سخنرانی اصغر ادیبی در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران، تیرماه ۱۴۰۵

سخنرانی آقای اصغر ادیبی – قهرمان ملی‌پوش فوتبال ایران، عضو شورای ملی مقاومت ایران‌

به نام ایران و به نام آزادی

و با سلام خدمت همه دوستان، مخصوصاً دوستانی که در میدان نبرد بودند. نمی‌دانم، شاید اشکال از من باشد که بعضی وقتها خیلی چیزها را خیلی ساده می‌گیرم. وقتی من نگاه می‌کنم که مسعود نسلی را تربیت کرده که وحید بنی‌عامری زیر طناب اعدام به همراه دوستانش سرود می‌خواند، آن‌موقع دلاوری این جوانان و هم‌وطنانی که در مقابل پلیس فرانسه این مقاومت را نشان داد، برایم خیلی معمولی می‌آید. گفتم، شاید اشکال از من باشد.

من نمی‌خواهم صحبت‌های دوستان را در مورد این مسائل تکرار کنم. آن چیزی که نظر من را این روزها می‌گیرد، در حقیقت حمله و هجوم و بعضی وقتها هم سازماندهی شده بر علیه این مقاومت و به زیر سؤال بردن انقلاب ۵۷ در تمامی مبانی آن هست. من مشاهده کردم یکی از این کسانی که در حقیقت خودش را پژوهشگر هم می‌داند، به تظاهرات انستیتو گوته و روزی که شاعران ارزنده، نویسندگان، کانون نویسندگان مدت هفت روز آنجا مراسم برگزار کردند و در حقیقت جرقه‌های انقلاب از همان‌جا زده شد، با برشمردن صحبت‌های این‌ها، حالا راست یا دروغ به این نتیجه‌گیری رسیده که نگاه کنید، در زمان انقلاب گلِ سرسبد جامعه ایران چنین افراد عقب‌مانده‌ای بودند، و اراجیفی از این دست.

من به‌عنوان کسی که شاهد بسیاری از وقایع تو آن زمان بودم، برای این نوشتم، من دوتا چیز را مطرح می‌کنم که اوضاع گل و بلبل اعلیحضرت کاملاً معلوم بشود. اولش یک نقل‌قول می‌کنم از دکتر سمسار، سردبیر روزنامه کیهان که بعداً هم بعد از به‌اصطلاح حزب رستاخیز، سردبیری نشریه آن حزب را به عهده گرفت. برای من در همین پاریس نقل‌قول می‌کرد؛ بعد از آن‌که در حقیقت اقدامی را که مسعود کرده بود و حمله‌هایی که به او می‌شد، ستود و گفت "کوتاه نیایید، راه شما درست است". می‌گفت"من به‌عنوان سردبیر روزنامه رستاخیز به اتحاد جماهیر شوروی رفتم. موقع برگشت توی فرودگاه دیدم که یک عده من را دوره کردند. تعجب کرده بودم، آدم‌هایی بودند با لباس شخصی. بعد از یک مدت آمدند نزدیک، گفتم خب دنبال چه می‌گردید؟ گفتند ما دنبال کتاب‌های ضاله می‌گردیم."سردبیر روزنامه رستاخیز یعنی ارگان رسمی حزب اعلیحضرت، حق ندارد کتاب‌های ضاله بخواند. می‌گفت"همان‌جا تو سر خودم زدم، گفتم نگاه کن، قراره من از این ایدئولوژی دفاع کنم، آن‌وقت من حق ندارم کتاب ضاله بخوانم." آن‌وقت تو یک همچین جامعه‌یی این‌ها می‌گویند که در حقیقت در مملکت ما آزادی بود، در مملکت ما دموکراسی بود، به طرف پیشرفت داشتیم می‌رفتیم و از این قبیل مسائل.

در مقابل نگاه می‌کنم آن سنگ‌بنایی را که مسعود گذاشت با تشکیل شورا، با آن مصوبات اولیه و راهی که شما ادامه دادید و آن طرح ۱۰‌ماده‌ای شما. من چه باشم، چه نباشم، راه رهایی ایران جز اجرا کردن این چیز هیچ راه دیگری ندارد. اگر قراره مملکت ما بعد از سه انقلاب، ۱۲۰ سال مبارزه با دیکتاتوری نجات پیدا کند، تنها راهی که وجود دارد همینه که در حقیقت ما راهی را برگزیدیم که دیگر آنجا کسی ارباب مردم نباشد. و خوشبختانه این مقاومت به‌روشنی نشان داده و با صدای بلند اعلام کرده که چه هدفی را دنبال می‌کند و همان‌طوری که خود شما هم در ابتدای جلسه گفتید، ما یک هدف بیشتر نداریم و آن رساندن حق مردم در سرنوشت آزادانه خودش است.

برای این راه، همان‌طور که این جوانان در داخل ایران بدون این‌که مجاهدین را از نزدیک دیده باشند حاضر به این فداکاریها هستند، و این جوانان دلاور در خارج از کشور که با الهام از آنها این‌چنین ایستادگی می‌کنند، و اعضای این شورایی که من تک‌تکشون رو وقتی نگاه می‌کنم از همان ابتدای انقلاب با گذشت از همه‌چیز؛ آن کسی که بازرگان بود، آن‌که بازاری بود، آن‌که در حقیقت مقامی داشت در رژیم، آن‌که در سفارت‌خانه‌ها کار می‌کرد و خب ورزشکارانی هم که دیگر احتیاجی به گفتن نیست، هیچ‌کدام این‌ها کوچک‌ترین لکه‌ای از نزدیکی با این رژیم ندارند و از همون ابتدا برای به ثمر رساندن اون اهدافی که برای انقلاب وجود داشت، یعنی آزادی مردم، به‌رسمیت شناختن حق مردم و برچیدن بساط دیکتاتوری. پس باید به این واپس ماندگان گفت که شما در حقیقت آب در هاون می‌کوبید؛ نسلی به‌وجود آمده که با پرداخت هر قیمتی تصمیم دارد، که آزادی را به این میهنمان برگرداند و سرنوشت مردم را به دست خودشان بسپارد.

لینک های مرتبط:

سخنرانی خانم مریم رجوی در آغاز اجلاس شورای ملی مقاومت ایران، ۵ و ۶تیر۱۴۰۵

سخنرانی مهدی سامع در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران، تیرماه ۱۴۰۵

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط