رکود زندگی در حکومت آخوندی

سرانجام خشم مردم، شعله‌های قیام برای سوزاندن این حکومت غارتگر است

صدای هموطن: «زندگی تو ایران تو یه لول دیگه ست. جنگ. برقای مغازه‌ها رو قطع می‌کنند برق بازار و قطع می‌کنند. اینم از وضعیت بازار. همه چرخی. آدمای خدا».
مردم می‌گویند یک روز قطعی برق، یک روز بی‌آبی، یک روز رکود بازار. کسبه مانده‌اند با مغازه‌های خالی، هزینه‌های سنگین و درآمدی که هر روز کمتر می‌شود. مردم می‌گویند هر روز باید با یک بحران جدید دست‌و پنجه نرم کنیم

گزارشهای میدانی از بازارهای شهرها نشان می‌دهد رکود هم‌چنان بر فضای کسب‌وکار مردم سایه انداخته است.

هموطن: امروز سی و یک چهار. اینجا همونجاییه که کرایه‌های ۴۰۰ میلیونی ۵۰۰ میلیونی بی‌بازار. کاسبها همه نشسته‌اند تو فکر چکهای؟ ؟؟؟ خودشون هستند. بعضی‌ها پر شده‌اند بعضی‌ها پرنشده‌اند تو این بازار تنگ و کسادی.

هموطن: امروز سی و یکم تیرماه ۴۰۵. وضعیت مغازه‌های پاساژه هیچکدوم برق ندارند. توی این گرما داریم تلف میشیم. فقط الآن برقای راهرو وصله. همه هم دارند میبندند مغازه‌هاشونو ساعت پنج بعدازظهر.

هموطن: یعنی چی؟ تو این فصل از سال. تو این ساعت از روز باید وضعیت بازارهای ما این شکلی باشه؟ این خانم هم احتمالاً گرمه که اومد داخل بازار. این حق ما نیست».
علاوه بر بی‌برقی مشکل مردم گرانی کالاها و پایین بودن قدرت خرید مردم است. خبرآنلاین 27 تیر با عنوان «خریداران نگران قیمت، فروشندگان نگران نخریدن مردم» نوشت:
«مقایسه قدرت خرید (مردم) نشان می‌دهد خانواده‌ای که تابستان سال گذشته با بودجه یک میلیون تومان سبد متنوع‌تری از میوه تهیه می‌کرد، امروز با همان مبلغ حجم بسیار کمتری خرید می‌کند. میانگین قیمت هر کیلو گرم میوه در تابستان امسال حدود ۳۰۰ هزار تومان برآورد می‌شود. در حالی‌که در سال گذشته در همین ایام میانگین قیمت میوه‌هایی مثل سیب و شلیل و انگور حداکثر ۱۵۰ هزار تومان بود.

مقایسه قیمت اقلام پرمصرف میوه و صیفی‌جات در سال ۱۴۰۵ نسبت به سال گذشته نیز از افزایش قابل توجه نرخ بیشتر این محصولات حکایت دارد؛ روندی که دغدغه معیشتی خانوارها، به‌ویژه دهک‌های کم‌درآمد را پررنگ‌تر کرده است».

در این شرایط سخت زندگی برای مردم، حکومت آخوندی بساط مردمی را که تلاش می‌کنند برای خانواده‌شان نانی تهیه کنند را بر سرشان خراب می‌کند
یک نفر: واقعاً متأسفم برای مسئولان. خاک تو سراون مسئولی که واقعاً اینطوری زندگی مردم رو تباه بکنه. مسئول سم بخوره بهتر از اینه که زنده بمونه. خاک تو مسئولان شهرداری بندر. با اداره‌ٔ سد معبر با نام و نشونشون. واقعاً مشتی حرامزاده رو فرستاده این‌طور زندگی مردم رو توی خیابون بریزه. به بهانه سد معبر. واقعاً این زندگی مردم بوده توی این شرایط کاشکه زودتر نامفهوم واقعاً مشتی نفهم. مشتی نفهم خاک تو سر این مسئولان. مردم نونشونو از کجا در بیارن خاک تو سرتون بکنند مسئولان استان هرمزگان. اینطوری مأمور سد معبر باید بیاد زندگی مردم تو خیابون بریزه؟ بدبخت باید بره دوباره بخره و بفروشه یه چیزی گیرش بیاد.

روشن است که سرانجام این خشم مردم، شعله‌های قیام برای سوزاندن این حکومت غارتگر است.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط