از پشت میلهها تا خیابان؛ «نه به اعدام» به یک فریاد سراسری تبدیل شده است
۱۴۰۵/۶/۳
۶۱ زندان، یک صدا؛ وقتی زندانیان در آستانه اعدام برای نجات جان دیگران میایستند
گفتگو با پروین فیروزان
ارزیابی شما از صد و سی و پنجمین کارزار سهشنبه نه به اعدام که در ۶۱ زندان برگزار شد چیست؟
امروز با پدیدهای مواجه هستیم که دیگر نمیتوان آنرا صدای چند زندانی دانست بلکه از پشت دیوارها بلند در سراسر ایران طنین انداخته است. هفته گذشته ۶۰ زندان به اعتصاب غذای سهشنبههای نه به اعدام شرکت داشتند و این هفته یک زندان دیگر پیوست و با پیوستن زندانیان زندان نور در مازندران این کارزار به ۶۱ زندان گسترش پیدا کرد. برای ما که سالها در زندانهای همین رژیم بودهایم میدانیم که اعتصاب در درون یک بند چقدر مشکله تا رسیدن به بند دیگر چه رسد از یک زندان به زندان دیگه و همینطور زندانهای شهرستانها یکی پس از دیگری پیوستن به این کارزار مبارزاتی.
این تصویریی سابقهای از همبستگی زندانیان که در شرایط غیرانسانی با احکام ظالمانه مواجه هستند اما ایستادهاند و هیچ سرکوبی نتوانسته است وجدان و اراده آنها را محدود کند و یا بشکند و الان با فریاد جمعی علیه مرگ و دفاع از حق حیات و زندگی مواجه هستیم و نشان دادند که صدایشان بلندتر از دیوارهای زندان است و پشت میلهها با دست و پای زنجیر شده هم میتوانند برای زندگی و کرامت انسان مبارزه کنند و شگفتآورتر اینکه خودشان در معرض اعدام هستند اما برای نجات دیگران فریاد میزنند و این جاست خواسته فردی تبدیل به یک آرمان و جنبش اجتماعی شده است و الان مخاطبش جامعه هستند که هیچ جامعهای نباید به مرگ عادت کند آنچه که هست نباید باشد و برای آنچه که باید باشد مبارزه میکند آری به زندگی.
آری به کرامت انسان.
آری به امید
اعدام بیشتر؛ مقاومت بیشتر؟ چرا هر اعدام خشم جامعه را شعلهورتر میکند
و الآن بهاینکه در روز ۲۸مرداد ۱۱ زندانی و اول شهریور۶ زندانی محکوم به اعدام شدند از ابتدای سال دست کم ۳۹ زندانی سیاسی را اعدام کرده است. این کارزار ادامه دارد. و این نشان میدهد که ابزار سرکوب رژیم با اعدام در زندان به شکست انجامیده است و هر اعدام باعث متحدتر کردن زندانیان میشود همچنان که در بامداد ۶مرداد در میدان علیخانی اصفهان مردم اعتراض خود را به اعدامها نشان دادند و یا ۵مرداد مردم رشت در تجمع اعتراض گفتند تا لغو حکم اعدام ایستادهایم تا پایان و این هفته هم در تظاهرات بازنشستگان در سراسر کشور شعارهای نه به اعدام سر داده شد.
و یا در۲۲تیرماه دراعتصاب غذای زندانیان قزلحصار ۱۵۰۰ زندانی میگفتند تا لغو حکم اعدام اعتصاب خواهند کرد که مردم این حاکمیت را نمیخواهند الآن جنگ مردم با حاکمیت ملایان و اشغالگری آنها می باشد است و این را رژیم خوب متوجه است به همین خاطر این اعدامها نشان از اقتدارش نیست بلکه برای حفظ وضع موجود است و نشان میدهد که محور اصلی تحول سیاسی و اجتماعی در ایران منوط به حل مشکل مردم است نه ادامه جنگ خارجی پس هر اعدام خصوصاً بعد از قیام دیماه به شرایط قبل برنمیگردد و خشم مردم را هر چه بیشتر میکند
این مقاومت چگونه بهطورگسترده شکل گرفته است؟
ابتدا میخواستم بگویم تاریخ ایران همیشه سرشار از مبارزات و مقاومتهایی بوده که با اراده سترگشان بنبستهای سنگین تاریخی و اختناق تحمیلی را درهم شکستهاند و الهامبخش برای آیندگان بوده است و الآن چون ایام قتلعامهای سال ۶۷ است میخواستم یادی از آنها کنم و بگویم درخشش مقاومت آنها هر روز فروزانتر میشود و نامشان در بلندای تاریخ جاوید است بهعنوان نمونه یکی از دوستان بسیار عزیزم اشرف احمدی هستش که سال ۶۰ دستگیر شده بود که در سال ۶۷ به دار آویخته شد جز اولین سری افرادی بودش که برای اعدام خونده شد.
من یادم میاد سال ۶۰ در بند ۳۱۱ بودیم که سلولهای انفرادی بود اشرف کنار دست من ایستاده بود که با پسر کوچکش تو اون سلول بود یک شب که سکوتی توی بند حاکم بود یک لحظه دیدیم پاسدارها یورش کردند و لاجوردی جلاد هم کنارشون بود. ما اولش تشخیص نمیدادیم از صداشون تشخیص دادیم که لاجوردی هم با اینها بود که بعد از ۵ دقیقه صحبت و اینا بعد از یک مدتی یک دفعه جیغ و داد مادر را شنیدیم که این بچه را بهزور از مادر جدا میکردند و این مادر فریاد میزد که بچهام را این وقت شب بچه را کجا میبرید و اونا بیرحمانه بچه رو ازش جدا میکردند.
بچه هم همینطور جیغ و داد شیون میکرد و مادرشو صدا میکرد. گرچه اشرف شهید قهرمان بود و سه سال زمان شاه زندان بود و ۶۰ تا ۶۷ هم مقاومت جانانهای کردش یکبار لاجوردی بهش گفته بود بیا اتهامت رو بگو منافق گفته بود آخر من چرا بگم منافق تو جامعه میگن اسم مجاهدین من که به اسم مجاهدین اینها را میشناسم چرا باید بگم منافق. واقعا جرمش این بودش که فقط میگفت فقط مجاهدین و اون اسم واقعی و هویت واقعی سازمان را تو بیرون مطرح میکرد بعد بیشمار مادرانی دیگری بودند که زمان قتلعام وقتی اعدامشان کردند دارای فرزند بودند و فرزندانشان بیسرپرست بودند
از خاوران تا امروز؛ نام قربانیان فراموش نشده و دادخواهی ادامه دارد
اینها قهرمانان شرف بودند که تاهمیشه انسانها هستند نامتان ستاره باران باد. در نگاهشان صلابت بود و در دلشان شجاعتی که از مرزهای زمان عبورمیکند گویی خودشان تاریخی بودند در برابر سختیها سرفرود نیاوردند و نامشان با شرافت بر صفحات تاریخ است و پرسشی که چه کسانی رفتند؟
چرا رفتند؟
چه بر آنان گذشت؟
بعدازسالیان تمام نشدهاند بلکه تازه آغاز شدهاند و چراغی فرا راه دیگران عدالت بیصبر نیست بیپاسخ نمیماند و خاوران حقیقی دفن نشده است آنان از جنس فراموش نیستند بلکه از جنس خاطره شجاعت و ماندگاری هستند و خاطرهشان در دلها ریشه دوانده است و آرمان سرموضع ماندههاست
پیام شهید کانون شورشی، مهدی خانَکی که پیش از اعدام نوشت:
«بهعنوان یک کانون شورشی از خاک اسیر میهنمان ایران برای آزادی، عدالت و رهایی ایران سوگند یاد میکنم»، اراده کانونهای شورشی با عملیات ضداختناق در ماه گذشته را نشانه تداوم قیام و مقاومت دانست و خواستار ارجاع پرونده قتلعام زندانیان سیاسی و سایر جنایتهای این رژیم به شورای امنیت هستند.
با ترسیم پیوند ناگسستنی میان خون سربداران سال ۶۷ و شعلههای فروزان آتش کانونهای شورشی، منطق فاز پایانی و درماندگی رژیم را برملا کردند
واین همه مقاومت از یک سرچشمه الهام گرفتهاند از سازمان مجاهدین خلق است که تاریخچهاش سرشار از مقاومت و ایستادگی است که مسیر رو به آینده را برایمان همیشه هموار میکند.
و آن پیام جنبش دادخواهی از قارهها و اقیانوسها عبور نمود و با روشنگری بر بام جهان، وجدانهای بیدار را به حمایت از آن گرد آورده است. اکنون این فعالیتها بدل به یک سنت و فرهنگ پایدار گشته که پلی بین راهیان و راویان جنبش دادخواهی در ایران و خارج از ایران شده است.
محکومیتهای پیاپیِ فصلی و سالیانهٔ حاکمیت متکی بر اعدام و نقض حقوقبشر توسط مجامع جهانی و نهادهای سازمان ملل متحد، برگهایی از گستره و میدان فراخ جنبش دادخواهی هستند. زیربنای حقوقی این محکومیتها و تهیهٔ انبوه اسنادشان، با هزاران ساعت فعالیت جنبش دادخواهی توسط ایرانیان در داخل ایران و سراسر جهان محقق شده است. محکومیتهایی که نظام آخوندی را بدل به منفورترین حکومت در جهان نموده است. هر قطعنامهٔ محکومیت، گواه مستدل و مستند برگ و بار ظفرنمون گلستان جنبش دادخواهیست
جنبش دادخواهی، اصالت و هویت یک پایداری شکوهمند برای آزادی را نمایندگی میکند؛ یک پایداری سرفراز ملی و جهانی. اینک کلیهٔ فعالیتهای این جنبش را باید به نتیجهٔ مطلوب و راهگشا برای بهرسمیت شناختن حق پایداری و مقاومت برای مردم و مقاومت ایران بالغ نمود.
جنبش دادخواهی در وسعتی ملی و جغرافیایی، با میلیونها سند و گواه ناظر بر ۴۷ سال جنایت علیه حق مسلم آزادی مردم ایران، اینک باید حق این پایداری را به یک دستآورد سیاسی برای جبههٔ سراسریِ مبارزه برای آزادی و پایداری و مقاومت
