نصف شدن درآمد ایرانیان و سفره‌های کوچک‌تر

 بررسی وضعیت اقتصاد و شاخص‌های مرتبط با جیب و سفره مردم

 در بررسی مسائل اقتصادی، شاخص‌هایی وجود دارن که با بررسی اون‌ها می‌شه سلامت یا بیماری یک اقتصاد رو متوجه شد، شاخص‌هایی که مستقیم با جیب و سفره مردم در ارتباطند. یکی از مهم‌ترین این شاخص‌ها، «درآمد سرانه» است؛ عددی که تصویری از حال و روز اقتصادی یک ملت به‌نمایش می‌گذاره.
بررسی «درآمد سرانه» از یک واقعیت تلخ اقتصادی در ایران پرده برمی‌داره! و اون «نصف شدن درآمد سرانه ایرانیان» هست.

در این گزارش  به زبانی ساده و مستند، این پدیده و پیامدهای اون رو بررسی می‌کنیم.

درآمد سرانه یعنی متوسط سهم هر فرد از کل درآمد یا ثروت تولید شده در یک کشور طی یک سال.

درآمد سرانه از تقسیم تولید ناخالص داخلی (GDP) یا درآمد ناخالص ملی (GNI) بر کل جمعیت به دست می‌آید. یعنی سهم هر ایرانی از کیک اقتصاد.

به‌صورت عام درآمد سرانه یک معیار کلیدی برای ارزیابی سطح رفاه، قدرت خرید و توسعه اقتصادیه و نشان‌دهنده متوسط توان مالی هر فرده.

سیاست‌گذاران از این شاخص برای تصمیم‌گیری‌های اقتصادی و تحلیل بازار استفاده می‌کنن.

اما درآمد سرانه یک میانگینه و لزوماً به معنای توزیع عادلانه ثروت نیست!

فشار معیشتی کوچک شدن کیک اقتصادی، بر اقشار کم‌درآمد خیلی محسوس و سنگین‌تره و چنین پیامدهایی به‌دنبال داره:

قدرت خرید مردم افت می‌کنه، طبقه متوسط کوچک می‌شه و قشر کم‌درآمد به زیر خط فقر رانده می‌شه.

پدیده چندشغله بودن نه برای ارتقای زندگی، بلکه صرفاً برای تأمین حداقل‌های بقای روزمره به یک الگو تبدیل می‌شه.

بازار کار بهم می‌ریزه، فشارهای اقتصادی به درون مناسبات خانوادگی کشیده می‌شه، فقر و بیکاری گسترش پیدا می‌کنه و سلسله حوادثی که دومینو وار پشت سر هم بر اقتصاد کشور آوار می‌شن.

عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی رژیم، در همایش «چشم‌انداز اقتصاد ایران ۱۴۰۵» گفت: «درآمد سرانه واقعی کشور بر اساس قیمت‌های ثابت سال ۱۴۰۰، از حدود ۱۴۱ میلیون تومان در سال ۱۳۹۰ به حدود ۷۵ میلیون تومان در سال ۱۴۰۳ کاهش یافته است.»

یعنی درآمد واقعی سرانه ایرانیان طی ۱۳ سال تقریباً نصف شده.

مجید رئوف‌مهر، اقتصاددان حکومتی گفته: «این آمار، روایت فشرده ۱۳ سال فرسایش مستمر قدرت خرید، کوچک شدن طبقه متوسط و کاهش رفاه عمومی است.»

حالا به این شرایط نوسانات دلار رو هم اضافه کنیم. دلار کمتر از ۲هزار تومانی سال ۱۳۹۰ الان به کانال ۲۰۰هزار تومان رسیده! و در سال ۱۴۰۵ با تعطیلی‌های گسترده‌ی کارخانه‌ها و واحدهای تولیدی و تشدید تنش‌های بین‌المللی از جنگ و محاصره و تحریم، وضعیت رو به یک فاجعه تبدیل کرده

اما چرا "کیک اقتصاد" کوچک شد؟ ریشه‌ها و عوامل اون چیه؟

حسین راغفر، اقتصاددان حکومتی گفته: «علت اصلی نصف شدن درآمد سرانه رو "تورم عمدتاً ناشی از شوک‌های ارزی است که توسط دولت و حاکمیت اعمال شده است.»

یک عامل دیگه نقش نقدینگی و دولت در این ماجراست که تیمور رحمانی عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، رشد مستمر نقدینگی و مشکلات مالی دولت رو مهم‌ترین عامل تورم مزمن و کاهش درآمد سرانه اعلام کرده.

به این مجموعه بحران‌ها کاهش سرمایه‌گذاری رو هم اضافه کنید که بر اساس آمارها تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در فصل سوم سال ۱۴۰۴ با رشد منفی ۱۳.۲ درصدی مواجه شده.

در یک جمله منفی شدن نرخ سرمایه‌گذاری به این معناست که خطوط تولید نوسازی نمی‌شن، زیرساخت‌ها فرسوده شده و ظرفیت جدید برای جذب نیروی کار جوان به‌وجود نمیاد. این موضوع توان رشد اقتصادی آتی رو به شدت محدود می‌کنه. و شکاف وحشتناک درآمدی ایجاد کرده.

حسین راغفر از کارشناس‌های حکومتی گفته: «در اقتصاد مالی‌سازی شده ایران، برخی در روز درآمدهای چند میلیاردی دارند، در حالی که دغدغه ماهانه بسیاری از مردم، تنها تهیه نان خالی است.»

محرک اصلی کاهش سرانه‌ی درآمد ایرانیان، افزایش نقدینگی و مشکلات مالی دولته، یعنی دست دولت در جیب مردمه و سرشکن کردن هزینه‌های دولت روی اقتصاد ایران یکی از دلایل اصلی نصف شدن سرانه‌ی درآمد ایرانیانه.

بحرانی نیست که اقتصاد ایران رو متأثر کرده باشه و ریشه‌ی اصلی اون سیاست‌های حکومتی نباشه

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط