۱۴۰۵/۶/۲
تولید در کما؛ وقتی اقتصاد رژیم آخوندی نفسهای آخرش را میکشد
۱۴۰۵/۶/۲
۹ ماه رکود تولید، اخراج کارگران و آبشدن سرمایهها؛ چرا شعار «تولید ملی» با واقعیت اقتصاد ایرانزمین تا آسمان فاصله دارد؟
گفتگو با مهندس مجید حاج علیرضایی
هفته گذشته روزنامه حکومتی دنیای اقتصاد از قول منابع رسمی رژیم برای نهمین ماه متوالی از تداوم رکود در فعالیتهای تولیدی خبر داد. همراه هستیم با آقای مجید حاج علیرضایی تا به این موضوع بپردازیم.
ابتدا اجازه بدین دو تصویر از صحبتهای یک تولیدگر و یک بازاری رو بشنویم و بعد من سؤالاتم رو بپرسم
حرف این تولیدگران و فروشندگان چیه؟ و ابعاد رکود چقدر و چطوریه؟
ببینید داستان خیلی ساده اما تلخه. اون تولیدکننده حرف دل خیلیها رو میزنه. اون میگه: هفت ماهه مواد اولیه نداره، مردم دیگه قدرت خرید ندارن و تورم افسارگسیخته هم مثل یک اژدها تمام سرمایه در گردش این واحد تولیدی رو داره میبلعه. وقتی سود بازار طلا و دلار و حتی دلالی خیلی بیشتر از زحمت شبانهروزی تولیده، واقعاً تولید کردن دیگه صرف نداره و به نوعی دیوانگی تبدیل شده.
وقتی تولید صرف نمیکند؛ سرمایهها کجا میروند؟
- ابعاد رکود و فاجعه سرمایه: رکود به جایی رسیده که بازار مصرف کاملاً فلج شده، نکته دردناک اینجاست که حتی اگه کسی سرمایهاش رو توی بانک هم بزاره، سرمایهاش پودر میشه. فرض کنید ابتدای امسال ۱۰ میلیارد تومان در بانک بگذارید، با تورم بالای ۱۰۰ درصد، بعد از شش ماه قدرت خرید و ارزش واقعی همین سرمایه به ۵ میلیارد تومن سقوط میکنه!
- اخراج کارگران و ورشکستگی: تولیدکنندهها برای اینکه بتونن با چنگ و ناخن و دندان واحدهای تولیدیشون رو حفظ کنن و بهاصطلاح نفسی بکشن، مجبورن کارگرها و نیروی کار رو اخراج کنن تا از هزینههاشون کم کنن. آمار ورشکستگی کارگاهها و واحدهای تولیدی روزبهروز در حال رکوردشکنیه.
شعار «تولید ملی» در برابر واقعیت؛ آیا رژیم واقعاً قصد نجات تولید را دارد؟
ولی دیروز پزشکیان در صحبتهاش روی تولید ملی انگشت گذاشت و گفت: «اگر تولید ملی نداشته باشیم دوام نخواهیم آورد». آیا این به این معنا نیست که رژیم داره تلاش میکنه موتور تولید رو راه بیندازه؟
اجازه بدید کمی فنیتر و تخصصی به موضوع نگاه کنیم. ببینید تولید ۵ رکن اساسی داره که بدون اونها چرخه تولید وجود نخواهد داشت:
۱- مواد اولیه
۲- نیروی کار
۳- سرمایهگذاری
۴- بازار مصرف
۵- و پارامتر تکنیکی پنجم یعنی مدیریت کلان و زیرساختهای پایدار اقتصادی یعنی همان ثبات اقتصادی و ارزی
وقتی این ۵ رکن توسط سیاستهای حکومت نابود شده، حرف از تولید زدن فقط یک ژست میانتهی هست. خود پزشکیان اعتراف کرد که حتی در همین شرایط تحریم هم، ۲۰ میلیون بشکه نفت رو خرج موشکی سپاه کردن یا مبالغ هنگفتی که دارن خرج نیابتیهاشون توی لبنان میکنن.
۵ رکن تولید نابود شده؛ پس «تولید ملی» قرار است با چه چیزی زنده بماند؟
حقیقت اینه که که ساختار سیاسی فعلی اصلاً دنبال تولید نیست. نگاه این حکومت یک نگاه امنیتی و نظامیه. پزشکیان هم در واقع در پازل قدرت تدارکاتچی کینگ مجتبی است و معیشت مردم اصلاً مسألهاش نیست.
اگه واقعاً دنبال تولید بودند، با تصمیماتی مثل چاپ صدهاهزار میلیارد تومان اسکناس بدون پشتوانه که به تورم افسارگسیخته دامن میزنه اقدام نمیکردند یا با واردات بیرویه خودروهای خارجی در اوج بیدفاعی صنعت خودروی داخلی، کمر تولید ملی رو نمیشکستند این کار یعنی نفی آشکار تولید داخلی. یا به جای این نوع واردات لوکس مواد اولیه کارخانهها رو تأمین میکردند. اگر دنبال تولید ملی بودند حجم مالیات رو بیش از ۵۰ درصد نمیکردند اخاذیهای ادارات برق و آب و گاز رو کمتر میکردند، سود بانکی رو برای وامهای تولید کاهش میدادند و انواع کارهایی که برای گسترش و بهرهوری تولید در همه جای دنیا متداوله انجام میدادن. اما هیچ خبری از اینها نیست چرا؟ برای اینکه اقتصاد این رژیم از منافع امنیتی و بقای رژیم عبور میکنه نه از نیازهای اقتصادی اجتماعی جامعه. مثل اینکه شما هی بخواهید به یک کرگدن سواد اقتصادی یاد بدهید.
اگه بخوام خیلی خلاصه جمع بزنم باید بگم، تا این رژیم هست، نه از تولید خبری خواهد بود و نه از رفاه اجتماعی. شعار این مهرهها مثل پزشکیان و حتی خود خامنهای به هلاکت رسیده و شعارهای سالانه اقتصادیش و بچهاش که هنوز حتی در حد شعار هم یککلام هم از اقتصاد حرفی نزده فقط یک نمایش و شوی تبلیغاتیه. قیامها و اعتراضات مردمی در خیابانها، فریاد همین واقعیتها و حرف دل جامعهاست. تا ساختار تمامیت این رژیم عوض نشه، چرخه تولید راه نخواهد افتاد و چرخهای اقتصاد هم نخواهند چرخید
این است
