۱۴۰۵/۶/۲
گرانی تا به کجا؟
۱۴۰۵/۶/۳
۹ پسته ۵۰ هزار تومان؛ مردم تا کجا باید زیر بار گرانی دوام بیاورند؟
یک مرد: یک دو سه چهار پنج شش هفت هشت نه! ۹ پسته خریدم. خدا شاهده. ۹تا پسته خریدم پنجاه هزار تومن. بفرما
یک فروشنده: «تو رو قران قیمتها را نگاه کنید سس مایونز ۴۸۰ هزار تومن سس الویه ۵۰۰ هزار تومن مادر بگریه این چه قیمتهائیه. یعنی دیگه دیوانه شدیم ۱۶۵۰۰۰ تومن این سس شیلیه. سس فرانسه جدیده را نگاه کنید تو را قرآن ۳۱۰ هزار تومن سس فرانسه و آقا نمیخوایم بچه محلههای ما یه زمان میآمدند هر روز؟ ؟؟ میخریدند الآن نگاه کن ۶۸۲ هزار تومن! دیگه مادر اگر بگرید هم فایده ندارد. یه دونه پنیر صباح ۴۰۰گرمی ببینیم قیمتش چند در میاد تا اونجا که قیمت۲۰۳ هزار تومن. یه و نه تخممرغ از قرار سی عدد. شده ۵۹۹ هزار تومن بابا چه خبره؟ بابا زندگی داریم ما. اجاره خونه داریم ما خورد و خوراک هم داریم بچههامون لباس هم میخوان. آخه چه خبره؟»
به نظرتان با این همه بدبختی و گرانی آیا راه نجاتی برای مردم کشورمان در حکومت فعلی متصور است؟ بهتر است بهجای اینکه خودمان قضاوت کنیم، پاسخ را از زبان یک کارشناس حکومتی بشنویم:
وقتی خودِ کارشناس حکومتی میگوید: چشمانداز مثبتی وجود ندارد!
وضعیت رژیم از زبان کارشناس حکومتی.
یک نفر: «نه میتونه برق به تو بده نه آب به تو بده آلودگی هوا داره ماشینهاش قدیمیه سوختش بدرد نمیخوره اون چیزی که الآن داریم میبینیم خوب. وضعیت وحشتناک خواهد بود چشمانداز مثبتی نداره منابع و زیرساختهای کشور همینی هم که هست هر چی بگذره تحلیل بیشتری میره در این چند دهه تورم احتمالاً افسارگسیخته وجود خواهد داشت بهمراه اون که وجود داره گسلها و شکافهای اجتماعی قاعدتاً بیشتر میشه سر رادیکال شدن و تندتر شدن میره منابع زیستمحیطی همین اتفاقاتی که میبینیم یعنی بهش میگن کاغذی دیگه دولت فرو پاشیده (فیلداستیت) نه میتونه برق به تو بده نه آب به تو بده آلودگی هوا داره ماشیناش قدیمیه سوختش بدرد نمیخوره کم کم تجیهزاتش نفتو نمیتونه استخراج کنه هدر میده کشورهای اطرافش بهسرعت ازش جلو میافتند همه با هوش مصنوعی شدن و غیره آدمهای خوبش دارن مهاجرت میکنن سطح مهاجرت دیگه میرسه به آدمهای متوسط دیگه دکترش نمیره پرستارش هم داره میده پایینتر از پرستارش هم داره میره»
سبد معیشت ۹۰ میلیونی؛ دستمزدی که حتی ۱۰ روز هم کفاف نمیدهد
همه این گرانیها کالاها و مواد غذایی در حالیست که سبد معیشت (طبق محاسبات مستقل) به رقم ۹۰میلیون تومان رسیده و دستمزدهای فعلی حتی برای ۱۰روز ماه کفایت نمیکنند، تکیه بر وعدههای شفاهی دیگر کارساز نیست.
سایت حکومتی اقتصاد ۲۴ مورخ ۳۱ مرداد ۱۴۰۵مینویسد:
«به گواهی دادههای مرکز آمار و برآوردهای انستیتو تغذیه، نسبت پوششدهی دستمزد نسبت به حداقل هزینههای حیاتی سفره خانوار، از حدود ۵۸.۲۴ درصد در نخستین روزهای سال، به رقم بحرانی ۲۷.۵۸ درصد (یعنی کمتر از ۳۰درصد) در پایان تیرماه تنزل یافته است. ترجمه صریح این ارقام اقتصادی به زبان ساده حیات روزمره این است: حقوق دریافتی یک کارگر، فارغ از هزینههای سرسامآور اجارهمسکن، آموزش و بهداشت، تنها جوابگوی ۸ روز اول ماه است و برای ۲۲ روز باقی مانده، مطلقاً هیچ خط اعتباری و منبع درآمدی رسمی وجود ندارد».
۲۲ روز بینان؛ وقتی فشار معیشتی به انفجار اجتماعی میرسد
بنابراین وقتی مردم محروم میهن ما ۲۲ روز در ماه، نان برای خوردن نداشته باشند انفجار اجتماعی یعنی قیام رخ خواهد داد.
