۱۴۰۵/۵/۵
دستاندازی حکومت به صندوق تامین اجتماعی
۱۴۰۵/۵/۵
غارت و چپاول دسترنج زحمتکشان ایران
دستاندازی حکومت به صندوق تامین اجتماعی، یکی از زخمهای کهنه اقتصاد و جامعه ایران که هر روز بر پیکر میلیونها کارگر، بازنشسته و خانوادههایشان عمیقتر میشود. دستاندازی دولت هست به منابع صندوقهای تامین اجتماعی. در واقع نه رفاه که معیشت و زندگی نیمی از جمعیت کشور، گروگان بدهیهای دولت و برداشتهای غیرقانونی از این صندوقهاست. ببینیم این پازل پیچیده چطور آینده ایران رو تحت تاثیر قرار میدهد.
سازمان تامین اجتماعی که قرار بوده پشتیبانی میلیونها ایرانی باشد و از اساس بر پایه حق بیمه کارگران و کارفرمایان شکل گرفته، و وظیفه تعریفشدهاش این بوده که در دوران بازنشستگی، بیکاری، بیماری و ازکارافتادگی چتر حمایتی بر سر این قشر زحمتکش باشد، الان خودش به معضلی تبدیل شده و سالهاست که این پشتیبان خودش به یکی از بزرگترین طلبکاران دولت تبدیل شده است. حالا این بدهی دولت چقدره؟ یک بدهی نجومی حدود ۲۰۰ تا ۲۰۸ هزار میلیارد تومان از دیون دولت به تامین اجتماعی باقی مانده است.
حالا چطور این بدهی عظیم شکل گرفته؟ در عامترین دستهبندی میشود این بدهیهای دولت را به سه دسته تقسیم کرد: یکم، تحمیل تکالیف قانونی بدون تامین منابع مالی. دولتها و مجالس رژیم پیاپی قوانین و مصوباتی را به تصویب رساندند که سازمان تامین اجتماعی را مکلف به ارائه خدمات یا پوشش بیمهای کرده اما بودجه لازم را برای آن پیشبینی و پرداخت نکردند. حسن لطفی عضو سابق مجلس رژیم گفته: هر سال دولت حدود ۱۷ تا ۱۸ هزار میلیارد تومان بدون اینکه منابعش را تامین کند به سازمان تامین اجتماعی تحمیل میکند و این کار موجب افزایش بدهیهای دولت میشود.
دوم، عدم پرداخت سهم دولت به عنوان کارفرما در بخشهای مختلف. بزرگترین کارفرما در ایران دولته و گزارشهای زیادی هست که نشان میدهد دولت سهم حق بیمه کارفرما را پرداخت نمیکند. سوم که این مهمترین دلیل ورشکستگی صندوقهاست: برداشتها و مداخلات مستقیم در منابع سازمان تامین اجتماعی. یعنی نه تنها بدهیش رو به صندوق پرداخت نمیکند، بلکه از این صندوق در حال ورشکستگی برداشت هم میکند. خبرگزاری حکومتی ایلنا به نقل از معینالدین سعیدی عضو سابق مجلس رژیم گفته که متاسفانه در سالهای گذشته به جای پرداخت نقدی بدهی دولت به تامین اجتماعی، همواره سعی شده به صورت غیرنقدی سهام شرکتها و از این قبیل پرداخت بشود که این امر خودش مشکلات زیادی رو برای سازمان به وجود آورده است. این در واقع یکی از آن مداخلات است. یعنی به جای پرداخت پول، سهام یک سری شرکت را واگذار کرده که معلوم نیست چطور باید نقد بشود و چقدر این سهام دارای ارزش واقعی هستند.
حالا رژیم آمده این صندوق تامین اجتماعی را دولتی کرده. یعنی در واقع بره را به گرگ سپردند. علیرضا میرغفاری بازرس کانون عالی شوراهای حکومتی در کار رژیم گفته که دولتی کردن سازمان تامین اجتماعی به این معناست که دیگه هیچ نهادی توان دفاع از حقوق کارگران را نخواهد داشت. حالا ببینیم این دستاندازی به سازمان تامین اجتماعی چه تاثیری دارد بر زندگی میلیونها هموطنی که در واقع زندگی و معیشتشان به این صندوقها وابسته است. قبل از هر چیز، توان مالی تامین اجتماعی برای پرداخت به موقع همان حداقلهایی که در واقع چند مدار زیر خط فقر هست را این کار از بین میبرد. در همین سال ۱۴۰۳، بازنشستگان با حقوق ۱۵ میلیون تومانی دارند زندگی میکنند. بعد همین حداقل را هم در واقع باختند. یک قلم، حق عائلهمندی بازنشستگان را قطع کردند.
حالا سوال اینجاست که چه اقداماتی برای حل این مشکل باید صورت بگیرد؟ این اقدامات: یک، پرداخت فوری و کامل بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی و پیشبینی ردیف بودجهای مستقل و غیرقابل حذف. دو، جلوگیری از تحمیل هرگونه تعهد جدید بدون تامین منابع مالی کامل به سازمان. سه، حفظ استقلال سازمان تامین اجتماعی و قطع مداخلات سیاسی و دولتی. تجربه ثابت کرده که نه تنها چنین اقداماتی صورت نمیگیرد، بلکه هر سال بدتر از پارسال هم شده است. این واقعیت را مردم ایران به عیان میبینند و البته فراگیر هم هست و فقط محدود به شرایط بازنشستگان نمیشود.
