کنفرانس در پارلمان استرالیا «از قتلعام ۱۳۶۷ تا اعدامهای امروز»؛ قسمت دوم
۱۴۰۵/۶/۳
از حمایت پارلمان استرالیا تا تأکید بر «راهحل سوم»؛ پیام روشن کنفرانس حامیان مردم ایران
به دنبال سخنان خانم مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده مقاومت، و راب میچل، رئیس کمیته صنعت، نوآوری و علوم پارلمان استرالیا، و سناتور پل اسکار، رئیس کمیته امتیازات پارلمانی سنای استرالیا، دکتر فیل گلندنینگ، رئیس شورای پناهندگان استرالیا و مدیر مرکز ادموند رایس برای عدالت و آموزش اجتماعی، گفت:
دکتر فیل گلندنینگ، رئیس شورای پناهندگان استرالیا و مدیر مرکز ادموند رایس
مایلم موضوعی را مطرح کنم که پیش از این نیز بارها در کنفرانسهای مختلف در سراسر جهان بیان کردهام؛ نقلقولی از «مری رابینسون»، رئیسجمهور پیشین ایرلند، که «مریم رجوی» را شجاعترین و جسورترین زن جهان توصیف کرده است.
من باور دارم شجاعتی که ایشان در رهبری جنبش مقاومت و جنبش دموکراسیخواهی ایران از خود نشان دادهاند، با تعهد بینظیرشان به مردم ایران همتراز است.
ما باور داریم که سرانجام، آرمانهای آزادیخواهانه مردم ایران محقق خواهد شد و به پیروزی خواهد رسید.
نه به بازگشت دیکتاتوری؛ مردم ایران آزادی و حق انتخاب میخواهند
دکتر فیل گلندنینگ در ادامه افزود: من میخواهم بر یک موضوع دیگر تأکید کنم؛ در طول این سالها یک چیز را بهخوبی آموختهام و آن این است که مردم ایران هرگز خواهان جایگزینی یک دیکتاتوری با دیکتاتوری دیگر نیستند. ما دیکتاتوری شاه را پشت سر گذاشتهایم، اکنون با دیکتاتوری مذهبی مواجهیم و نمیخواهیم بار دیگر به دیکتاتوری سلطنتی بازگردیم. از این رو، هرگونه راهحل تحمیلی از خارج از ایران، بهویژه از جنوب ایالات متحده، که بخواهد بگوید «این هم فرزند شاه»، هرگز کارساز نخواهد بود.
آنچه مردم ایران خواهان آن هستند، دموکراسی است. آنها کرامت انسانی، برابری، عدالت، حاکمیت قانون و حق تعیین سرنوشت خویش را میخواهند. من باور دارم اکنون زمان آن فرا رسیده است که ما استرالیاییها در سمت درست تاریخ بایستیم، با افتخار در کنار مردم ایران قرار بگیریم و از مبارزه دیرینه آنان علیه هرگونه دیکتاتوری، اعم از مذهبی یا سلطنتی، حمایت کنیم.
دولت نوروزی، نماینده شورای ملی مقاومت ایران در انگلستان، که بهصورت آنلاین به این کنفرانس وصل شده بود، درباره سیاست درست در برابر رژیم ایران گفت:
دولت نوروزی، نماینده شورای ملی مقاومت ایران در انگلستان
تجربه نشان داده است که سیاست مماشات، گفتوگو و مذاکره رفتار این رژیم را تغییر نداده و جنگ خارجی نیز مطلقاً راهحل نیست. راهحل واقعی همان «راهحل سوم» است که خانم رجوی از سال ۲۰۰۴ بر آن تأکید کردهاند: تغییر رژیم به دست خود مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آنها.
راهحل سوم؛ دموکراسی به دست مردم ایران، نه جنگ و نه مماشات
طرح دهمادهای خانم رجوی خواستار انتخابات آزاد و عادلانه، یک جمهوری دموکراتیک و کثرتگرا مبتنی بر منشور جهانی حقوق بشر، جدایی دین از دولت، برابری جنسیتی، حقوق برابر اقلیتهای قومی و مذهبی، لغو حکم اعدام، ایران غیرهستهای و همزیستی مسالمتآمیز با همسایگان و جامعه جهانی است.
امروز از اعضای محترم پارلمان میخواهم در کنار مردم ایران که خواهان تغییر رژیم و یک جمهوری آزاد و دموکراتیک هستند بایستند و حق آنها را برای تعیین سرنوشت خود و رهایی از هرگونه دیکتاتوری، خواه دیکتاتوری سلطنتی و خواه استبداد مذهبی، به رسمیت بشناسند. مردم ایران در قرن بیستویکم شایسته دموکراسی و تعیین آزادانه آینده خود هستند.
دکتر مهستی طاهری، پزشک و نماینده جامعه ایرانیان در استرالیا، با اشاره به ابعاد سرکوب و اعدام در ایران گفت:
من به عنوان یک پزشک، زندگی حرفهای خود را وقف محافظت از جان انسانها، تسکین دردها و بازگرداندن امید کردهام. با این حال، امروز درباره ملتی سخن میگویم که زخمهایش تنها با دارو التیام نمییابد. ایران با یک بحران انسانی عمیق روبهروست. بزرگترین تهدید برای سلامت و رفاه مردم، نه بیماری، بلکه سرکوب سیستماتیک است.
از سرکوب تا امید؛ زنان و مردم ایران در خط مقدم مبارزه برای آزادی
وی با اشاره به تاریخ مبارزه مردم ایران افزود: مردم ایران در سال ۱۳۵۷ حکومت سلطنتی و استبدادی شاه را سرنگون کردند. در آن زمان، بسیاری از رهبران دموکراتیک در زندانهای شاه و تحت شکنجه پلیس مخفی بیرحم او، ساواک، بودند. در غیاب آنها، آخوندها انقلاب را مصادره کردند و یک دیکتاتوری مذهبی برقرار ساختند. اما خواست مردم ایران برای آزادی و صلح از بین نرفت و علیرغم اعدام بیش از صد هزار تن از اعضا و هواداران مجاهدین، به یک جنبش سازمانیافته سراسری تبدیل شد.
من معتقدم چشمانداز دموکراتیک خانم مریم رجوی شایسته توجه بینالمللی است.
برای دههها زنان ایرانی با تبعیض سیستماتیک روبهرو بودهاند و در عین حال در صف مقدم مبارزه برای آزادی ایستادهاند. رهبری و برنامه خانم مریم رجوی نشان میدهد که زنان نهتنها میتوانند در تغییر دموکراتیک مشارکت کنند، بلکه میتوانند رهبری آن را نیز بر عهده بگیرند.
