۲۸ مرداد و یک چرخش عجیب؛ چرا رژیم حالا مدافع مصدق شده است؟

۱۴۰۵/۵/۳۰

از دشمنی با مصدق تا مصادره نام او؛ وقتی رژیم در بن‌بست، سراغ تاریخ می‌رود

گفتگو با بهنام کریمی

امسال به‌نحو بی سابقه‌ای رسانه‌های حکومتی و برخی کارگزاران رژیم در مورد کودتای ۲۸ مرداد مطالبی نوشتند که ظاهراً حمایت از دولت دکتر مصدق بود. همراه هستیم با آقای بهنام کریمی تا به این موضوع بپردازیم.

از جمله کسانی که در مورد ۲۸ مرداد صحبت کرده غریب آبادی معاون وزیر خارجه رژیم است که گفته: کودتای ۲۸ مرداد، مداخله مستقیم آمریکا و انگلیس در اراده ملت ایران و حق تعیین سرنوشت آن بود»... هم‌چنین بقایی سخنگوی وزارت‌خارجه صحبت‌های مشابهی کرده. ارزیابی شما از روابط این رژیم و دکتر مصدق چیه؟ وقایع تاریخی چی رو میگه؟

نخست این‌که رژیم ولایت فقیه ادامه تاریخی همان نیرویی است که دست‌کم یک‌سال پیش از کودتای ۲۸ مرداد بر محوریت آخوند کاشانی جلوی مصدق صف‌بندی کردند و زمینه کودتا را با ایجاد اختلاف‌ها و دسته‌بندی‌های ضد مصدقی در جبهه ملی و صفوف جنبش فراهم کردند. یعنی از یک‌طرف آخوند کاشانی در نهضت ملی ایران به رهبری دکتر مصدق جرثومه تفرقه شد اما مهم‌تر از آن عامل محوری داخلی در شکل‌گیری و به نتیجه رسیدن کودتایی شد که از خارج طراحی، هدایت و تأمین مالی شد.

دوم این‌که افزون بر نقش کاشانی و طرفدارانش در کودتای ۲۸ مرداد از جمله اوباش خیابانی به محوریت شعبان بی‌مخ، کاشانی به‌سرعت به استقبال کودتا رفت. در میان جنایتکاران ارتش شاه کسی نخست‌وزیر کودتا شد که قبل از آن کاندیدای کاشانی برای جایگزینی مصدق بود یعنی فضل‌الله زاهدی

سوم این‌که در بازه زمانی ۵۷-۶۰ یعنی از لحظه سرقت انقلاب ایران توقف خمینی و دار و دسته تبهکارش تحت نام اسلام تا لحظه قتل‌عام فرزندان و صاحبان راستین انقلاب در ۵۷ خمینی فرصتی را برای ابراز نفرت نسبت به مصدق بزرگ، و نهضت کبیر ملی شدن صنعت نفت از دست نداد. خمینی آن‌قدر از مفهوم ملی به‌معنی مصدقی آن نفرت داشت که حتی نام مجلس شورای ملی را هم تحمل نکرد و اسمش را گذاشت اسلامی. یعنی اسلام که مصدق پایبندترین افراد به آن بود چماقی درست کرد که مصدق و ملی‌گرایی دموکراتیک و استقلال طلبانه را بزند. همان‌موقع چماقداران خمینی شعار می‌دادند: دموکراتیک و ملی هر دو فریب خلقند

مصدق؛ قهرمان دیروز، «ساده‌اندیش» امروز؟ روایت متناقض خامنه‌ای و رژیم

چهارم در همین سال‌های اخیر هم که خامنه‌ای ضحاک به ناچار چندبار از مصدق نام برد تلاش کرد او را فردی ساده‌اندیش در برابر قدرتهای آن روزگار نشان بدهد.

پس تا آنجایی که به رژیم ولایت فقیه برمی‌گردد این رژیم به‌طور کامل نسبت مصدق بی‌ربط است نه تنها بی‌ربط است بلکه به‌لحاظ تاریخی در صفوف دشمنان مصدق و عالی‌ترین مصالح مردم ایران قرار می‌گیرند.

بقایی سخنگوی وزارت‌خارجه رژیم هم گفت: مرداد برای ما ایرانیها هم‌چنین یادآور یک اتفاق بسیار مهم تاریخی است. این واقعه امروز در حافظه نهادی و حافظه جمعی ما ثبت شده و مجدداً بیش از هر زمانی این خاطرات را به یاد آورده‌ایم. ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یکی از تلخ‌ترین مقاطع تاریخی معاصر ایران است» چی شده که الآن کارگزاران رژیم یادآوری ۲۸ مرداد رو البته به روایت خودشون بیش از هر زمانی مورد نیاز دیدن و اون رو که خمینی گفته «بود مصدق از اسلام سیلی خورد» تلخ‌ترین واقعه تاریخ معاصر ایران قلمداد می‌کنند؟

نخست به این دلیل که این رژیم شکست‌خورده است. رژیم ولایت فقیه یک تمامیت است این تمامیت در اقتصاد کارش غارت اموال عمومی به نفع اقلیت حاکم است در سیاست کارش سرکوب در داخل و جنگ‌افروزی در خارج است؛ به‌گفته پاسدار جعفری تنها کشور در دنیا است که دو ارتش دارد و یک ارتشش حتی نام ایران را هم ندارد و به‌لحاظ ایدئولوژیک کارش دین‌فروشی است. همهٔ اینها شکست‌خورده است و این شکست دومینو وار بر روی آن عمل می‌کند.

اگر رژیم می‌توانست کماکان اسلام‌پناهی کند نیازی به نام بردن از مصدق نداشت. اگر گفتمان خودش خریداری داشت نیازی به پرداختن به مصدق نداشت

همینجا یادآوری کنم که در جمعبندی‌های درون رژیم در انتهای سال ۹۶ و پس از قیام ۹۶ گفته شد زمانی ما یعنی رژیم می‌گفتیم حفظ انقلاب اسلامی، یا اسلام، یا نظام اما الآن اینها دیگر خریدار ندارد و باید بگوییم حفظ ایران از همانجا اگر ردش را دنبال کنیم می‌بینیم که کاربرد ایران در گفتارهای رسمی حتی خامنه‌ای و حتی قاسم سلیمانی افزایش پیدا کرد.

پس کاربرد کلمه ایران و مصدق نشانهٔ شکست این رژیم در برابر مردم و در برابر نسل شورشگر است.

آخرین برگ دجال‌گری؛ آیا رژیم می‌تواند مصدق را هم مصادره کند؟</h۲>

دوم: پرداختن مصدق و تلاش کردن برای مال خود کردن، و روایت خود را از مصدق و نهضت ملی به ثبت دادن ادامه اپوزیسیون‌سازی و آلترناتیوسازی فیک از بچه شاه و اوباش صادراتی اصلاح‌طلب و اصول‌گرا تحت نام شاه‌پرست‌های مدل ۴۰۱ و ۴۰۴ است. یعنی رژیم به همان میزان که تلاش می‌کند با ساختن یک قطب جعلی جنبش سراسر و قیام برای سرنگونی تفرقه بیندازد و زمان بخرد و یک‌طرف حساب و مخاطب فیک برای خودش ایجاد کند. از طرف دیگر با رفتن به سراغ مصدق و فاطمی می‌خواهد پشتوانه‌های تاریخی مبارزات دموکراتیک مردم ایران را هم سرقت کند. اما این دوجایه خوریها عمرش به سر آمده و شعار «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» مثل شعار «اصلاح طلب اصول‌گرا دیگه تمامه ماجرا» از طرف قاطبه مردم ایران این نظامات دیکتاتور و سرکوبگر نفی شده و ظرفیتی جز زباله‌دان تاریخ ندارند.

بنا بر این رژیم در نقطهٔ شکست و ضعف باز هم به سراغ سلاح ذاتی‌اش یعنی دجال‌گری پناه می‌برد.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط