اگر بنزین گران شود، آیا ایران دوباره شعلهور خواهد شد؟
۱۴۰۵/۶/۱۰
۶۰ اخطار آتشین به گرانی بنزین؛ چرا رژیم از تکرار قیام ۹۸ و گسترش عملیات کانونهای شورشی میترسد؟
گفتگو با زینب شادباش
همانطور که در تصاویری که پخش شد دیدیم، نوشته بود: «۶۰ اخطار آتشین به گران شدن قیمت بنزین؛ اگر گران کنید، مانند ۹۸ ایران تماماً آتش». شما چه نتیجهای از این موضوع میگیرید؟
واقعیت این است که در این رژیم، جنایت و چپاولگری دو روی یک سکه هستند. جنایت میکنند تا بیشتر چپاول کنند و برای اینکه دستشان در چپاول بازتر باشد، باز هم بیشتر جنایت میکنند. از آنجایی که کانونهای شورشی نیروهای حقطلبی هستند که هرگز در مقابل جنایات رژیم بیتفاوت نبوده و نیستند، به این ترتیب پیام مشخص خودشان را اعلام کردند که البته این پاسخ مقدماتی آنهاست و قطعاً گامهای بعدی را هم میشود از روی همین پاسخ دریافت: در صورت گران کردن بنزین، ایران مانند ۹۸ تماماً آتش خواهد شد.
واقعیت این است که این رژیم قبل از همه و بیش از همه به این واقعیت ایمان دارد که این فقط یک حرف نیست؛ چرا که ماده عملی آن را در قیام ۹۸ و ۴۰۲ و همینطور در ادامه و استمرار آن اقدامات آتشین در عملیاتهای این کانونها در سراسر ایران علیه مراکز سرکوب این رژیم به چشم دیدهاند. عملیاتهای آتشینی که زیر چشم پاسدارهای تا دندان مسلح آنها، شب و روز را به این جنایتکاران حرام کرده است.
تا جایی که دیگر خبرگزاریهای خودشان، از جمله خبرگزاری حوزه، در ۱۵ مرداد، به زبان اشهد اذعان کردند که کانونهای شورشی در اعتراضات سراسری داخل کشور نیز همواره نقش عمدهای ایفا نمودهاند. و یا اینکه در خبرگزاری دفاع پرس رژیم، در ۳۰ مرداد، به تأکید، از قول مدیرکل بنیاد فساد و چپاول رژیم در خراسان رضوی نوشتند:
«شناخت چهره واقعی مجاهدین نیاز امروز جامعه و ضرورتی برای نسل امروز است.»
به چه دلیل؟ خب، به خاطر اینکه وقتی نیرویی بتواند در چنین شرایطی که شب و روز نیروهایشان را در خیابانها گسیل کردهاند، باز هم چنین عملیاتهایی بکند، پس این نیرو سازمانیافته است و تنها و تنها یک نیروی تشکیلاتی و سازمانیافته است که میتواند در هر شرایطی ضربه بزند و رژیم هم نتواند هیچ کاری علیهش بکند و در تمام این سالها از آن شکست بخورد.
دقیقاً در همین صحبتهایی هم که در خبرگزاری حوزه درج کرده بودند، بهدرستی نوشته بودند کانونهای شورشی «یگانهای بالقوه و بالفعل ارتش آزادیبخش» هستند. بله، این واقعیت در جریان بین کانونهای شورشی و رژیم در کف خیابان است.
اعدام و سرکوب بیشتر؛ پس چرا عملیاتهای کانونهای شورشی متوقف نشده است؟
شما اشاره کردید که رژیم از کانونهای شورشی شکست خورده، در حالی که میبینیم از ابتدای امسال لااقل ۴۰ مجاهد و شورشگر را اعدام کرده که ۹ نفرشان مجاهد و بقیه شورشگران بودند. برای این چه توضیحی دارید؟
بله، خب معلوم است که رژیم دستبردار نیست. بالاخره ما داریم از یک «جنگ» صحبت میکنیم، معلوم است که آن هم برای دفاع از خودش «ضربه» میزند، اما مهم نتیجه این زد و خورد است. آیا بعد از این همه اعدام و شکنجه و بگیر و ببند که بهدرستی به آن اشاره میکنید، این رژیم توانسته فتیله عملیاتها را پایین بکشد؟
اگر واقعاً پایین کشیده شده بود، حرف درست بود؛ اما کانونهای شورشی که پشت سر هم در حال عملیات هستند. همین چند روز پیش بود که ۳۰ عملیات آتشین به خاطر سالگرد قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ داشتند. دوباره ۳۰ عملیات آتشین برای همیاری با سیمای آزادی و با تأکید بر اینکه شاید ما پولی نداشته باشیم، اما جانمان را در راه آزادی این مردم پیشکش میکنیم.
کانونهای شورشی در یک ماه گذشته به ۲۰۰ رشته عملیات ضداختناق در استانهای ایران دست زدهاند. این به غیر از صدها و هزاران مورد فعالیت تبلیغی کانونهای شورشی است که هرکدام از آنها هم خودش یک عملیات است.
خب، هر ناظر بیطرفی میتواند الان بگوید که با این آمار، تعادل بین سرکوب و گسترش به کدام سمت میچرخد؟ اگر از گسترش عملیاتها کم میشد، بله، میشد بگوییم که این رژیم پیروز شده؛ اما واقعیت این است که این رژیم حتی با حفظ الگوی کشتارش در سال ۶۷، در تمام ۳۸ سال گذشته باز هم نتوانسته کاری از پیش ببرد.
اگر سرکوب جواب نداده، آیا موج شورش بزرگتر از همیشه در راه است؟
و این بالاترین و رساترین پیام به جوانهای شورشی ایران عزیزمان هست که الان هم تعدادشان خیلی زیاد است و همه فهمیدهاند که هیچ راهی برای آزادی ایران بجز پیوستن به کانونهای شورشی نیست و این تنها راه است.
به همین خاطر هم هست که همچنان که در سؤال قبلی گفتم، به دستوپا افتادهاند که باید مجاهدین را برای نسل امروز بازخوانی کنیم. اما واقعیت این است که وضعیت جامعه ما بغایت انفجاری است و این خودش زاینده شورشگرانی است که این مسیر را ادامه بدهند و رژیم هیچ کاری نمیتواند با این سیل خروشان بکند.
وضع جامعه آنقدر انفجاری است که رئیسجمهور خودشان هم میگوید مردم روی لبه هستند و اگر کمی فشار بدهیم، ممکن است بیفتند. این افتادن هم که معنای خاص خودش را دارد؛ یعنی قیام، یعنی رژیم بیفتد و این بار دیگر ریشهکنی سراپای این رژیم.
این ترس، البته، در پیام این بار مجتبی خامنهای به مناسبت هفته دولت هم بهوضوح مشهود بود که گفت اینقدر از مشکلات حرف نزنید، رعایت وحدت کنید و...
این واقعیت محتومی است که کینگ مجتبی را بدجوری به لرزه انداخته که وسط این جنگ و جنگ گرگهای درونی و شقهشکافی که نظامشان را پارهپاره کرده، باز هم تلاشش برای جمعوجور کردن اوضاع و بهاصطلاح حفظ وحدت است؛ چرا که میداند یک دشمن واقعی روی زمین، مترصد فرصت برای به زیر کشیدنش هست که دیگر نه با بمب اتم میتواند آن را از بین ببرد، نه با کشتار و شکنجه و اعدام.
خب، در چنین شرایطی آیا واقعاً نباید با قاطعیت تمام گفت که این رژیم باز هم شکست خواهد خورد و کانونهای شورشی و مردم شورشگر ایران پیروز صحنه هستند
