بیانیهای از سر قدرت یا اعترافی از سر ترس؟
۱۴۰۵/۵/۹
اعلام جرم علیه مخالفان اعدام، همزمان با افزایش اعتراضها و گسترش کارزار «نه به اعدام»، پرسشهای تازهای درباره کارآمدی سیاست سرکوب مطرح کرده است.
گفتگو با رضا هفت برادران
به گزارش خبرگزاری حکومتی میزان، وابسته به قضاییه دژخیمان، به نقل از دادستانی تهران علیه کسانی که معترض اجرای احکام اعدام شدند اعلام جرم کرده.
در این اطلاعیه آمده: «پس از اجرای احکام قانونی تعدادی از عناصر کودتاگر دی ۱۴۰۴ و عوامل دشمن در جنگ رمضان، عدهای قلیل از چهرهها و افراد با اتخاذ مواضع دور از انتظار به طرفداری مستقیم و غیرمستقیم از چهرههای اغتشاشگر، سنگدل و بیرحم آن وقایع پرداختند.»
دادستانی رژیم در تهران تهدید کرده که پرونده معترضین به اعدام، اقدام قانونی قاطع و بدون ارفاق خواهد داشت. برای نگاهی به همین موضوع همراه هستیم با آقای رضا هفتبرادران. آقای هفتبرادران خیلی خوش آمدید.
تشکر از شما و اجازه بدید سلام و درود ویژه به کانونهای قهرمان شورشی داشته باشم.
بله. آقای هفتبرادران، الان من بخشی از این اطلاعیه یا موضعگیری خود قضاییه جلادان رو خدمت شما و بینندگان عزیز گفتم. لطفاً به ما بگید معنای این اطلاعیه چیه و این اطلاعیه چه پیامدهایی در پی داره؟ چه نتایجی داره؟
اجازه بدید قبل از اینکه ببینیم معنیش چیه و چه به قول شما پیامدهایی داره، ببینیم اصلا چرا این اطلاعیه صادر شد، چی شده که چنین چیزی میدن. اینکه رژیم میاد دادستانی تهران رو میفرسته به صحنه تا چنین خط و نشونی بکشه برای کی؟ برای به قول این بیانیهش عدهای قلیل. این نشون میده که با یک موج عظیم و بسیار بزرگی از مخالفت و نه به اعدام طرفه در درون خودش. مخالفت با اعدام و نه به اعدام تا اونجایی که به مردم ایران برمیگرده بارها و سالهاست که شاهدیم تظاهراتهاشون رو جلوی در زندان نه به اعدام دارن میگن. چیز تازهای نیست.
ولی این الان اومده داخل خود رژیم. و اینکه میگه عدهای قلیل من فکر میکنم رژیم اینقدر شعور سیاسیشو از دست نداده، احمق هم نیست که بیاد بهخاطر عدهای قلیل بیانیه سیاسی بده قضاییهش و موضوع نه به اعدام رو اینقدر بزرگ و برجسته بکنه. پس ابعاد موضوع فراتر از این حرفهاست که چنین اطلاعیهای داده. چرا اطلاعیه داده؟ برای اینکه ترسیده، وحشت کرده، چون ببینید اعدام تنها ابزار حفظ نظام و حفظ بقاشه.
و تنها چیزیه که فکر میکنه اینجوری میتونه سد راه قیام بشه. حالا نسبت به این ابزار در درون خودش شکاف باز شده. هر شکافی در درون رژیم، خود رژیم تجربهشو داره، کم هم نداره، که منجر به قیام و شورش میشه، دیگه مهار اوضاع از دستش درمیره. در نتیجه سراسیمه به صحنه اومده که برای آببندی دستگاه خودش این شکاف رو ببنده. برای اینها خط و نشون کشیده که بشینید سر جاتون خلاصه. چرا؟ چون موضوع به قول خود اینکه نوشته از اغتشاشگران دفاع کردند.
پس برمیگردیم به همون دعوای قدیمی. جنگ اصلی بین مردم ایران و مقاومتشون از یک طرف و رژیم آخوندی از یک طرف دیگه. حالا چنین چیزی از تو، داخل خود رژیم بیرون زده، برای آببندیشون اومده این، این اطلاعیه رو صادر کرده. ولی معنیش چیه؟ ببینید رژیم گفتم اعدام تنها ابزار سرکوبشه. این نشان میدهد که قصد عقبنشینی از این رو نداره چون راه دیگهای نداره. توان پاسخگویی به مطالبات مردم رو که نداره. پس باید با اعدام جواب بده، مطالبات رو جلوشونو ببنده، جلو نارضایتی و اعتراض رو هم بگیره. به این ترتیب.
حالا با این اطلاعیه میگه این داستان ادامه دارد، یعنی خط سرکوب. ولی اینکه چنین واکنشی اینجوری میاد نشان میدهد خودش حاکی از اینه که در واقع این ابزار اعدامشم کند شده. کارایی اونجوری که باید داشته باشه نداره و خودش هم همین رو کم تجربه نکرده. به این دلیل سراسیمه اومده حالا چنگ و دندان پوچالی نشان میده.
درسته. یعنی شما میگین که این ابزار هم یعنی همون ابزار بقا و حاکمیتش رو به مردم و معترضین و مقاومت مردم ایران ولی میگین کند شده. دلیل شما برای همین این حرف چی هستش؟
دلایل کم نیست. همین روزها رو شما نگاه بکنید. رژیم تو این داستان اصفهان اومد ۱۲ تا شورشگر رو اعدام بکنه، ۴ تا رو که زد با اعتراضات گسترده مردمی مواجه شد، آماده کرده بود صحنه رو بقیهشو اعدام بکنه عقبنشینی کرد. دو هفته ۱۵ روز شاهد اعتراض و اعتصاب گسترده زندانیان محکوم به اعدام به دلیل مواد مخدر و اینجور جرایم تو بند ۲ زندان قزلحصار بودیم. ته خط این ۶ نفر رو برده بود که اعدام بکنن از همینها، رژیم مجبور به عقبنشینی شد در مقابل اینها. چرا؟ چون ترسید این موج بکشه به خیابون، بکشه به شورش. همونجوری که تو اصفهان ترسید. موقتاً عقب کشید.
تو قزلحصار هم موقتاً عقب کشید، اومد وارد مذاکره شد سر این اصل خللناپذیر به قول خمینی، اعدام، مذاکره کرد با زندانیان. که آقا اعتصابتونو تمام بکنید، منم این ۶ تا رو برمیگردونم. برگردوند، بعدشم گفتش که قول داد بررسی بکنه احکام اعدام اینها رو تا ۶ ماه آینده. خب این وضعیت دیگه خودش گویای همه چیز هست. حالا از اینها بالاتر من بخوام بگم دلیل و شاهد، شما ببینید ما سهشنبه قبل ۱۳۱امین هفته کارزار سهشنبههای نه به اعدام رو داشتیم. کجا نه به اعدام؟ در قعر سیاهچالهای رژیم. در جایی که اوج اقتدار و فرمانرواییشه، میتونه هر زوری بگه.
هیچ شاهدی هم نیست، کسی هم نمیبینه چه جنایتی میکنه، چه فشاری مییاره. ولی حریف زندانیان نشده. این کارزاری که از ۴ زندان تو تهران شروع شد، الان رسیده ۵۸ زندان و رژیم هنوز حریفش نشده. کارزار سهشنبههای نه به اعدام. خب این کم چیزی نیست. که واقعاً رژیم حریفش نشده. حالا واقعیتهای گندهتر رو که تو همین اطلاعیهای که شما الان خوندید بهش اشاره کردید، تو همین اطلاعیه اصلاحاتیهای این نظام به دژخیم قضاییه اژهای اومدان میگن که ببین اعدامها خشم و نارضایتی انباشته را به جای فروکش کردن، همچون آتشی زیر خاکستر در بزنگاههای اجتماعی به شکلی پرهزینه نشان میدهد.
یک واقعیت بزرگیه که قسمت اصلی قضایا رو روش خاک پاشیده و اون قسمت اصلی چی؟ این خشم انباشته پشتش یک مقاومتی هست که یک سری داره و این سر یک بازویی داره تو خیابونهای تهران. این بازو کانون شورشیه. این کانون شورشی در مهیبترین، بدترین، سیاهترین فشارهای امنیتی و هوشیاری امنیتی رژیم و بسیج تمام نیروهاش در مقابل هر جنایت رژیم ۱۰ تا ۲۰ تا پاسخ آتشین تو سراسر ایران شهرهای مختلف داره بهش میده. و عجب با همه سرکوبی که رژیم ادعا میکنه چقدر گرفتیم و چقدر چهکار کردیم، این خاموش که نشده هیچ، گستردهتر هم شده. چرا؟ چون که یک سر سیاسی هم داره یک جای دیگه.
در خارج کشور. یک رئیسجمهور برگزیدهای هم داره خانم مریم رجوی. یک ۱۰ مادهای هم داره برای اداره آینده ایران. یعنی در مقابل نفی تمامیت این رژیم، برنامه اثباتیش هم هست که این برنامه مورد تایید و توجه و اقبال تمام پارلمانهای غربی شده. با انبوه شخصیتهایی که دیدیم و اینها. خب اینام که اونا روش خاک پاشیدن نگفتن، فقط از اینکه انفجار اجتماعی در تقدیره ابراز وحشت کردن و هشدار دادن به رژیم این اصلاحاتیها. یک چنین صحنهایه. به این دلیل من گفتم که اون اعدام هم دیگه برای خود رژیم خودش هم میدونه کاراییشو فیالواقع از دست داده.
این بحث تمام. اجازه بدید اگه وقت هست در حاشیهش یک نکته مهم دیگه بگم که بیربط هم با این داستانی نیست.
بفرمایید اگه بتونید خلاصه بفرمایید.
ببینید این مقاومت مردم ایران، از جمله نه به اعدامشون، از جمله فعالیتهایی که کردن، از جمله صدای زندانیان سیاسی ایران، در خارج از ایران با یک دیوار و سد سدید سانسور غرب واقعاً مواجه بوده. کجا صدای این اعتراضات، کجا این اطلاعیهها و اعلامیهها بیان شد؟ منعکس شد؟ هیچجا نشد، غیر از یکجا اون هم سیمای آزادی. جایی که صدای زندانیان سیاسی شد، صدای اعدامشدهها بود و تنها روزنهای که این سد قرن رو شکست و این صداها رو به گوش اونایی که باید برسه و چه بسا نمیخواستند برسه رسوند و اونا رو ناگزیر از موضعگیری کرد و انجام به وظیفه و تعهدی که به لحاظ حقوقی، انسانی و طبق پروتکلهاشون دارند کرد.
یک چنین نعمتی در واقع به اسم سیمای آزادی همونجوری که سالهاست مورد تایید و حمایت مردم ایرانه، هر سال در همیاریش ما شاهد رژه بزرگ سیاسی بودیم که واقعاً عین یک رفراندوم بوده، الان امسال در جمعه آینده این همیاری شروع میشه، این فیالواقع در یک مدار بسیار جدیتر، بالاتر و حساستری مطرحه و شایان اینه که هر ایرانی آزادهای جایگاه خودشو تو این رژه مشخص کنه، حتی با یک تایید کلامی.
بسیار، بسیار سپاسگزاریم آقای هفتبرادران بابت حضورتون اول، توضیحاتتون و اینچنین بار مسئولیت خود سیمای آزادی رو هم یادآوری کردین به ما و همکارانمون. بسیار سپاسگزارم از اینکه با ما بودین.
متشکرم از فرصتی که دادین.
