کامنت؛ از ملاقات پنهانی مجتبی تا بنزین ۳۰ لیتری؛ وقتی «تاکتیک‌های ناشناخته» هم جواب نمی‌دهد

۱۴۰۵/۵/۳۰

۷ ساعت جلسه، یک انتصاب جنجالی و یک نظام پر از تناقض؛ پشت درهای بسته چه گذشت؟

این‌بار منتظر خبرهای تو نمی‌مونم، می‌خوام از یک کشف جدید بگم.

چی شده؟ سیاره‌ی جدید کشف شده؟

اون از اون بالاتر.

قاره‌ی جدید کشف شده؟

قاره‌ای دیگه نمونده کشف کنن که.

پس چیه داستان؟

آها! از یک فیلم رونمایی شده، ملاقات پوزیده (یعنی پزشکیان) با رهبر پوسیده (یعنی کینگ مجتبی) توی یک اتاقی، اینم فیلمش.

دیدی؟

عجب بابا چه فیلمی بود، فقط تنها موضوع مشکوکش اون پنکه‌ی بالای سر مجتبی بود که به نظر میاد فرکانس‌هاشو اینا ممکنه جاشو لو بده‌ها.

خوب جایی کلیک کردی.

دقیقاً اون پنکه رو دشمنان نظام کار گذاشته بودن.

جدی؟

که مثل یک سلاح مرگبار در یک نقطه از این ملاقات عمل کرد و کاسه کوزه‌ی ملاقات رو به هم زد، فیلمشم...

از فیلمش؟

آره فیلمشو نگاه کن.

بابا اینا همه هوش مصنوعیه، تابلوئه هوش مصنوعیه. اولاً فیلم ملاقات چیه؟

اولاً هوش مصنوعی طبق قوانین جدید مجلس رژیم، هر سیاه نمایی از رژیم، اوضاع نظام، جرم محسوب میشه، سیاه نمایی نکن.

ثانیاً اینکه تو اصلاً سی‌سیِ پزشکیان رو دیدی؟ من اول که این فیلم رو دیدم فکر کردم نون بیار کباب بیار دارن بازی می‌کنن.

تازه اصلاً گیریم هوش مصنوعی، خود پزشکیان اومد گفت هفت ساعت نشستیم با رهبر انقلاب از هر دری سخن گفتیم.

اِ؟

پزشکیان: خیلی به اصطلاح جلسه‌ی خوبی بود. از هر دری گفتیم. همه‌ی مشکلات رو گفتیم، دغدغه‌هامون رو گفتیم. از نظر سلامت کاملاً سالم بودن یعنی کسی که می‌تونه بشینه اونجا هفت ساعت، هشت ساعت با ما بحث بکنه نمی‌تونه آدم مشکل‌داری باشه. خیلی راحت حرف‌های ما رو گوش می‌داد، بحث می‌کرد، حرف‌های خودشون رو می‌فرمودن. به هر حال جلسه‌ی خوبی بود.

خب حالا این نتیجه‌ی دیدار که اینجوری با آب و تاب می‌گی از هر دری گفتیم چی شد؟ اصلاً نگفت خروجی این گفتگو چی شد؟

آها. خروجی این گفتگو رو اول یه مثال بزنم. اون داستان اون دزد رو شنیده بودی نصف شب رفته بود گاوصندوق طرف رو باز می‌کرد؟ طرف گفت چیکار می‌کنی؟ گفت دارم ویولن می‌زنم. گفت چرا صداش نمیاد؟ گفت صبح صداشو می‌شنوی. حالا صدای ویولن پزشکیان و مجتبی فردا صبح نه, همون شب دراومد. نگاه کن.

گوینده اخبار: رئیس جمهور در حکمی دکتر محسن رضایی را به دبیری شورای عالی امنیت ملی منصوب کرد.

اینم صداش. پاسدار، دکتر، فیلد مارشال، دکترای اقتصاد با گرایش پول...

با معدل ۱۹.

کاندیدای مادام‌العمر، کسی که برای اولین بار در تاریخ انتخابات جهان، از رأی باطله شکست خورد...

مبتکر تاکتیک‌های ناشناخته.

مبتکر تاکتیک‌های ناشناخته، قهرمان کل نظام، دیگه تا پنج صفحه میشه گفت.

چکاره شد؟

یکباره به عنوان دبیر عالی شورای عالی امنیت رژیم معرفی شد.

خب مگه پزشکیان چند روز قبلش نگفته بود که یک جابجایی نیست و یه اختلافاتی با ذوالقدر هست که این برطرف میشه؟ اینا خبرش، اینا.

پس چی شد؟ اتفاقاً برطرف شد. اصلاً شیوه‌ی برطرف شدنشم تو همین ملاقات فیلمش هست، نگاه کن. اینطوری برطرف شد.

چپه شد.

همون شد که مشاهده می‌کنید بینندگان عزیز، بازی نون بیار کباب بیار تبدیل شد به بازی خرپلیس.

اینطور که پیداست اون تاکتیک‌های ناشناخته‌ی محسن رضایی کارشو کرده.

محسن رضایی: ما یه ناشناخته، یه تاکتیک‌های ناشناخته‌ای داریم ان‌شاءالله به امید خدا به فضل پروردگار متعال از همون رمز ناشناختگی استفاده خواهیم کرد.

آره دیگه. یعنی کینگ مجتبی با گماردن و گذاشتن چند راس پاسدار دور پزشکیان و شعام، خرد جمعی رو با خران جمعی محاصره کرد.

اه یادت هست اون آخوند خرازی چند وقت پیش همین رو دقیقاً گفت؟ گفت قراره ذوالقدر عوض بشه و محسن رضایی بیاد و بعد اومدن اینو تکذیب کردن اصلاً؟

بله بله.

خرازی: بنابر همینم دارن که شعام رو تغییر بدن، آقای ذوالقدر رو جابجا کنن آقای محسن رضایی جاشون بره و... ایران هم گفتن دیگه حق دخالت در مذاکرات و تحت هیچ شرایطی نداری.

اصلاً خود آخوند خرازی اومد گفت حرف‌های منو هوش مصنوعی درست کردن، این حرف‌های من نبوده، اونایی هم که بوده تقطیع شده بوده، اصلاً حرف‌های سران نظام همیشه تقطیع میشه.

همه‌اش هم هوش مصنوعیه.

اما این هوش مصنوعی چه هوش مصنوعی پیشرفته‌ای بوده، هر چی گفته درست دراومده، داره عملی هم میشه.

پس با این حساب بقیه حرف‌هایی هم که زد درست بوده دیگه. مثلاً گفتش که آقا از دفتر خامنه‌ای اومده بودن، می‌خواستن صادق لاریجانی رو بکنند ولی فقیه. اینا.

خرازی: آقای صادق لاریجانی یک چک برای این انقلاب نخورده. اما همه کاره‌ی کشور هست الان. تازه تا رهبر هم می‌خواست بره که خداوند در واقع آقای حاج آقا مجتبی رو برای ما گذاشت و برداشت. دفتر آقا رفتن سراغ صادق لاریجانی، آقای اعرافی هم ظاهر بود، اصل کار صادق لاریجانی بود.

آره دیگه، اینو که اصلاً یه آخوندی به اسم آل‌کثیر از این دایناسورهای خبرگان، گفت رفته بودیم تو قم یه سوراخی پیدا کرده بودیم که ولی فقیه انتخاب کنیم، دو نفر اومدن از دفتر خامنه‌ای گفتن باید لاریجانی رو انتخاب کنید.

گوینده: بعد یکی از این افراد که شرکتش در جلسه غیرقانونی بود، دو نفر رو به عنوان گزینه مطرح کرد، صادق لاریجانی و علیرضا اعرافی. حضور او از نظر قانونی مشکل داشت، چون طبق قانون اگه قرار باشه فردی خارج از مجلس خبرگان در جلسه رسمی اون شرکت کنه باید مقدمات خاصی طی بشه.

وقتی «تاکتیک‌های ناشناخته» رو می‌شود؛ از جانشینی رهبری تا بازتعریف پزشکیان

ببین چه خبره! خامنه‌ای می‌خواست مجلس و دولت رو یک دست کنه، الان معلوم شد تو بیتشون هم دعواست. حالا بعد از همه‌ی این قضایا و این میخ‌هایی که کینگ مجتبی کوبید، الان پزشکیان تو چه وضعیتیه؟

پزشکیان الان خودشو دوباره بازتعریف کرد یا به قول امروزی‌ها آپدیت کرد خودشو. آپدیت شده‌ی پزشکیان از زبان خودش، نگاه کن.

پزشکیان: مگه ما، من مسئول اینم که بگم بجنگن یا صلح کنن؟ رهبری تصمیم بگیره، به اصطلاح هر تصمیمی ایشون بگیره ما تا آخر ایستادیم. تکلیف جنگ با دولت که نیست، هم در قانون با دولت نیست، هم در ادامه‌اش با دولت نیست. دولت جاییه که میگه باید تدارکات بکنه...

ای بابا، این که رفته بود اون تفاهم‌نامه رو امضا کرده بود بعد کلی یاوه برش داشته بود، هی امضاشو نشون می‌داد پز می‌داد. آره چی شد پس اون؟

این امضائه بدجوری زیر زبونش مزه کرده بود و خیلی باهاش پز می‌داد اما حواسش نبود اگر این امضائه نون و آب داشت چرا قالیباف مذاکره رو انجام داد ولی امضا رو داد تو بکنی؟

انداخت گردن این.

همه هم تو نظام الان دارن بهش حمله می‌کنن سر این امضا. این یارو آخوند خاتمی هست خرچنگ نظام با چشم از حدقه دراومده‌ی گاوی ببین چی میگه راجع به...

خاتمی: که این روزها به دهان بعضی‌ها خیلی مزه کرده. دم به دم سخنرانی می‌کنند: صلح! پیام می‌دهند: صلح! می‌گویند فقط صلح!

خرچنگ ولایت که جای خود دارد، الان بسیجی‌های دوزاری کف خیابون، همین امضا رو می‌کوبند تو سر پزشکیان اینجوری براش خط و نشان می‌کشند.

مداح: بعضی‌ها داخل تصور کردند که می‌تونن اون طرف حساب آمریکایی‌های اون‌ها باشد. بیاد باهاشون ببنده و این مملکت رو بتونن با زد و بند با آمریکا اداره کنند. این‌ها خیال خامِ. خیلی بزرگتر از شماها قبلاً این تصورات رو داشتند، بعداً نمی‌دونم عاقبتشون کجا در حال فلان و بهمان و این‌ها رحمت خدا رفتند. این، این تصورات خام رو از ذهن خودتون دور کنید.

از تهدید بنزینی قالیباف تا «کفگیر به ته دیگ»؛ وقتی بحران داخلی گریبان نظام را می‌گیرد

خب حالا بیا یکم بحث رو فرامنطقه‌ای و فراقاره‌ای بکنیم.

واویلا من تخصصم داخل کشوره دیگه فرامنطقه‌ای، ممکنه پای پایتون هم تا ته نره.

ببین پاسدار قالیباف فروردین امسال تو حساب ایکس‌اش یه پستی رو منتشر کرد خطاب به مردم آمریکا.

اوه اوه.

گفت دلتان برای بنزین ۴ تا ۵ دلاری تنگ خواهد شد.

خودش نوشته بود؟

آره.

یعنی اگه می‌آوردیم می‌توانست...

دیگه در هر حال حساب خودش بود.

همون پست رو می‌توانست بخونه قالیباف؟

ببین.

حالا من می‌خواستم ببینم تو خبر داری که الان بعد از گذشت چند ماه دل مردم آمریکا برای بنزین ۴-۵ دلاری تنگ شده یا نشده؟

بابا اینی که تو میگی تازه قالیباف توی ایکس در فروردین تو ایکس‌اش منتشر کرد. یکی از این بسیجی‌های زوار در رفته که اسمشم کارشناسه، گفته مردم آمریکا در بهت و شوک اقتصادی گرانی بنزین خواهند رفت.

کارشناس: یک ماه پیش قیمت بنزین ۲.۹ بوده الان شده ۳.۹. میانگینش رو میگه؟ بله میانگین در کل. میانگین یک ماه گذشته، میانگین حالا. قیمت سوخت گازوئیل هم چقدر؟ از ۳.۷ به ۵.۲ رسیده، یعنی بیشتر از ۵۰ درصد افزایش. این وضعیت مردم آمریکا رو دچار شوک کرده و حتی انجمن خودروسازهای آمریکا اعلام کرده بود که قیمت بنزین به طور میانگین تو آمریکا تا ۳۵ درصد توی سه هفته از آغاز جنگ، که هنوز تنگه هرمز داره مدیریت میشه کاملاً واکسینه نشده افزایش پیدا کرده. یعنی برگردیم به مطلب هفته گذشته...

خب حالا با همه‌ی این اوصاف الان وضعیت چطوریه؟ بنزین تو آمریکا گرون شده؟

من اصلاً مسائل داخل آمریکا رو دنبال نمی‌کنم چون من که نمی‌خوام برم تو آمریکا بنزین بزنم. اما می‌دونم توی رژیم مسئله‌ی بنزین تعیین تکلیف شده.

یعنی چی؟ یعنی ارزون شده؟ یعنی سهمیه‌ها رو برداشتند؟

یعنی کلاً موضوعی به نام بنزین رو می‌خوان از رو میز مردم بردارند و مشکلات مردم رو حل کنند. به این ترتیب که تو اگه می‌خوای بری ۳۰ لیتر بنزین بزنی باید کل ماشینت رو بفروشی تا بتونی پول اون ۳۰ لیتر بنزین رو بدی.

چرا اینقدر؟

چون که سقا (سخنگو) اومده گفته کفگیر به ته دیگ خورده و ما دستامون بالاست.

سخنگو: امروز که ما با کسری ناترازی مواجهیم، من دستام رو می‌برم بالا نسبت به قبل که اون چند سالی چند دهه‌ای که باید عمل می‌کردند و نکردند. پول‌ها رو اولویت‌های دیگه خرج کردیم و کم‌کم کفگیر به دیگ خورده و پولی نیست برای خرج حمل و نقل عمومی کردن.

وقتی خودِ کارشناس رژیم از «احتمال ریختن مردم» می‌گوید؛ سکانس آخر چه خبر می‌دهد؟

با این حساب ته داستان چی میشه؟ ته این تونلی که مجتبی توش مخفی شده چه خبره؟

بهتره جواب این سوال رو از زبون کارشناس خود رژیم بدیم که اتفاقاً متخصص پیشگویی هست.

کارشناس رژیم: امروز خشونت انباشته شده داره بیشتر میشه در جامعه. یعنی احتمال ریختن بیرون مردم هست. حالا، حداقل تو مرز امکان و احتماله. زمانش رو نمی‌تونم بدم چون قول شرف دادم زمان ندم. ولی محدوده‌اش رو فکر می‌کنید کیه؟

امیدوارم حکایت این هفته‌ی کامنت هم مورد توجهتون قرار گرفته و به قول شاعر "هر چه گفتیم اینجا جز حکایت دوست، در همه عمر از آن پشیمانیم."

به به این شد، به این میگن بیت تراز، خیلی به جا اومدی.

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط