ایران؛ اعتراضات هفته؛ هفته چهارم مرداد ۱۴۰۵
۱۴۰۵/۵/۳۱
وقتی سفره خالی، داروی کمیاب و خانههای غارتشده به خیابان میرسند
برنامه امروز ایران اعتراضات هفته را با سلامی گرم به دهها میلیون هممیهن به جان آمده از ستم آخوندی آغاز میکنیم. مردمی که از داروخانه تا کارخانه، از زمینهای غارت شده تا صندوقهای تهی بازنشستگی، هر روزه با چپاول و غارت جدیدی از طرف کارگزاران رژیم آخوندی روبرو هستند. اما فریاد حقخواهی و اعتراضشون خیابونهای میهن رو درنوردیده.
در هفتهای که گذشت ایران باز هم صحنه پیوند دردهای مشترک بود. از مادری که در جستجوی داروی فرزند بیمارش از این سو به آن سو میره، تا کارگری که ۳ ماهه حقوقی دریافت نکرده. از خانوادههایی که ۱۱ سال پیش تمامی سرمایه و دارایی خودشون رو به امید سقفی بالای سرشون پرداختن و امروز در چادر به سر میبرن، تا بازنشستهای که در گرمای طاقتفرسای ۵۰ درجه فریاد میزنه سفرهام خالیه.
اینها همه یک فریاد واحد هستند؛ فریادی علیه نظامی که ثروت این میهن رو به جای درمان و مسکن، خرج سرکوب، جنگافروزی و فساد آقازادهها میکنه.
برنامه امروز رو با نگاهی به نابودی نظام سلامت ایران و ایرانی به دلیل سیاستهای ویرانگر آخوندها آغاز میکنیم که با فریادهای اعتراض پدران و مادران کودکان بیمار به دنبال داشته.
شنبه ۲۴ مرداد جمعی از خانوادههای بیماران مبتلا به فیبروز کیستیک (CF) مقابل وزارت بهداشت تجمع کردن. این بیماری مزمن نیاز به داروی مستمر داره اما نه تنها داروها گران، بلکه کمیاب شدن. خانوادهها میگن هم با بیماری سخت عزیزانشون دست و پنجه نرم میکنن و هم با گرانی و بیدارویی که رژیم بر اونها تحمیل کرده.
از دارو به سراغ مسکن میریم. دو روی یک سکه غارت و چپاول.
۱۱ سال انتظار برای یک زمین؛ وقتی پول مردم میرود و وعدهها باقی میمانند
در سیرجان بیش از ۱۰۰۰ متقاضی زمینهای مهرآوران پیشرو پس از ۱۱ سال بلاتکلیفی، باز هم در شهرک صدف تجمع کردن. هر نفر ۷۵ میلیون تومان پرداخت کرده، ۱۱ سال گذشته و نه زمینی دریافت کرده و نه پاسخی شنیده. از پنجشنبه گذشته این افراد با خانوادههاشون در گرمای شدید دست به تحصن زدن. یک سال و نیم پیش هم تجمع کرده بودن و تنها وعده و وعید شنیدن.
سخنگوی معترضان: ده سال پیش پول سکه بود یک تومن ما پول دادیم بابت این زمین به شرکت. ببینید، ما این اعضایی که کلاً چه خانم چه آقا اینجا هستن، سال ۹۵ منتظر زمینی هستن که پول کاملش رو پرداخت کردن. ماشین سنگین فروختن، زمین فروختن، خونه فروختن، طلا فروختن. یعنی اگر همونا الان بود، سه برابر پول زمینی که الان خبری ازش نیست، قیمت میشد.
این تنها مشکل مسکن در سیرجان نیست. ۷۰۰ خانواده دیگه در همین سیرجان چند شبه که برای زمینی که پولش رو سالها پیش دادن، در چادر میخوابن و فریاد میزنن: امام جمعه خواب، فرماندار خواب، نماینده خواب. و البته این اعتراض مشتی نمونه خرواره. از تهران و کرج و اراک تا سیرجان، پرونده تعاونیها و پروژههای نیمهتمام به کابوسی برای مردم تبدیل شده.
یکی از شهروندان معترض: امام جمعه خواب، فرماندار خواب، نماینده خواب، بقیه رؤسای ادارات خواب و مردم اینجوری باید حیرون باشن، دنبال مالشون و زمینشون و ملک و املاکشون بگردن. بیاین ببینین الان مردم چند شبه که اینجا چادر زدن توی زمینایی که الان هفت هشت ده ساله خریداری کردن، پولشونو دادن، پول زحمتکشیشونو دادن، باید بیان چادر بزنن بخوابن. مسئولین شهرستان سیرجان باید از خجالت آب شن برن تو زمین. الان پنج شبه این بندگان خدا اینجان، یکیتون پا نشده بیاد اینجا، حداقل یه سر بهشون بزنه. بیاین بابا زورتون نمیرسه کاری انجام بدین، بیاین اینجا کنار این عزیزان بشینین یه پلاستیک تخمه بشکنین. اگر نمیتونین، اگر بلد نیستین، اگر عرضهشو ندارین، پاشین این صندلیا چسب نداره، پاشین برین. روزا جلسه پشت جلسه میرین، جلسههای مسخرهای که هیچی از توش در نمیاد. سر شب بیاین یه سر بهشون بزنین. همین کارم بلد نیستین. خجالت بکشید.
در تبریز نیز متقاضیان زمینهای مدنی بعد از ۲۳ سال بلاتکلیفی با نمایندگان ۲۲ تعاونی در اعتراض به عدم تحویل زمینهاشون مقابل استانداری رژیم تجمع کردن.
از کارخانه تا خیابان؛ کارگرانی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند
در این قسمت نگاهی داریم به خروش کارگران، قشری که دیگه حتی امنیت شغلیشون هم در سایه سرکوب و غارت آخوندها از بین رفته.
کارگران شهرداری بندر ماهشهر دو روز متوالی مقابل فرمانداری رژیم در این شهر تجمع اعتراضی برپا کردن و خطاب به کارگزاران رژیم گفتن: به جای وعده و پاسکاری، حقوقمان را بدهید. اونها خواستار افزایش حقوق سالانه، پرداخت حق بیمه تکمیلی و تعیین تکلیف اضافهکاریهاشون شدن.
یکی از کارگران معترض: آقا تمام کارگران به خاطر اینکه امروز اعتصاب کردن، به خاطر معوقه برج یک، ارزاق و بیمه تکمیلی برای سرپرست خانواده مفت بوده از ما پول دو ماه کشیدن. ما دو روز اعتصاب کردیم، از فرماندار، شهردار، شورا، هیچکدام از مسئولا هیچ ارزشی برای هیچ کارگری قائل نشدهاند. و آقا ما حقوق برج یک، ارزاق، بیمه تکمیلی، اضافهکاریهامون را به هیچ عنوان به ما ندادهاند.
و در شادگان اعتراض کارگران بومی فولاد به اخراج ناگهانی حدود ۱۰۰ کارگر با ۳ تا ۱۵ سال سابقه کار همچنان ادامه داره. اونها خواهان بازگشت همکارانشون به سر کار هستن.
یکی از کارگران معترض: الان حاضر باهاتون... در این اعتصاب شرکت فولاد شادگان... همهشون بیکارن... نذارید به جای بشکه بنزین، آتشسوزی بشه. یه خانوادههایی از عذا در میان. به دادشون برسید، همه بیکارن... همه خانواده دارن...
و اما بازنشستگان. صدایی خستگیناپذیر اعتراض از گرمای خوزستان تا اصفهان.
بازنشستهها هم به خیابان آمدند؛ «فریاد فریاد از این همه بیداد»
شنبه ۲۴ مرداد اصفهان شاهد حضور پرشور بازنشستگان فولاد و ذوبآهن بود. بازنشستگان غیور اصفهانی در ادامه ۴ روز اعتراض هفته گذشته، روز شنبه ۲۴ مرداد با شعار فریاد فریاد از این همه بیداد، دست به یک راهپیمایی بزرگ اعتراضی زدن. این اعتراض در روز سهشنبه هم ادامه داشت.
شعار بازنشستگان: فریاد فریاد از این همه بیداد. فریاد فریاد از این همه بیداد. فریاد فریاد از این همه بیداد. فریاد فریاد از این همه بیداد.
یکی از معترضان: حرکت و راهپیمایی بازنشستگان ذوبآهن، ۲۷ مرداد ماه ۱۳۹۹. اینها برای بیمه خود و درمان خود که ماههاست روی زمین است، فریاد میکشن. اینها برای همسانسازی خود فریاد میکشن. آیا کسی هست که به فریاد این بازنشستگان ذوبآهن...؟ ما همه با هم هستیم، ما همه با هم هستیم، ما همه با هم هستیم.
یکشنبه ۲۵ مرداد شهر شوش در گرمای سوزان شاهد خروش بازنشستگان بود با شعارهایی که حرف دل همه مردم میهن اسیرمونه: دولت بیلیاقت، مجلس بیکفایت، نمیخوایم نمیخوایم. فقر و فساد همینجاست، آقازاده آمریکاست. آقازاده رو گنجه، بازنشسته تو رنجه. از خوزستان تا گیلان، مرگ بر این مدیران
