استمرار اعتصاب غذا و تحصن ۱۵۰۰ زندانی محکوم به اعدام در قزلحصار

۱۴۰۵/۵/۵

ایستادگی در مقابل اجرای حکم اعدام در رژیم آخوندی

گزارش و گفتگو با عباس صنوبری

همانطور که در تصاویر دیدیم ۱۵۰۰ زندانی در قزلحصار با شعار نه به اعدام بیش از دو هفته است که در اعتصاب غذا هستند همراه هستیم با آقای عباس صنوبری تا به این موضوع نگاهی داشته باشیم.

این ایستادگی در برابر اعدام اونهم در زندان قزلحصار و مرکز اعدامها رو شما چگونه ارزیابی میکنید؟

برای پیدا کردن یک ارزیابی واقعی بنظرم باید دید جامعه و مردم در چه شرایطین و رژیم چرا اعدام کرده و میکنه که چنین ایستادگی در مقابلش شکل گرفته در مورد شرایط جامعه و مردم همه میدونیم که مردم درحال حاضر زیر انواع فشارهای اقتصادی اجتماعی و سیاسی استخوانهاشون در حال خرد شدنه و باصطلاح جامعه بشکه باروت و انفجاریه و رژیم با اعدام که در واقع قلب سیاست سرکوبه میخواد این جامعه و مردم بجان آمده را بترسونه تا علیهش قیام نکنن میخواد افراد عادی رو در ترس و دلهره از اعدام فرو ببره تا شورش نکنن به همین دلیله که میگیم هراعدام رژیم یک عمل سیاسی و با هدف سیاسیه ومطلقا  حقوقی و جزایی نیست

حالا با این مقدمه شما ببینیدکه در مقابل رژیم جامعه و اون مردم عاصی در عمل چه پاسخی به رژیم دادن که این اعتصاب و ایستادگی بیسابقه زندانیان اونهم با جرائم غیر سیاسی در مقابلش بخشی از اونه.

این حرکت در همین ۱۵ روزی که ازش میگذره که خودش واقعا بیسابقه بوده چون دفعه قبل که رژیم مجبور به عقب نشینی شد یک هفته بود وحالا این حرکت د ادامه خودش به داخل زندانها محدود نشده بلکه به بیرون از زندان کشیده شده و الان خانواده ها وبستگان این زندانیان همه روزه به مقابل زندان قزلحصار میان و علیرغم یورشها وسرکوب مامورین حکومتی همپای زندانیان دارن ایستادگی میکنن

از اون طرف مساله به سایر تجمعات اعتراضی کشیده شده از جمله دیروز در تجمعات اعتراضی بازنشستگان در اصفهان شعار علیه اعدام دادند و گفتن :‌ از اصفهان تا تهران علیه حکم  اعدام، علیه حکم اعدام ایستاده ایم تا پایان

از طرف دیگه هفته گذشته ۱۳۰ امین هفته سه شنبه های نه به اعدام رو در ۵۸زندان در سراسر ایران پشت سر گذاشتیم و فردا ۱۳۱امین هفته سه شنبه های نه به اعدامه که خودش نقش مهمی در بالابردن فرهنگ مقاومت در زندانها داشته   

و همزمان با اینها پراتیکهای کانونهای شورشی علیه اعدام رو داریم که مستمر ادامه داره و فرهنگ ایستادگی در مقابل این حربه جنایتکارانه رژیم روهرچه بیشتر گسترش میده و در کنار همه اینها محکومیتهای جهانی و فعالیتهای افشاگرانه بین المللی مقاومت رو داریم که در همه محافل سیاسی بین المللی و پارلمانها و در ارتباط با شخصیت های سیاسی وحقوق بشری این سیاست جنایتکارانه رژیم رو بیش از پیش افشاء و محکوم کردن

در نتیجه تاثیر همه این فعالیت ها  این بوده که تاثیر اعدام رژیم روی مردم رو بشدت پائین آورده وهر روز هم میگذره این حربه رو بیشتر کند میکنه

اگر اعدامها با این توضیحاتی که شما دادید تأثیر ارعابی خودش رو از دست داده پس چرا رژیم ادامه میدهد؟

درک این موضوع بنظرم مستلزم اینه که بدونیم رژیم در چه شرایطیه که به این حربه پناه برده. واقعیت اینه که همه مختصات رژیم نشون میده که در بن بست مطلق و درحالیکه در محاصره انواع بحرانهای لاعلاج اقتصادی واجتماعی سیاسی گرفتاره  و هیچ راه حلی برای اونها نداره حتی چشم انداز حل هم برای اونها نداره به همین دلیل به تنها ابزاری که فکر میکنه شاید بتونه موقتا هم که شده فرجی براش داشته باشه یعنی اعدام پناه برده و علیرغم آبرو ریزیهایی که داشته باز هم اعدام میکنه در حالیکه خود این مساله هم کارآیی اش هر روز داره کمتر میشه

شما نگاه کنید سال قبل در همین روز یعنی ۵ مرداد دوقهرمان مجاهد خلق مهدی حسنی وبهروز احسانی رو رژیم اعدام کرد. اعدام اونها نه تنها مجاهدین زندانی رو نترسوند بلکه به اونها انگیزه مضاعف داد و یگان قهرمان وحید بنی عامریان و سایر همرزمانش رو به گفته خودشون در مسیری که در پیش گرفته بودند هرچه مستحکمتر کرد تا اینکه با قهرمانی در مسیر آرمانشون یعنی آزادی مردم از شر این رژیم شهید شدند و اینچنین یک تحول بزرگ رو نه تنها در زندانها بلکه در جامعه ایران و فراتر در سطح بین المللی رقم زدن ودر ادامه یگان وحید وتاثیرات شهادتشون چند روز پیش اعدام وشهادت مهدی خانکی رو داشتیم که باز درهمین مسیر تبدیل به اسطوره ایستادگی و مقاومت شد

در مورد مجاهد خلق مهدی خانکی یک نکته گفتنی است که رژیم برای اینکه همین ضرب اعدام اون شهید رو کم کنه هویت مجاهدی این مجاهد رو اعلام نکرد و از اعلامش وحشت کرد.  اما انتشار اسناد مجاهدین این شهید بزرگوار ترفند رژیم رو نقش بر آب کرد و تاثیرات شهادت اون رو هرچه بیشتر کرد

بنابراین میبینیم علیرغم اینکه اعدام هر مجاهد تبدیل به الگو و اسطوره ایستادگی و مقاومت برای بقیه میشه رژیم این باز این کار رومیکنه چرا؟

 چون رژیمی است درمانده و در سراشیب سرنگونی که هیچ راه حلی برای بحرانهای گوناگونی که گریبانش رو گرفته نداره ودر این بن بست مرگ اگرچه هر اعدام براش هرچه بیشتر هزینه سازه. اما ناچاره برای بقای حکومت ننگینش دست به اعدام بزنه. ولی هر اعدام آتش قیام رو هرچه تیزتر میکنه ودر یک نقطه بی تردید این دور شکسته میشه که همان سرفصل موعوده یعنی سرنگونی

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط