرداد ریاست سازمان زندانهارو از مجید انصاری گرفتن دادن به اسماعیل شوشتری تا هیچ شکافی در قتلعام ایجاد نشه. اما شروع قتلعام روز ۲۸ تیر یعنی فردای نوشیدن جامزهر توسط خمینی انجام شد. ۳۲سال بعد از قتلعام یعنی روز ۲۵تیر ۱۳۹۹ خانم مورگان اورتگاس، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا هم تصریح کرد: «۱۹ ژوئیه ۱۹۸۸ (۲۸ تیر ۱۳۶۷) سالگرد شروع قتلعام بهدستور خمینیه. علت هم روشنه، خمینی که با پذیرش قطعنامه و عقبنشینی از همهٔ شعارهاش تعادلشرو از دست داده بود میخواست با قتلعام زندانیان سرموضع یعنی نیروی بالقوهٔ برانداز در زندانها، تعادلشو بهدست بیاره. بعدها هم آخوند فلاحیان به صراحت گفت اگه نمیکشتیم که دیگه نظامی نبود. در واقع فرمان پذیرش آتشبس و قتلعام زندانیان همزمان توسط خمینی در یک روز انجام شد.
به همین خاطره که میبینیم درست در روز ۲۸تیر غلامرضا کاشانی اقدم و تعدادی از زندانیان زیر حکم رو بدون مقدمه در همین روز اعدام کردند و باز در همین روز ۲۸تیر شاهد جابهجاییهای معناداری توی اوین و گوهردشت بودیم که البته اگر فرصت بود راجعبه همون تحرکات و جابهجاییها بیشتر توضیح میدادم.
سؤال بعدیم اینه که شما با توجه به اینکه در بطن اون شرایط و در راهروهای مرگ همراه همون عزیزان بودین، امروز آثار سیاسی و اجتماعی اون خونهارو چطور ارزیابی میکنین؟
به نظر من شهیدان قتلعام۶۷ از مظلومترین، بینام و نشانترین و در عین حال مؤثرترین و راهگشاترین شهیدان میهنمون هستند. مؤثر و راهگشا بهخاطر پردهای که از چهرهٔ مخوفترین و پلیدترین دشمن انسان یعنی خمینی برداشتند و با خونشون راه رو برای نسلهای بعد باز کردند. شما یه نگاه به یادداشتها یا پیامهای سربداران ۶۷ و شهیدان سالهای بعد نگاه کنین انگار یک نفر با یک قلم و یک اندیشه و یک انگیزه اونو نوشته.
مثلا شهید سربدار اشرف فدایی دقایقی قبل از اعدامش نوشت: اگر امروز اعداممان کنند، بر آگاهی مردم نسبت به جنایتهای رژیم خیلی مؤثر خواهد بود
شهید قتلعام عفت اسماعیلی ایوانکی گفت: بگذار مرتجعین باز هم ما را به زندان اندازند، شکنجه کنند، اعدام کنند، اما در عزم ما خللی وارد نخواهد شد. آنان محکوم به فنا هستند و ما پیروزیم
روز ۱۲مرداد که من توی راهرو مرگ بودم دوست عزیزم محمدرضا شهیر افتخار گفت: درخت انقلاب به خون نیاز داره و چه خونی بهتر از ما
حالا نگاه کنین به نسلهای بعد به یادداشتهای حجت زمانی، ولیالله فیض، غلامرضا خسروی، به پیامهای آتشین علی صارمی، جعفر کاظمی، محمد حاج آقایی و بقیه. نگاه کنین به یادداشتهای همین شهدای اخیر کانونها که فروردین امسال سربدار شدن.
پویا قبادی نوشته: امروز نوبت فداکاری ماست. امروز نوبت راهگشایی ما برای مردم است که یکصد سال در سودای رهایی از ستم تاجداران و عمامهداران بسا خونها دادهاند
وحید بنیعامریان ۶ماه قبل از اعدامش نوشت:
محمد تقوی که از شاهدان قتلعام ۶٧ بوده و مورس زدن را از همان زمان آموخته و به ما جوانترها هم یاد داده بود، حالا در سلول کناری من و در حال تمرین مورس با او بودم که ناگهان پیوندی عمیقتر میان خود و همه برادران و خواهران سربدار و تیرباران شده احساس کردم. این احساس محصول تجربه لحظات و شرایطی بود که حالا برایم عینیت یافته بود.
اینا فقط نمونههای این رویش و جوشش و شکوفایی اون خونهاییه که تو شهرهای میهنمون جاریه و نمیشه انکارش کرد.
